او در ۶۶سالگی در حالی چشم از جهان فروبست که در کنار دهها اثر ماندگار، گنجینهای از روایتهای شنیده نشده درباره نقشهایی که بازی کرد و البته پروژههایی که سرنوشت برای او جور دیگری رقم زد، از خود به جای گذاشت. در این گزارش، به بررسی ابعاد کمتر شنیده شده حضور و عدم حضور او در پروژههای پرحاشیه و ماندگار تلویزیونی میپردازیم.
میراثی که در سکوت به جا ماند
با درگذشت اکبر عبدی، دو سریال «سبزواران» و «ماه عسل» بهعنوان آخرین یادگارهای تصویری او، اکنون در انتظار تعیین تکلیف برای پخش هستند. سبزواران به کارگردانی برادران هاشمی و تهیهکنندگی مرتضی رزاقکریمی، تجربهای متفاوت برای عبدی بود؛ مجموعهای طنز با درونمایه ورزشی که او در آن با لهجه شیرین سبزواری به ایفای نقش پرداخته است. همچنین ماه عسل به کارگردانی منوچهر هادی، مجموعهای کمدی با حضور چهرههای نامآشنایی، چون قدرتالله ایزدی و یوسف تیموری است که مدتها در انتظار آنتن سیما مانده و حالا با غیبت ابدی ستارهاش غمی مضاعف بر دوش دارد.
سلمان فارسی و سودای تکرار «آدم برفی»
یکی از داغترین بحثها پیرامون حضور اکبر عبدی، مربوط به سریال عظیم «سلمان فارسی» به کارگردانی داوود میرباقری است. اکبر عبدی با ایفایی نقش در کارهای میرباقری آثاری تکرارنشدنی از خود به جا گذاشت؛ از سریال خاطرهانگیز «امام علی» تا فیلم سینمایی «آدم برفی» که در هر دو بازیهای درخشان عبدی به نقطه عطفی در کارنامه هنریاش بدل شد. حسین طاهری، تهیهکننده سریال سلمان فارسی بعد از گمانهزنیهای بسیار تایید کرد که مرحوم عبدی علاوه بر بازدید از پشتصحنه، گفتوگوهایی جدی برای حضور در فصل «حجاز» داشته است. میرباقری نقش مفصلی را برای عبدی در نظر گرفته بود که میتوانست آخرین همکاری باشکوه این دو استاد باشد؛ فرصتی که با مرگ عبدی از دست رفت تا حسرت تماشای دوباره قاببندیهای میرباقری با هنرنمایی عبدی بر دل علاقهمندان بماند.
از «پایتخت» تا «نون خ»
گاهی، اما این «نخواستن»ها و «نتوانستن»ها بود که مانع حضور عبدی در سریالهای پرمخاطب میشد. در مورد سریال «پایتخت» او اظهارنظری صریح و تأملبرانگیز داشت و با گلایه از برخی سیاستها، از عدم تمایل عوامل برای حضورش در این پروژه سخن گفته بود؛ اظهارنظری که بازتابهای بسیاری در فضای مجازی داشت.
همچنین در سریال محبوب «نون خ» برنامهریزیها برای حضور او انجام شده بود، اما تقدیر بهگونه دیگری رقم خورد. بیماری تنها مانع بزرگ او برای حضور در پروژههایی بود که میتوانستند کارنامهاش را پربارتر کنند. در ماجرای «نون خ»، اکبر عبدی بهدلیل شرایط جسمانی ناچار به انصراف شد تا نقش او به حمید لولایی برسد؛ تغییری که اگرچه با حضور لولایی با کیفیت همراه بود، اما جای خالی سبک منحصربهفرد عبدی همچنان احساس میشد.
اعتراف به یک انتخاب؛ «زیر آسمان شهر»
از نکات قابل توجه در مرور کارنامه او، صداقتش در نقد آثار خودش بود. اکبر عبدی درباره حضورش در سریال «زیر آسمان شهر» بیپرده سخن میگفت. او از این حضور بهعنوان یک «بازی نچسب» یاد کرده و با شهامت گفته بود که انگیزه اصلیاش از پذیرش آن نقش، نه کیفیت هنری بلکه صرفا مسائل مالی بوده است. این صراحت لهجه، بخشی از شخصیت واقعی او بود؛ مردی که هم عاشق هنر بود و هم با واقعیتهای زندگی معیشتی هنرمندان بیگانه نبود.
پایان یک دوران
آخرین حضور تلویزیونی او در سریال «روزهای آبی» (۱۴۰۰) -البته سریالی که پخش شده- در نقش «ماشاءالله خان» بود. اکبر عبدی بازیگری بود که مرز بین طنز و تراژدی را بهخوبی میشناخت. برای او صحنه نمایش نه فقط جایگاه دیده شدن، که میدانی برای تخلیه عواطف و برقراری ارتباط عمیق با مردم بود.
حالا که اکبر عبدی در میان ما نیست، آنچه از او باقیمانده نه فقط لیستی از کارهای انجام شده یا نشده بلکه کارنامهای است که در آن «صداقت هنری» بر همه چیز مقدم بود؛ چه آنجا که با میرباقری درخشید و چه آنجا که در پروژههای ناتمام، سودای نقشآفرینیهای تازه را در سر داشت. یاد و نام این هنرمند بزرگ که سالها با اشکها و لبخندهایش همدم شبهای ایرانیان بود در تاریخ فرهنگ و هنر این سرزمین همواره زنده خواهد ماند.
نگاهی به سه قسمت نخست سریال کوری