سفیدیِ اتاقهای بیمارستان بقایی، پناهگاهی بود برای کسانی که دنیا برایشان سخت شده بود. جایی که کودکانِ کوچک، با لباسهای گشاد و چشمهای خسته، با هر نفس میجنگیدند تا فقط کمی بیشتر زنده بمانند. آنها نه با دشمنی، که با دردی سخت میرزمیدند و تنها آرزویشان، تکهای آرامش در میانهی سرمهای نیمهکاره و تختهسفیدهای سرد بود.
اما ناگهان، آسمانِ اهواز از کینهتوزی لبریز شد. غرشِ بمبهای آمریکایی، سکوتِ درمانگاه را در هم شکست و دیوارهای سفید را به رنگِ غضب درآورد. در یک چشمبرهمزدن، صدای گریهی کودکانی که برای نجات میجنگیدند، زیر آوارهای سنگینِ یک امپراتوریِ سنگدل گم شد.
کودکی که شاید تا چند ساعت پیش، رویای بهبودی و بازگشت به خانه را در سر داشت، حالا زیر خاکسترهای بمباران دفن شده است. سرمی که هنوز قطرهقطره امید میبخشید، در میانهی آوار شکسته و خونِ پاکِ آنها با سفیدیِ لباسهای پرستاران در هم آمیخته است.
آهای توای جهانی که ادعای انسانیت میکنی؛ بدان که امروز در اهواز، نه فقط یک بیمارستان، که تکههایی از آسمانِ امیدِ کودکانِ مظلوم فرو ریخت. آنها میخواستند زنده بمانند، اما شما مرگ را برایشان بستهبندی کردید و از آسمان فرستادید.
امروز اهواز بوی خون و غم میدهد؛ بوی بیگناهانی که در میانهی قلدرنمایی ترامپ، قربانی شدند. دلتنگیِ ما برای آن لبخندهای کمرنگی است که هرگز فرصت نکردند به بهبودی برسند و حالا در سکوتِ مرگبارِ جنایت، به خوابِ ابدی رفتهاند
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد