دموکراسی قدسی بر اصول معرفتشناختی، جهانشناختی، انسانشناختی، دینشناختی و ... زیر استوار است:
۱. عقل، به مثابه «وحی درونی» و وحی به مثابه «عقل بیرونی»، هر دو حجتند و تواما مجرای کشف «مقاصد الهی» و «مصالح بشری» به شمار میروند؛ تخلف از حکم عقل مانند تخطی از حکم وحی، سر با ززدن از فرمان الهی است.
۲. هستمندان ازجمله انسانها فعل خداوندند، از این رو: ــ از سویی، خداوند به مصالح و مفاسد آفریدهها و سازوکار جلب و دفع آنها، آگاهتر از هر موجود دیگر است. بشر نیز، هم از لحاظ علمی و هم از حیث عملی، نیازمند راهنمایی الهی است، زیرا عقل آدمی به تنهایی نیازهای او را کفایت نمیکند، و نفس بشری (نفس اماره) اجازت نمیدهد که انسان همه شئون خویش را آنچنان که بایسته و شایسته اوست تدبیر کند. از این جهت از باب لطف از حق متعال (نه بر او) واجب است که دستور حیات جمعی و فردی آدمیان را به نحو احسن تعیین و تبیین کند. ــ و از سوی دیگر، چون خداوند خالق موجودات است پس مالک آنهاست، و، چون او مالک است پس همو نیز ملک است و اصالتا تصرف در شئون تشریعی بشر مانند شئون تکوینی وی حق خداوند است، احدی بر احدی ــ جز خدا ــ ولایت ندارد؛ و حق تصرف در شئون انسان، تنها و تنها در چارچوب منظور و مرضی حضرت حق، قابل واگذاری به غیر اوست.
۳. آفرینش، هدفدار و همه پدیدهها ــ ازجمله انسان ــ پیوسته در سیر و صیرورت از نقص به کمال مطلوب خویش است. دنیا و عقبی نیز به مثابه منازل متعاقب این سیر و صیرورت است و چونان حلقات یک سلسله، به هم پیوستهاند و در نتیجه در تعارض با همدیگر نیستند.
۴. انسان بیتالغزل آفرینش است، هم خلیفه خداست هم عبد خدا، و ماهیت او متشکل از دو ساحت «فطرت» و «طبیعت» است، از این رو هم دارای کرامت ذاتی است و هم در فرآیند حل کششهای دوگانه برخاسته از همین دو جنبه ماهیت خود، میتواند به کسب کرامات و کمالات مضاعف نایل شود، و، چون او «عاقل» است «مختار» است، و، چون مختار است «مکلف» و مسئول است؛ به اقتضای شأن خلیفهاللهیاش مختار و تصمیمگیر است، به اقتضای شأن عبداللهیاش در قبال خدا مکلف است.
۵. هرچند جامعه از پیوستن آحاد انسانی پدید میآید، اما طبیعتا محکوم به قواعد و قوانین خاصی فراتر از قوانین معطوف به آحاد است، لهذا فرد در پیوند با اجتماع (علاوه بر حقوق و تکالیف فردی) حقوق و تکالیف اجتماعی خاصی نیز پیدا میکند. در تعارض میان مصلحت و منفعت فرد و جامعه، با لحاظ تقدم «اهم» بر «مهم»، گاه حق جمعی بر حق فردی، گاه حق فردی بر حق جمعی مقدم است، در هر حال، مناسبات آحاد اجتماع در چارچوب «حق» و «تکلیف» دوسویه بین خود و دیگران، قابل تبیین است.
۶. دین، گزارش اراده محقق خدا در تکوین و مشیت متوقع او در تشریع است و به تعبیر دیگر، دین، نگاه و نظر پروردگار به معرفت و معیشت است، از این رو دین (البته در حد ظرفیت مخاطب خود، که بشر است) از کمال و شمول برخوردار است، و نمیتواند به عرصهای از حیات آدمی پرداخته و عرصه دیگر را فرو گذارد؛ زیرا این با «حکمت» و «معدلت» و «رحمت» الهی سازگار نیست؛ صدور گزارهها و آموزههای نارسا و ناساز، ناقص و ناهماهنگ از سوی خدا نیز خلاف حکمت بالغه اوست، پس دین باید جامع، کامل و بخشهای آن سازمند و منسجم باشد و چنین است.
رئیس کل بانک مرکزی: با تدبیر رئیسجمهور مقرر شده کسری منابع پیشین کالابرگ از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاهها هرچهسریعتر تسویه شود
رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور به جام جم آنلاین پاسخ داد
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در گفتوگو با جامجم آنلاین:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد