امضای سروش صحت در «استخر» دیگر غافلگیر نمی‌کند

سروش صحت در استخر جهان همیشگی‌اش را روایت می‌کند
«استخر» شاید از نظر اجرا و کیفیت کلی، در سطح قابل قبول سینمای سروش صحت بایستد، اما مسئله اصلی اینجاست که فیلم بیش از آنکه جهان او را گسترش دهد، همان مؤلفه‌های آشنا را تکرار می‌کند.
کد خبر: ۱۵۶۱۴۳۰
نویسنده زهرا عباسی/ جام جم آنلاین

به گزارش جام جم آنلاین؛‌ سینمای مؤلف بر سر یک قرارداد ضمنی بنا شده است: تماشاگر فیلم تازه را نمی‌بیند، وارد همان جهانی می‌شود که قبلاً شناخته است؛ با همان نوع نگاه به آدم، همان وزن سکوت‌ها و همان پرسش‌ها درباره زمان، فقدان و معنای زیستن. سروش صحت سال‌هاست این قرارداد را با مخاطبش بسته و «استخر» هم از نظر کیفیت ساخت و لحن، در همان استانداردی قرار می‌گیرد که از او انتظار می‌رود. اینجاست که پرسش اصلی مطرح می‌شود: آیا این فیلم چیزی به جهان صحت اضافه می‌کند، یا فقط آن را یک بار دیگر برایمان تصویرسازی می‌کند؟

 

جهانی که از قبل می‌شناسیم

در «استخر»، مثل بسیاری از آثار صحت، رویداد بیرونی کم‌اهمیت‌تر از مواجهه درونی است. آدم‌های معمولی در موقعیت‌های روزمره، با گذشته، پشیمانی و شکاف‌های رابطه‌ای روبه‌رو می‌شوند و مسیر احساسی غالبا به سمت پذیرش، آرامش نسبی یا کنار آمدن با آنچه از دست رفته می‌رود و این همان نقطه قوت همیشگی اوست: تبدیل سادگی ظاهری موقعیت به عمق انسانی.

اما این آشنایی همیشگی دو لبه دارد. یکی دلیل ارتباط ما با سینمای صحت است؛ دیگری خطر به تکرار افتادن که شاید بتوان آن را ماندن در نقطه امن هم دانست. وقتی پیش از ورود شخصیت‌ها به صحنه هم تقریباً می‌دانیم چطور حرف می‌زنند، چه جاهایی سکوت می‌کنند و چگونه به پوچی یا تلخی موقعیت نگاه می‌کنند، تماشا بیشتر شبیه بازدید از خانه‌ای است که قبلاً در آن بوده‌ایم تا کشف تازه‌ای از اتاق همیشگی. دغدغه «اکنون»، غنیمت دانستن لحظه و رهایی از حسرت — همان خطی که در «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافه‌ها» هم دیده می‌شود — در «استخر» مجددا تکرار می‌شود، اما کمتر از آن دو اثر، حس برخورد با زاویه‌ای ناشناخته از همان مضمون را به مخاطب القا می‌کند.

 

تفاوت «امضا» و «منطقه امن»

بسیاری از فیلمسازان بزرگ یک عمر به چند پرسش ثابت برمی‌گردند؛ مشکل وقتی شروع می‌شود که پاسخ‌ها هم ثابت شوند. امضای شخصی تا وقتی ارزش دارد که هر اثر، مرز تازه‌ای در جهان فیلمساز باز کند — شخصیت پیچیده‌تر، فرم روایت متفاوت، یا همان دغدغه از منظری که پیش‌تر ندیده‌ایم. در «صبحانه با زرافه‌ها» عناصر شناخته‌شده صحت — طنز تلخ، ملال، رفاقت مردانه، نگاهی تأمل‌برانگیز و گاه فلسفه‌زده — در کنار هم غافلگیرکننده جلوه کردند؛ تجربه‌ای تازه از همان جهان. «استخر» اما بیشتر نشان می‌دهد صحت هنوز همان زبان را روان و همان فضای انسانی را گرم می‌سازد، بدون آنکه لزوماً آن زبان را به سمت کشف تازه‌ای هدایت کند.

از این زاویه، ضعف فیلم در فنی بودن یا ناتوانی در روایت نیست؛ در جایگاهش در مسیر حرفه‌ای است. «استخر» برای صحت دستاورد محسوب نمی‌شود؛ اثری است که کیفیت تثبیت‌شده را تأیید می‌کند، نه گامی رو به جلو. فیلمسازی که به مقام مؤلف رسیده، دیگر فقط با «خوب ساختن» سنجیده نمی‌شود؛ با این سنجیده می‌شود که آیا هر فیلم، دریچه تازه‌ای به جهانش باز می‌کند یا همان نشانه‌های آشنا را در قالب جدید تکرار می‌کند.

 

وقتی انتظار، فراتر از کیفیت است

«استخر» شکست‌خورده نیست؛ برعکس، ثابت می‌کند صحت هنوز می‌تواند همان حس تأمل و ارتباط انسانی آثارش را منتقل کند. همین موفقیت نسبی، چالش را روشن‌تر می‌کند: وقتی سبک شخصی به فرمول قابل پیش‌بینی نزدیک می‌شود، مخاطب وفادار هم دیگر غافلگیر نمی‌شود. ما از صحت نمی‌خواهیم جهانش را کنار بگذارد — همان جهان است که ما را به سالن می‌کشاند — اما می‌خواهیم هر بار چیزی در آن جهان تازه ببینیم.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها