به گزارش جام جم آنلاین؛ اما نکتهای که در مواجهه با اخبار و تحلیلهای این رسانهها باید در نظر گرفت گرایش سیاسی آنهاست چرا که این عامل تعیین کننده آن است که در مقابل یک گزارش چه واکنشی باید داشت. آیا آن را میتوان به عنوان یک تحلیل پذیرفت یا اینکه صرفا گزارشی است در خدمت منافع سیاسی و حزبی. به همین علت در این گزارش بنا داریم تا پوشش این رسانهها از نبرد رمضان را بررسی کنیم تا تصویری روشن از افق رسانهای آمریکا از این رویداد را ترسیم کنیم.
استراتژی رسانهای آمریکا در قبال نبرد رمضان
از زمانی که نبرد تحمیلی سوم آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز شد رسانههای آمریکایی فارغ از گرایشهای سیاسی که داشتند شروع به تفسیر چرایی آغاز این جنگ، اهداف دولت مستقر در آمریکا و پیامدهای اقتصادی آن کردند. تقریبا هیچکدام از آنها صرفا واقعیت میدان را منتقل نکردند و هر کدام رویدادهای جنگ را در چهارچوبی مشخص که عمدتا بر اساس گرایش آنهاست قرار دادند تا جایی که در انتخاب تیتر، منبع، کلمههای مورد استفاده و موضوع گزارشها تفاوت دارند.
فاکس نیوز؛ تریبون جمهوریخواهان و روایت قدرت
در این میان شبکه خبری فاکس نیوز به عنوان یکی از خبرگزاریهای مهم جمهوریخواه و حامی اصلی رییسجمهور آمریکا در میان رسانهها اهمیت دوچندانی دارد. پوشش رسانهای این شبکه در بسیاری از مقاطع جنگ رمضان بر قدرت نظامی آمریکا، مواضع دونالد ترامپ، تهدید هستهای ایران، توان موشکی و نظامی ایران، امنیت اسرائیل و ضرورت حفظ فشار بر تهران متمرکز بوده است.
در گزارشهای فاکس نیوز اظهارات دونالد ترامپ و مقامهای دولت او جایگاه بسیار پررنگی دارد و بخش قابل توجهی از روایت جنگ از زاویه اهداف اعلامشده دولت آمریکا روایت میشود. برای نمونه، در پوشش اخیر فاکسنیوز درباره مذاکرات مربوط به تنگه هرمز، اظهارات ترامپ درباره پیشرفت مذاکرات، کاهش قیمت نفت و بنزین، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای و تداوم فشار نظامی را برجسته کرد.

معیار موفقیت در رسانههای راستگرا
به خاطر حمایت این شبکه از دولت آمریکا و شخص دونالد ترامپ هم هست که مفهوم موفقیت برای آن اهمیت زیادی دارد. تا جایی که وقتی مقامهای دولت ترامپ درباره ضعیفشدن ایران، نابودی توان نظامی یا وادار شدن تهران به مذاکره صحبت میکنند، این موضوعات غالباً بهعنوان نشانههایی از موفقیت راهبرد آمریکا مطرح میشوند.
به عنوان مثال این شبکه خبری در یکی از گزارشهای خود به واکنش مثل تام کاتن سناتور جمهوریخواه و مایک پمپئو وزیر خارجه سابق آمریکا استناد کرد که خواهان فشار بیشتر به ایران شده بودند. به عبارت دیگر معیار موفقیت در جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران با میزان فشار واردشده به ایران و امتیازاتی که آمریکا میتواند از تهران بگیرد سنجیده میشود.
نیوزمکس؛ فشار اقتصادی و تردید در پیشبرد جنگ
نیوزمکس دیگر رسانه شناخته شده جبهه جمهوریخواه است که نمونه مناسبی برای مقایسه با خبرگزاری فاکس نیوز به حساب میآید. این رسانه با اینکه در محتوای تولیدی خود مانند فاکس نیوز حمایت همه جانبهای از جنگ ندارد، اما برای مخاطبان خود موضوعاتی ادعایی مانند تهدید ایران برای اسرائیل، کشورهای عربی، تأسیسات انرژی و مسیرهای انتقال نفت تأکید کرده است. با این حال به فشار ایران بر آمریکا و اقتصاد جهانی نیز پرداخته است. این رسانه همچنین در گزارشی به موضوع بد پیش رفتن جنگ برای آمریکا پرداخت و به نظرسنجیای اشاره کرد که در آن بخش قابل توجهی از آمریکاییها معتقد بودند جنگ برای آمریکا بهخوبی پیش نمیرود.

رسانههای دموکرات؛ تمرکز بر هزینههای انسانی و نقد راهبردی
در سوی دیگر دنیای رسانهای آمریکا رسانههای دموکرات و لیبرال حضور دارند؛ رسانههایی که در جریان جنگ دست روی موضوعات متفاوتی نسبت به رسانههای جمهوریخواه گذاشتند. مثلا در خبرگزاری MSNBC و سی ان ان (رسانه همسو با دموکراتها) موضوعاتی مانند فشار جنگ ایران بر ترامپ، هزینه انسانی جنگ، هزینه اقتصادی و اینکه جمهوریخواهان «پیروزی» را چگونه تعریف میکنند برجسته شده است. با بررسی همین نمونههای کوچک از رسانههای آمریکایی این نکته روشن میشود که یکی از تفاوتهای مهم در پوشش این رسانهها نحوه روایت شروع جنگ است.
تقابل در نقطه آغاز روایت؛ تهدید ایران یا تصمیم ترامپ؟
رسانههای جمهوریخواه معمولا روایت را از تهدید ایران، برنامه هستهای، توان موشکی و شکست تلاشهای قبلی برای مهار تهران آغاز میکنند. در چنین روایتی، حمله نظامی آمریکا و اسرائیل نتیجه مجموعهای از تهدیدها و ناکامیهای دیپلماتیک معرفی میشود. در مقابل، رسانههای منتقد ترامپ بیشتر تمایل دارند روایت را از تصمیم رئیسجمهور آمریکا برای ورود به جنگ آغاز کنند و بعد درباره قانونی بودن تصمیم، اختیارات رئیسجمهور، فقدان راهبرد خروج و هزینههای جنگ سؤال کنند؛ بنابراین حتی قبل از اینکه مخاطب وارد جزئیات جنگ شود، انتخاب نقطه آغاز روایت میتواند نتیجهگیری ذهنی او را تغییر دهد. با همین بررسی کوتاه این نکته روشن میشود که برای رسانههای جریان مقابل بیش از آنکه جنگ به عنوان رویدادی انسانی قابل روایت باشد بیشتر به عنوان بستری برای دعواهای سیاسی است.

پرونده اپستین؛ الگویی برای درک سوگیریهای سیاسی
برای درک بهتر این موضوع میتوان عملکرد این رسانهها را در پوشش رسانهای پرونده جفری اپستین نگاه کرد که چگونه رسانههای جمهوریخواه سعی در کم اهمیت جلوهدادن این پرونده و نقش دونالد ترامپ در آن را داشتند و در مقابل رسانههای دموکرات چطور با پرداخت پرحجم به این موضوع سعی داشتند آن را در صدر اخبار نگهدارند تا دولت جمهوریخواه را تحت فشار قرار بدهند و باقی مسائل اخلاقی و انسانی که در این پرونده وجود داشت همه در سایه این دعوای سیاسی نادیده گرفته شد.
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد