به گزارش جام جم آنلاین؛ زمانی بود وقتی صحبت از انیمیشن و انیمیشنسازی میشد انتخابها بین تولیدات چند استودیو محدود که کارشان هم کم نقص بود محدود بود اما سال 2010 یا 1389 خودمان بود که استودیوی ایلومینیشن با داستانی آشنا اما پرداختی جذاب برای خود در کلوب بزرگان انیمیشنسازی یک صندلی رزرو کرد. اما همه چیز به این انیمیشن محدود نشد چون در آن موجوداتی بودند که حتی بیشتر از کاراکترهای اصلی دل مخاطبان خود را بردند و باعث شد که تاکنون سهگانه اختصاصی خود را داشته باشند. موجودات زردرنگ بامزه اما در عین حال خنگی که همه جا بودند و زندگی یک هدف بیشتر نداشتند؛ خدمت به بدجنسترین اربابی که میتوانستند پیدا کنند.
داستان «مینیونها و هیولاها» با عقبگردی جسورانه به سپیدهدم سینما آغاز میشود. جیمز و هنری، دو مینیونِ رویاپرداز، در موزه استودیوهای یونیورسال با تاریخ سینما آشنا میشوند؛ جایی که یک راهنمای تور با صدای الیسون جنی، گروهی از کودکان را با میراث سینمای صامت آشنا میکند. مینیونها که از آغاز پیدایش تصاویر متحرک در قلب تاریخ حضور داشتهاند، وارد ماجرایی میشوند که آنها را از هالیوود تا عصر فیلمهای ناطق میبرد؛ ماجرایی که در آن باید میان خدمت به بزرگترین شرور تاریخ و خلق هنر ناب، یکی را انتخاب کنند.
نامهای عاشقانه به سینمای صامت
هر فیلم از مجموعه «مینیونها» در واقع یک اثر دورهای است؛ اثری که با المانهای یک دوره خاص شوخی میکند، اما برخلاف قسمتهای قبلی که خلاقیتشان به شوخی با لباسهای دهه ۶۰ و ۷۰ محدود میشد، «مینیونها و هیولاها» بستر داستانی را به یک «شخصیت مستقل» تبدیل کرده است. نیمه اول این فیلم، احتمالاً بهترین اثر ایلومینیشن از زمان «منِ نفرتانگیز» است؛ قصیدهای باشکوه برای سینمای اولیه که در آن پییر کافین با شور و حرارت، تمام ژانرهای سینمای قرن نوزدهم را در قالب شوخیهایی منحصربهفرد، پرمهر و مملو از هرجومرج به تصویر میکشد.
از عبور مینیونها از میان چرخدندههای نمادین «عصر جدید» چاپلین تا برخورد با هارولد لوید و باستر کیتون؛ این سکانسها گنجینهای از ارجاعات کلاسیک است که هر سینهفیلی را به صفحه تلویزیون میخکوب میکند. انیمیشن فیلم خیرهکننده و مملو از جزئیات است؛ ظاهر خاکی بلوار هالیوود با ماشینهای قدیمی و ساختمانهای آرت دکو، به لطف تیم طراحی صحنه و کارگردانی هنری، به طرز چشمگیری زنده از آب درآمده است. موسیقی ارکسترال «جان پاول» نیز چنان فراتر از انتظارات یک انیمیشن ظاهر میشود که سکانسهای اکشن کمدی هیستریک فیلم را به اوج میرساند.

از خادم شروران تا هنرمندان تمام عیار
نویسندگی کافین و برایان لینچ ثابت میکند که وقتی فیلمی بر اساس شخصیتهایش بنا شود، تا چه حد میتواند خوب باشد. هنری و جیمز اولین مینیونهایی هستند که بیننده حاضر است برایشان جان بدهد؛ رهایی آن دو از وضعیت «خادم شروران بودن» و قوس شخصیتی «تلاش برای خلق هنر به هر قیمتی»، به طور صادقانهای غافلگیرکننده است. اِد، مینیون ناشنوا نیز وقتی به هنری و جیمز ملحق میشود و تیم خلاق برای مجهزکردن زبان مینیونی به زبان اشاره مخصوص خود، سنگ تمام گذاشتهاند؛ اقدامی که از عزم جدی سازندگان برای شمولیت و تنوع در سینمای کودک حکایت دارد.
فروکش کردن هیجان با ورود دورت
اما «مینیونها و هیولاها» در نهایت به عادتهای قدیمی ایلومینیشن بازمیگردد. نیمه دوم فیلم — زمانی که شخصیت «دورت»، ربات فضایی بدشانس با صدای جسی آیزنبرگ وارد میشود — از نفس میافتد. عاشقانه تحمیلی بین دورت و یک فعال حقوق زنان (زوئی دویچ)، هرچند نامه عاشقانه فیلم به هالیوود قدیم را تکمیل میکند، اما خود دورت به اندازه بقیه اتفاقات فیلم خندهدار نیست.
پتانسیل «گومی»، آن موجود سبز کوچک و ناز با صدای تری پارکر، و نقشههای مبهم و ویرانگرش نیز بهدرستی به کار گرفته نمیشود؛ گومی بهعنوان یک شرور در ایلومینیشن، کاملاً استاندارد و معمولی باقی میماند. این مایه تأسف است، چرا که تمام ابعاد دیگر فیلم به شکلی استادانه پیشرفت کردهاند.

چرا مینیونها را دوست داریم؟
با گذشت ۱۶ سال از حضور مینیونها در وجدان جمعی، و پس از شش فیلم بلند و نزدیک به ۶ میلیارد دلار فروش، «مینیونها و هیولاها» سؤالی بزرگ را مطرح میکند: چرا ما مینیونها را دوست داریم؟
پاسخ ساده است مینیونها نشانه زوال پیچیدگی فرهنگی نیستند؛ بلکه نابترین عصاره همان انگیزهای هستند که سینما را به ماندگارترین شکل هنری بشریت تبدیل کرد — شخصیتهایی که سخت تلاش میکنند سرگرم کنند، حواسها را پرت کنند و تجربهای جمعی برای مخاطبان فراهم آورند. در دنیایی که به نظر میرسد هیچکس تاریخ رسانهای که از آن لذت میبرد را به یاد نمیآورد — و این نگرانی که نسلهای جوان از فیلمهای قدیمیتر از تاریخ تولدشان فاصله میگیرند — دلگرمکننده است که فیلمی کودکانه، کودکان را با پیشگامان سینما آشنا کند. «مینیونها و هیولاها» به سرزندهترین، منسجمترین و سرگرمکنندهترین اثر این مجموعه تا به امروز تبدیل شده است.
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد