آرش امینی: از زمان جنگ ۱۲روزه تاکنون فعالیت ارکستر لحظه‌ای قطع نشده است

واقعه کربلا به روایت ارکستر سمفونیک تهران

سمفونی
کنسرت «خسوف» که طی روز‌های ۱۵ و ۱۶مرداد در تالار وحدت روی صحنه رفت، یک‌بار دیگر پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت.
کد خبر: ۱۵۶۲۹۶۷
نویسنده آزاده صالحی - گروه فرهنگ و هنر

در پی استقبال مخاطبان از دو اجرای این کنسرت، اجرای این اثر با تمدید یک شب دیگر، امشب (۲۵مرداد) ساعت ۲۰ در تالار وحدت روی صحنه خواهد رفت. خسوف ساخته محمدسعید شریفیان، از آثار مهم موسیقی سمفونیک معاصر ایران است که با الهام از حماسه عاشورا و واقعه کربلا، مفاهیمی همچون «سوگ»، «ایمان»، «ایثار»، «آزادگی» و «حقیقت‌طلبی» را در قالب زبان موسیقی سمفونیک و گروه کر روایت می‌کند. ارکستر سمفونیک تهران در این اجرا با رهبری آرش امینی و همراهی گروه کر به رهبری بهرنگ شگرف‌کار روی صحنه می‌رود و هادی فیض‌آبادی نیز به‌عنوان خواننده در اجرای خسوف حضور خواهد داشت. این رویداد بهانه‌ای شد برای گفت‌و‌گو با آرش امینی، رهبر مهمان ارکستر سمفونیک تهران. 

 یکی از نکات قابل توجه درباره این کنسرت آن است که از زاویه متفاوتی به واقعه کربلا اشاره شده. شاید بد نباشد در ابتدای بحث درباره جایگاه موسیقی در مناسک مذهبی صحبت کنیم. 
همان‌طور که می‌دانید ریشه موسیقی_ چه در غرب و چه در اروپای شرقی و دیگر کشورها_ همواره مبتنی بر مذهب بوده و از کلیسا و ادعیه شکل گرفته و به‌تدریج شاخه‌هایی از آن جدا شده و به سمت موسیقی خالص رفته است. حالا این موسیقی خالص می‌تواند در قالب موسیقی توصیفی، پوئم‌سمفونی، کنسرتو یا... باشد. البته موسیقی در ایران به‌لحاظ تاریخی پیشینه‌ای کمتر از ۲۰۰سال دارد و نمی‌توان به لحاظ تاریخچه، آن را با موسیقی کشور‌های دیگر مقایسه کرد. درباره نمایش می‌توان چنین مقایسه‌ای قائل شد که نمونه آن قدمت تعزیه است. با این حال موسیقی به‌دلیل مؤلفه تاثیرگذاری، در کشور ما در مناسک و مراسم مذهبی مثل عاشورا، ولادت حضرت علی (ع) و... از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده است. دلیلش آن است که موسیقی در بین هنر‌های دیگر تاثیرگذارتر است. به‌عنوان مثال اگر کسی به یک نمایشگاه برود و یک تابلوی محزون ببیند، احتمال آن‌که به گریه بیفتد ضعیف است درحالی که همه ما این تجربه را نه یک‌بار بلکه بار‌ها داشته‌ایم که یک قطعه موسیقی ما را چنان تحت تاثیر قرار داده که اشک از چشم‌مان جاری شده است. دلیلش آن است که موسیقی بدون واسطه می‌تواند به ما نزدیک شود و در روحیات‌مان اثر بگذارد. ضمن این‌که موسیقی با زندگی روزمره ما آمیخته است. بهترین مثال در این زمینه، ملودی موبایل‌مان است که صبح‌ها با آن از خواب بیدار می‌شویم. خاطرم هست در پایان‌نامه یکی از دانشجویان به این مسأله اشاره کرده بودم که تقریبا در بعضی شبکه‌های رادیویی، از نظر زمانی، کمیت موسیقی‌های میان‌برنامه‌ای بیشتر از خود مطالب بوده است. از سوی دیگر ما ایرانی‌ها شیعه هستیم و همیشه به تاریخ خود افتخار کرده‌ایم. یکی از این وقایع تاریخی، واقعه کربلاست که همیشه نسبت به آن ارادت داشته‌ایم. 
 خاطرم هست در گفت‌و‌گو‌هایی که با بعضی از آهنگسازان پیشکسوت داشتم به این مسأله اشاره می‌کردند. به رغم آن‌که پارتیتور‌های متعددی نوشته‌اند، اما این آثار همچنان در کشوی اتاق کارشان خاک می‌خورد ولی در ارکستری مثل ارکستر سمفونیک تهران کمتر از اجرای این آثار بهره گرفته می‌شود. البته در سال‌های اخیر این روند بهتر شده و شاهد اجرای ارکستر سمفونیک از قطعات هنرمندان باسابقه هم هستیم. این اتفاق را چطور می‌بینید؟ 
در سال‌های دورتر در این خصوص حق با شما و این گروه از آهنگسازان بود ولی امروز همان‌طور که خودتان اشاره کردید، با مدیریت بنیاد رودکی و معاون هنری بنیاد که خودشان هم از پژوهشگران این عرصه هستند، این سنت شکسته شده و حتی می‌توانم بگویم خوشبختانه این روند برعکس شده به‌طوری که گاهی محور ارکستر سمفونیک تهران تماما بر اجرای آثار آهنگسازان ایرانی متمرکز بوده است؛ بنابراین چه هنرمندان جوان و چه آهنگسازان باسابقه و قدیمی توانسته‌اند مجالی برای اجرای آثار خود در ارکستر داشته باشند. در سال‌های اخیر هم قطعات عاشورایی در ارکستر سمفونیک تهران اجرا شده بودند. نمونه آن «سوگ شفق» بود. سال گذشته هم کنسرت ارکستر سمفونیک تهران به اجرای موسیقی «نامیرا» به آهنگسازی بهزاد عبدی و رهبری نصیر حیدریان پرداخت که روایتی از واقعه عاشورا بود؛ بنابراین در پاسخ می‌توانم بگویم در سال‌های اخیر نسبت به اجرای آثار آهنگسازان داخلی توجه بیشتری صورت گرفته است. 
 اصولا ذهنیت مخاطب ایرانی عمدتا به‌سمت کنسرت‌های باکلام گرایش دارد. به‌نظرتان موسیقی بی‌کلام و کرال که از خواننده به شکل مستقیم بهره نمی‌گیرند چقدر می‌توانند با جامعه ارتباط برقرار کنند؟ 
پیش از هر چیز باید به این مسأله اشاره کنم که کنسرت خسوف با همراهی گروه کر اجرا می‌شود. در نتیجه قصه واقعه کربلا به‌وسیله گروه کر برای مخاطبان روایت خواهد شد. در عین حال، به‌قول استاد شاهین فرهت، ایران بیش از آن‌که کشور موسیقی باشد کشور ادبیات است. به همین خاطر است که در اغلب آثار_ چه تک‌خوانی و چه کرال_ شعر و کلام همواره از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند. 
 البته منظور من بیشتر به مقوله «خواننده‌محوری» اشاره داشت که بعضی از هنرمندان، گرایش اغلب مخاطبان به‌سمت کنسرت‌های خواننده‌محور را یک آسیب تلقی می‌کنند. 
هنرمند هیچ‌گاه نمی‌تواند و نباید مطابق خواست و سلایق مخاطب به ساخت و ارائه اثر بپردازد. کما این‌که ممکن است مخاطب به خیلی چیز‌ها در موسیقی تمایل داشته باشد که محقق کردن آن برای هنرمند امکان‌پذیر نیست. این وظیفه متولیان فرهنگی است که سلایق جامعه را از این منظر به‌سمت متعالی شدن ببرند. وگرنه آهنگساز، بنیاد رودکی، شخصی مانند من یا شریفیان نمی‌تواند دربست در اختیار خواسته‌های مخاطب کار کند. 
 چشم‌انداز فعالیت ارکستر سمفونیک تهران را چطور ارزیابی می‌کنید؟ 
ارکستر سمفونیک تهران امروز طبعا با ارکستر سمفونیک سال‌های قبل تفاوت کرده است. ضمن این‌که قطعه خسوف ۲۵سال پیش هم در ارکستر سمفونیک تهران اجرا شد که آن زمان به‌عنوان ویولونیست در ارکستر حضور داشتم؛ بنابراین ارکستر سمفونیک تهران در حال حاضر از نظر فنی و تکنیکی، به نسبت دهه‌های گذشته از عملکرد موفقیت‌آمیزتری برخوردار است؛ به‌خصوص از نظر تعداد نوازندگان. دلیلش هم این است که در ۳۰سال اخیر تعداد هنرجویانی که به کلاس‌های ویولن چه در قالب دانشگاهی و آزاد و خصوصی رفته‌اند افزایش یافته است. طبعا وقتی تعداد بالا می‌رود، کیفیت نمود بیشتری می‌یابد. یعنی اگر ۱۰۰نفر به کلاس موسیقی بروند، ۱۰هنرمند خوب از این کلاس‌ها بیرون می‌آیند و اگر ۱۰هزار نفر بروند، احتمال این‌که هزار هنرمند خوب از دل این کلاس‌ها بیرون بیاید زیاد است. در نتیجه گسترده شدن فضا‌های آموزشی موسیقی و ظهور هنرمندان مستعدی از نسل جوان در پیشبرد موسیقی امروز نقش زیادی داشته است. ضمن این‌که ورود لوازم وسایل ارتباط جمعی هم باعث شده نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران، با نوازندگان ارکستر‌های دیگر کشور‌ها ارتباط برقرار کرده و با روند کار آنها بیشتر آشنا شوند. همه این مسائل باعث شده سطح ارکستر سمفونیک تهران ارتقا یابد و امروز با ارکستر قوی‌تری روبه‌رو شویم. در عین حال از زمان جنگ ۱۲روزه تاکنون فعالیت ارکستر لحظه‌ای قطع نشده است. کما این‌که درست بعد از پایان جنگ، کنسرتی به رهبری نصیر حیدریان در میدان آزادی برگزار شد و بعد از آن به مناسبت فرارسیدن ماه محرم و دیگر مناسبت‌ها، ارکستر به اجرای برنامه‌های مختلفی پرداخت. همین‌طور در جشنواره فجر امسال ارکستر حضور داشت و در سال جدید هم تا امروز به اجرای دو سه کنسرت پرداخته است. 
 نکته قابل تأمل این است که در فاصله بین دو جنگ، درقیاس با سایر شاخه‌های هنری، موسیقی پیشروتر بوده و به‌کرات با ساخت آثاری در قالب‌های تک‌آهنگ، نماهنگ، ترک و... روبه‌رو بوده‌ایم. به‌نظرتان این آثار چقدر می‌توانند در تبیین هویت ملی ما نقش داشته باشند؟ 
در ابتدای صحبت‌های‌مان به این مسأله اشاره کردم که موسیقی به نسبت دیگر هنر‌ها از تاثیرگذاری بیشتری برخوردار است. همین مؤلفه می‌تواند پاسخگوی سوال شما باشد. 
 اگر ممکن است درباره قطعه خسوف هم توضیح دهید. 
در این سال‌ها کم نبوده‌اند آثاری که در قالب سینما، تئاتر، موسیقی و هنر‌های دیگر که به روایت واقعه کربلا پرداخته‌اند. در این بین، ما فیلم سینمایی «روز واقعه» را داریم که به یک بخش از این واقعه نگاه کرده است. یا همین‌طور برخی آثار دیگر. قطعه خسوف به روایت بخش‌های مختلفی درباره این رویداد تاریخی می‌پردازد که از حرکت کاروان به‌سمت کوفه شروع می‌شود و در شب تاسوعا با بخش نیایش روبه‌رو خواهیم شد. بینابین آن نیز لحظه هیجان‌انگیز و دراماتیک تهدید دشمن و صحنه نبرد را روایت می‌کند و با شام غریبان هم به پایان می‌رسد.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها