اکنون با توجه به جایگاه جدید وی در ساختار شورای عالی امنیت ملی، انتظار میرود از این ظرفیت برای طراحی و اجرای راهبردهای مؤثرتر در حوزه امنیت ملی و مقابله با تهدیدهای خارجی استفاده شود. نخستین مسألهای که باید در اولویت قرار گیرد، پایان دادن به چرخه جنگ، آتشبس و آغاز دوباره جنگی است که طی دورههای مختلف میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته. ضروری است این روند با اتخاذ سیاستی متفاوت متوقف شود و ایران بتواند ابتکار عمل بیشتری در تحولات آینده داشته باشد. در این چارچوب، لازم است مجموعه ظرفیتهای کشور با یک نقشه دقیق، حسابشده و همهجانبه مورد استفاده قرار گیرد تا جایگاه ایران در معادلات منطقهای و بینالمللی ارتقا یابد و از تکرار این دور باطل جلوگیری شود. حتی باید درباره ظرفیتهایی که تاکنون برای شرایط خاص و مراحل نهایی درنظر گرفته شده، بازنگری صورت گیرد و مشخص شود آیا شرایط موجود اقتضا میکند برخی از این ظرفیتها زودتر مورد استفاده قرار گیرند یا خیر. در همین زمینه، برخی پیشبینیها درباره احتمال وارد شدن ضربات سنگین به ظرفیتهای نظامی آمریکا نیز باید مورد بررسی دقیق قرار گیرد. از سوی دیگر، بررسی افکار عمومی آمریکا و شرایط سیاسی داخلی این کشور نیز اهمیت دارد. اگر بخش قابلتوجهی از مردم آمریکا با جنگ علیه ایران مخالف باشند، این موضوع میتواند در محاسبات راهبردی ایران مورد توجه قرار گیرد. بنابراین لازم است در این زمینه مطالعات جامعی انجام شود و نقش ایران در معادلات سیاسی و امنیتی، با ابتکار عمل بیشتری دنبال شود. مسأله دیگر، احتمال تلاش آمریکا برای گسترش دامنه جنگ و وارد کردن کشورهای دیگر به این درگیری است. از این منظر باید تحولات منطقه، رفتار کشورهایی مانند عربستان و همچنین نقش بازیگران دیگری که ممکن است در این روند وارد شوند، با دقت رصد شود، چراکه گسترش دامنه درگیریها میتواند پیامدهایی فراتر از یک رویارویی دوجانبه داشته باشد. دومین مسأله، ضرورت احیای مطالعات تخصصی درباره آمریکا و رژیمصهیونیستی است. چند سال پیش میزهای تخصصی برای بررسی تحولات آمریکا وجود داشت که بعدها منحل شد. به نظر میرسد با توجه به شرایط کنونی، نباید این ضرورت را نادیده گرفت. امروز آمریکا و رژیمصهیونیستی از مهمترین تهدیدهای خارجی جمهوری اسلامی ایران محسوب میشوند و بنابراین لازم است تحولات سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی آنها بهصورت مستمر و روزآمد مورد بررسی قرار گیرد. بر این اساس میتوان میزهای تخصصی آمریکا و رژیمصهیونیستی را در وزارت امور خارجه احیا کرد یا در صورت امکان، چنین ساختاری را در شورای عالی امنیت ملی و دیگر نهادهای مرتبط ایجاد کرد. هدف از چنین ساختاری، رصد مستمر سیاستهای آمریکا و رژیمصهیونیستی در منطقه و جهان و ارائه تحلیلهای بهروز برای تصمیمگیران کشور است, بهویژه آنکه به نظر میرسد در حوزه شناخت دقیق ساختار سیاسی، امنیتی و راهبردی آمریکا و رژیمصهیونیستی، نیاز به تقویت و ترمیم برخی ظرفیتها وجود دارد. سومین مسأله، ضرورت تقویت ساختارهای مرتبط با مقابله با اقدامات تروریستی و امنیتی دشمن است. در برابر اقداماتی که علیه مسئولان، فرماندهان و دانشمندان جمهوری اسلامی ایران انجام شده، کشور باید از ظرفیتهای قانونی و امنیتی خود برای شناسایی عوامل و مقابله با شبکههای مسئول این اقدامات استفاده کند. طبیعی است که چنین موضوعی نیازمند ساختار مشخص، بودجه مناسب و سازوکارهای قانونی بوده تا کشور بتواند در برابر اقدامات مشابه دشمن، از ظرفیتهای بازدارنده خود استفاده کند و هزینه اقدامات تروریستی علیه ایران را افزایش دهد. اما مسأله نهایی، نگاه بلندمدت و اهداف کلان جمهوری اسلامی است. با توجه به اعتقادات و آرمانهای انقلاب اسلامی درباره ظهور حضرت مهدی(عج)، باید اهداف و مأموریتهای کلان نظام نیز در یک چارچوب بلندمدت مورد توجه قرار گیرد. براساس آنچه در خاطرات برخی فعالان سیاسی انقلاب، ازجمله مرحوم عسگراولادی، درباره این نگاه مطرح شده، این مسیر از استقلال و آزادی ایران آغاز میشود، سپس کشورهای اسلامی را دربرمیگیرد و در نهایت به حمایت از مستضعفان جهان و مقابله با سلطه استکباری منتهی میشود. از این منظر، زمینهسازی برای تحقق حکومت اسلامی و فراهم کردن شرایطی که این آرمانها بتوانند در عرصه عمل تحقق پیدا کنند، باید بخشی از برنامهریزیهای بلندمدت کشور باشد.