رازگشایی از قتل زن جوان با شهادت مستأجرش

قاتل
پرونده مرد بنگاه‌دار که متهم به قتل زن جوانی است، پس از کش‌وقوس قضایی با شهادت مستاجر مقتول وارد مرحله تازه‌ای شد. متهم منکر اظهارات شاهد پرونده شد و قضات پس از رسیدگی دوباره او را به قصاص محکوم کردند.
کد خبر: ۱۵۶۱۱۹۸

به گزارش خبرنگار جام‌جم، رسیدگی به این پرونده از آذر سال ۱۳۹۹ و با تماس دختر مقتول آغاز شد. او پس از چند روز بی‌خبری از مادرش، به خانه اجاره‌ای او در پردیس رفت و با پیکر بی‌جان مادرش روبه‌رو شد. بررسی‌های اولیه نشان‌داد زن میانسال براثر خفگی جان باخته و هیچ اثری از ورود اجباری به خانه وجود ندارد؛ موضوعی که فرضیه آشنایی قاتل با مقتول را تقویت کرد. کارآگاهان در ادامه تحقیقات، زندگی شخصی مقتول را زیر ذره‌بین بردند و به ارتباط او با مردی ۵۵ساله به نام کامران، صاحب یک بنگاه معاملات ملکی رسیدند. این مرد در نخستین بازجویی‌ها هرگونه رابطه عاطفی با مقتول را انکار کرد، اما پیامک‌ها، اظهارات اطرافیان و سایر مدارک، روایت دیگری را پیش‌روی تیم جنایی قرار می‌داد. درحالی‌که تحقیقات ادامه داشت، مأموران به سابقه‌ای تکان‌دهنده از متهم دست‌یافتند. بررسی سوابق قضایی نشان‌داد او سال‌ها قبل نیز همسرش را به قتل رسانده و جسدش را به رودخانه انداخته بود. هرچند جسد هرگز پیدا نشد، اما او پس از جلب رضایت اولیای دم از قصاص رهایی یافته و دوباره به زندگی عادی بازگشته بود. همین سابقه باعث شد فرضیه دست‌داشتن او در قتل زن پردیسی بیش از پیش قوت بگیرد. با تکمیل تحقیقات، دادسرا برای متهم کیفرخواست صادر کرد و پرونده به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. در نخستین جلسه رسیدگی، دختر مقتول برای متهم درخواست قصاص کرد و سپس وکیل اولیای دم با اشاره به محتویات پرونده گفت شواهد نشان می‌دهد مقتول قصد پایان‌دادن به رابطه خود با متهم را داشته، اما او حاضر به پذیرش این موضوع نبود و بار‌ها برای زن میانسال ایجاد مزاحمت کرده است.
به گفته وکیل خانواده مقتول، یکی از قرائن پرونده، اظهارات مستاجر مقتول بود. او در تحقیقات گفت پیش از کشف جسد، هنگامی که از بی‌خبری سهیلا نگران شده بود با متهم تماس گرفته و او ادعا کرده زن داخل حمام خانه‌اش به قتل رسیده است؛ درحالی‌که هنوز هیچ‌کس از محل دقیق جنایت اطلاع نداشت. پس از آن، متهم به جایگاه رفت و با رد اتهام قتل گفت: چند ماه قبل از ماجرا، مریم برای پیداکردن یک آپارتمان اجاره‌ای به دفترم آمد و خانه‌ای برایش اجاره کردم. بعد هم دیگر او را ندیدم و فقط ارتباط پیامکی با هم داشتیم.
قاضی از متهم پرسید: طبق بررسی‌ها مشخص شده شما هر روز مقتول را به محل کارش می‌بردی. بعد می‌گویی دیگر او را ندیدی؟
متهم پاسخ داد: چند ماه وضع کارم خوب نبود و مریم دنبال سرویسی می‌گشت که او را به محل کارش ببرد. من هم قبول کردم به‌عنوان سرویس این کار را انجام بدهم. قاضی گفت: اگر تو نقشی در ماجرا نداشتی چرا چند نفر علیه شما شهادت داده‌اند؟
متهم گفت: آنها از سر اختلاف علیه من شهادت داده‌اند.
قضات دادگاه پس از بررسی مستندات، متهم را به قصاص محکوم کردند، اما این رأی با اعتراض او در دیوان عالی کشور نقص شد. قضات دیوان اعلام کردند برای صدور چنین حکمی باید تحقیقات درباره اظهارات شاهدان کامل‌تر انجام شود و به همین دلیل پرونده برای رسیدگی دوباره به دادگاه هم‌عرض بازگردانده شد. در جلسه رسیدگی مجدد، یکی از همسایه‌ها حضور متهم در خانه مقتول را تأیید کرد، اما گفت لحظه وقوع جنایت را ندیده است. یکی از دوستان سهیلا نیز در دادگاه شهادت داد مقتول بار‌ها از مزاحمت‌های متهم گلایه کرده و حتی در آخرین پیامک خود نوشته بود او دست از سرش برنمی‌دارد؛ پیام‌هایی که ساعتی بعد برای همیشه قطع شد. بااین‌حال، متهم بار دیگر قتل را انکار و ادعا کرد پس از آن‌که متوجه ارتباط مقتول با مرد دیگری شده، کلید خانه را به او پس داده و دیگر رفت‌وآمدی به آنجا نداشته است. او تأکید کرد نه نقشی در جنایت داشته و نه انگیزه‌ای برای قتل. قضات این بار هم او را به قصاص محکوم کردند که بازهم رأی در دیوان نقص شد و قضات خواستار تحقیق از مستاجر مقتول شدند. به این ترتیب متهم دوباره پای میز محاکمه ایستاد. در ابتدای این جلسه وکیل اولیای دم دوباره درخواست قصاص را مطرح کرد. سپس شاهد ماجرا درباره آخرین تماس با متهم گفت: من دنبال خانه بودم. از طریق بنگاهی خانه سهیلا ــ مقتول ــ را دیدم و بعد از صحبت با این زن و توافق‌های اولیه قرارداد اجاره نوشتیم. روزی که قرار بود برویم و خانه را تحویل بگیریم، متهم حاضر در دادگاه برای ما کلید را آورد. چند روز بعد قبض آب آمد که برای ساکنان قبلی خانه بود. با سهیلا تماس گرفتم و قرار شد برای گرفتن قبض و پرداخت آن به خانه ما بیاید. روزی که آمد اصرار کردم در حد یک چای‌خوردن بماند که گفت همسرم پایین منتظر است. وقتی رفت از پنجره پایین را نگاه کردم که سوار ماشین کامران شد. این ماجرا‌ها گذشت تا این‌که خواستم برای خانه پکیچ بخرند که سهیلا خرید، اما گارانتی آن را به من نداد. نصاب وقتی آمد گفت باید گارانتی باشد. با سهیلا تماس گرفتم که جواب نداد. به همین خاطر به شماره‌ای که از کامران داشتم زنگ زدم. وقتی جواب داد سراغ سهیلا را گرفتم که به من گفت او را کشته‌اند، بردند در حمام سرش را بریدند و یک قطره خون هم نریخته است. رئیس دادگاه سپس از کامران خواست از خود دفاع کند که او با رد صحبت‌های شاهد ماجرا گفت: تمام حرف‌های این زن دروغ است. این خانم بعد از افشای قتل توسط پلیس با من تماس گرفت که گفتم نمی‌دانم چه کسی خانم سهیلا را کشته است. وقتی ماموران سراغم آمدند تازه فهمیدم که این زن کشته شده است و در مرگ او هیچ نقشی نداشتم. 
پس از دفاعیات متهم و وکیل‌مدافعش قضات برای صدور رأی وارد شور شده و دوباره این متهم را به قصاص محکوم کردند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۱

نیازمندی ها