با وجود آن که جشنواره موسیقی فجر درطول این سالها همیشه از برچسب بینالملل بهره گرفته است، امسال آنطور که باید دراین بخش با برنامههای متنوع مواجه نبودهایم.
حتما شما بهعنوان اصحاب رسانه اطلاع دارید، تصمیم من این بود که مدتزمان برگزاری جشنواره یک ماه باشد، ضمن اینکه گفته بودم، تصمیم داشتم جشنواره موسیقی فجر، موسیقی متنی برای تمام جشنوارهها مانند جشنواره تئاتر، جشنواره فیلم و... باشد. درباره بخش بینالملل، بهواسطه ارتباطاتی که دارم،هنرمندان درجه یک جهانی، ازرهبرارکستر تا سولیستها و گروههای مختلف را برای جشنواره امسال دعوت کرده بودم و کارها دراین زمینه تقریبا انجام شده بود. درواقع قرار بود این هنرمندان برای یک اجرای کمنظیر به ایران بیایند و چهار برنامه مختلف با ارکستر سمفونیک تهران را در چهار هفته اجرا کنند، درست مانند سایر ارکسترهای حرفهای جهان که در ماه، چهارپنج کنسرت اجرا میکنند. هرکدام از این هنرمندان که از آنها برای سفر به ایران دعوت کرده بودیم، در ردیف هنرمندان طرازاول و درجهیک جهان قراردارند؛ بهعنوان مثال، رهبران ارکستر،هنرمندانی هستندکه در کارنامه کاری خود،رهبری ارکسترهایی مثل فیلارمونیک برلین رابرعهده داشتهاند. بااینحال، بهرغم برنامهریزیهای انجام شده، بهدلیل شرایط موجود، حضور این افراد دربخش بینالملل جشنواره میسر نشد. البته براساس صحبتهایی که با بنیاد رودکی انجام دادهام، قرار است ازحضور این گروهها در طول سال بهره گرفته شود و آنها بتوانند در ایران اجرا داشته باشند. ولی در این دوره، تصمیم بر این بود تا جشنواره در سطح کوچکتری برگزار شود.

بدون شک جشنواره موسیقی فجر، بهترین محمل برای ظهور و بروز موسیقی ردیفدستگاهی بهشمار میرود، آنهم در شرایطی که اغلب هنرمندان این عرصه بر این باورند که موسیقی ایرانی عملا به حاشیه رانده شده است. از دید شما، در این دوره چقدر به ظرفیت این نوع موسیقی پاسخ داده شد؟
براساس جامعه آماری درسال۲۰۱۲، در سه منطقه دنیا یعنی ایالاتمتحده، اروپای غربی و چین، از صددرصد گردش مالی کل موسیقی در هرکدام از این سهناحیه که اسم بردم، سهم موسیقی کلاسیک ۳درصد بوده است. جالب اینکه در سال ۲۰۲۰ این سهم به یک درصد رسید.
میخواهید بگویید در همهجای دنیا تعداد مخاطبان موسیقی جدی معدود است؟
دقیقا؛ اما این به آن معنی نیست که این نوع موسیقی مورد حمایت و توجه قرار نگیرد. طبعا ضرورت دارد تا موسیقی جدی حمایت شود،همانطورکه درکشورهای دیگر این اتفاق میافتد.کمااینکه براساس آمارها، درسال۲۰۱۴، دولت فرانسه ۹میلیون یورو به اپرای پاریس سوبسید داد تا این اپرا زنده بماند و از بین نرود. آنچه مسلم است اینکه در کشور ما هم موسیقی دستگاهی دراولویت قرار دارد اما میبایست سیاستگذاریها درجهت پررنگکردن ایننوع موسیقی بهنحوی صورت بگیرد تا موسیقی پاپ که بازار خود را دارد، تمام سهم موسیقی دستگاهی را نبلعد. البته کمرنگشدن موسیقی اصیل ایرانی دراینسالها،دلایل دیگری هم داشته؛مهمترین دلیلش نشانندادن سازدررسانههای جمعی بوده که باعث شده کودکانونوجوانان عملا با سازهای ایرانی آشنا نشوند. در نتیجه، نسل جوان امروز عمدتا بهسمت سازهایی چون گیتار، پیانو و ارگ گرایش دارند. بهطوری که اگر به آموزشگاههای موسیقی سری بزنید، میبینید تعداد هنرجویان ساز گیتار و کلاسهای خوانندگی بیشتر از سایر سازهاست، درحالی که اگر این کودکان بهاندازه کافی سازهای ایرانی را به مناسبتهای مختلف در رسانههای جمعی ببینند، بهسمت فراگیری این سازها حرکت میکنند. ناگفته نماند که اولین روز از جشنواره امسال به اجرای خلاقانه جمعی از نوازندگان کودکانونوجوان درسالن سوره حوزه هنری درحضور چهارصد بییننده اختصاص داشت. این برنامه با عروسکگردانی و اجرای گروه کر هم همراه بود و بهشکل هدفمند، از عناصری چون شعر، آواز و بازی هم بهره گرفته شده بود تا کودکانونوجوانان، نام دستگاههای مختلف موسیقی را یاد بگیرند.
باایناوصاف، بهنظر شما با برداشتن چنینقدمهایی میتوان به احیای موسیقی اصیل ایرانی امیدوار بود؟
حتما میشود، ضمن اینکه درحالحاضر رویکرد سیاستگذاران فرهنگی از جمله آقای بابک رضایی، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگوارشاد اسلامی به این سمت است و امیدوارم دربرنامههای سال جدیدنیز این رویکرد ادامه یابد و به موسیقی جدی توجه بیشتری شود. ولی برنامهای که امیدوارم در دفتر موسیقی دستخوش تغییر شود، این است که با روی کارآمدن هر مدیر تازهای، برنامه جدیدی اختراع نشود. درواقع باید برنامه مدونی وجود داشته باشد تا مدیران ما،فقط مجری این برنامهها باشند، نه مبتکر برنامههای جدید. ازسوی دیگر، براین باورم که نهادهای دیگر مانند فرهنگستان هنر هم باید پای کار بیایند تا این هدف محقق شود، هرچند همیشه گله داشتهایم که دستگاهها به توصیههای ما دراین زمینه توجه چندانی نمیکنند. ازاین نظر، امیدوارم درآینده نزدیک شاهد همکاری دیگر دستگاهها درجهت حمایت هرچه بیشتر از موسیقی ایرانی باشیم.
سالهای اخیر در گفتوگوهایی که با برخی ازهنرمندان داشتم، به این مساله اشاره میکردند که لازم است تا هرازگاه در شورای سیاستگذاری جشنوارههایی مثل جشنواره موسیقی فجر، هوای تازهای دمیده شود و شاهد ورود چهرههای تازه به این حیطه باشیم؛ به نظر شما امسال چقدر این اتفاق افتاده است؟
میتوانم بگویم دراین دوره شاهد این اتفاق بودیم. نمونه آن، ستاره بهشتی است چهره تازهای که دربین اعضای شورای سیاستگذاری امسال حضور داشت؛ همینطور حضور بهزاد عبدی که از موزیسینهای پرسابقه هستند نیز دراین دوره مغتنم بود. ازاینها گذشته، امسال متممی را ارائه کردیم تا براساس آن، دو عضو جدید (یک خانم و یک آقای ۱۸ساله) به شورا اضافه شوند. اگرچه این دو،عضو اصلی نیستند،ولی هدف ماازاضافهکردن این دوهنرمند بهعنوان نمایندگان نسل موسیقیدانان جدید این بود که ازاین رهگذر، حرفها و ایدههایشان مطرح و شنیده شود. این مساله کمک زیادی به روند برگزاری جشنواره امسال کرد.
باتوجه به این که امسال به پیشنهاد شما، بخش رقابتی از جشنواره حذف شد، این مساله موجب کاهش انگیزه شرکتکنندگان نمیشود؟
ببینید ما یک رویداد رقابتی داریم و یک جشنواره که به اعتقاد من باید به دور از فضای رقابت برگزار شود. بدیهی است که جشنواره جای مسابقهدادن نیست بلکه محلی برای گردهمایی بهترینها درشاخههای مختلف است. در سؤالات پیشین شما به کنسرت گروه کودکانونوجوانان اشاره کردم که این هنرمندان بهرغم سن اندک خود، در ردیف بهترین نوازندگان بودند و به اجرای تاثیرگذاری پرداختند. در دورههای قبل جشنواره، ما با بخشهایی مثل پایاننامه، پژوهش و... مواجه بودیم، گنجاندن این بخشها در جشنواره مثل این میماند که گویی تمام سال را بیکار نشستهایم و حالا در یک هفته برگزاری جشنواره، میخواهیم تمام کارهایمان را یکجا انجام دهیم؛ طبعا این رویه جواب نمیدهد. درنتیجه امسال تصمیم گرفتیم بخش رقابتی را از جشنواره کنار بگذاریم.
با دستانداز خاصی هم در طول برگزاری این دوره مواجه بودید؟
دستانداز بهخصوصی نبود، به قولی:
چون عشق حرم باشد
سهل است بیابانها
همه مامردروزگاران سختهستیم ویادگرفتهایم که درسختترین شرایط،صحیحترین،منطقیترین وسادهترین قدمهارا برداریم.