شاید پاسخ، در کنار هم دیدن همه اینها باشد. ایران فقط یک جغرافیا، مجموعهای از آمار و ظرفیتها یا فهرستی از افراد نیست؛ ایران مجموعهای زنده و بههمپیوسته از سرزمین، فرهنگ، سرمایهها، مسائل و مردمانی است که در دل آن زندگی میکنند و به آن معنا میبخشند. روایت ایران، زمانی کاملتر میشود که این اجزا در کنار یکدیگر دیده شوند؛ هم داشتههای این سرزمین دارد و هم کسانی که آن را میسازند، حفظ میکنند و برای فردایش میکوشند.
رویداد ملی «ایران جان» با چنین نگاهی شکل گرفت؛ رویدادی که در هر ایستگاه، یک استان را به کانون توجه رسانهملی میآورد تا فرهنگ، ظرفیتهای گردشگری و اقتصادی، فرصتهای سرمایهگذاری و مسائل و مطالبات مردم به متن روایت ملی راه یابد. در سال ۱۴۰۴، هشت استان میزبان این رویداد بودند و همه شبکههای رادیویی و تلویزیونی، همراه با بخشهای مختلف رسانهملی مانند برون مرزی، فضای مجازی و... در یک عملیات مشترک قرار گرفتند تا هر استان، بیش از آنکه صرفا معرفی شود، دیده و شنیده شود. این تجربه نشان داد که روایت ایران را میتوان از مسیر استانها نیز ساخت؛ روایتی که به عدالت رسانهای نزدیکتر است و تصویری متکثرتر، واقعیتر و نزدیکتر به زندگی مردم از ایران پیشروی مخاطب میگذارد.
این تجربه، اکنون مبنای گام بعدی است. بررسی و آسیبشناسی هشت دوره ایران جان، در کنار تجربههای بهدست آمده، فرصتهایی برای رشد و ارتقای این رویداد پیشروی ما گذاشته است. فصل تازه قرار است با حفظ نقاط قوت، روایتها را منسجمتر، حضور مردم را پررنگتر و امتداد رویداد را جدیتر کند؛ بهگونهای که هر برنامه و هر سوژه، قطعهای از یک داستان بزرگتر باشد و در نهایت، تصویر کاملتری از استان و نسبت آن با ایران شکل بگیرد.
در این مسیر، یک تغییر مهم در نگاه به مخاطب نیز دنبال میشود: مردم نباید فقط موضوع روایت باشند؛ بلکه باید در روایت آن نیز نقش داشته باشند. ایران جان باید بتواند پیش از آغاز رویداد صدای مردم را بشنود، از خود آنها سوژه و مسأله بگیرد و پس از پایان هفته نیز پیگیر مطالبات و وعدههای مطرحشده باشد. اگر رسانه قرار است ایران را روایت کند، طبیعی است که خود مردم نیز در ساختن این روایت سهم داشته باشند.
در این مسیر، یکی از محورهای اصلی ارتقای رویداد، تعریف دوباره نسبت مردم با روایت است. مردم در ایران جان تنها مخاطب یا موضوع روایت نیستند؛ خود میتوانند راوی بخشی از این روایت باشند. از پیش از آغاز رویداد، با معرفی سوژهها و مسائل، تا روزهای برگزاری با تولید محتوا و پس از آن، با پیگیری مطالبات و وعدههای مطرحشده، قرار است مردم سهم بیشتری در شکلگیری و امتداد این جریان رسانهای داشته باشند. رسانه، وقتی میتواند تصویری نزدیکتر به واقعیت ایران ارائه کند که این تصویر را با حضور و صدای خود مردم بسازد.
از سوی دیگر، ایران امروز همان ایران پیش از تجربه جنگ 40روزه نیست؛ ایران جان نیز نمیتواند نسبت به این تغییر بیاعتنا بماند و فصل تازه آن باید بتواند رنج، ایستادگی، همدلی و تابآوری مردم در این دوره را در کنار روایت ساختن و آیندهنگری ایران بازتاب دهد.
از همین نقطه، مفهوم «ایران در میدان» معنا پیدا میکند؛ شعاری که میخواهد ایران را نه در فهرست آمارها و جاذبهها، بلکه در میدان واقعی زندگی ببیند: در میدان ساختن، جایی که کارگر و کشاورز و تولیدکننده ایران را پیش میبرند؛ در میدان ایستادگی، جایی که از شهدای جنگ 40روزه و خانوادههای آنان تا نیروهای نظامی و امنیتی، امدادگران و کادر درمان برای حفظ جان و امنیت مردم ایستادهاند؛ در میدان همدلی، جایی که مواسات و همراهی مردم، اقوام و گروههای اجتماعی، سرمایهای برای عبور از دشواریها میسازد؛ و در میدان فردا، جایی که جوانان، نخبگان و صاحبان ایده، برای مسائل امروز راهی به سوی آینده میگشایند.
ایران جان، روایت انسانهایی است که در گوشهوکنار این خاک، با هویت، ایستادگی، تلاش و تابآوری خود، ایران را زنده و پویا نگه داشتهاند.
رئیس کل بانک مرکزی: با تدبیر رئیسجمهور مقرر شده کسری منابع پیشین کالابرگ از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاهها هرچهسریعتر تسویه شود
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در گفتوگو با جامجم آنلاین:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد