در گفتوگو با کارگردان «افسانه سپهر» مطرح شد:
جام جم آنلاین – یک مرد ترسو باعث ناکامی انگلیس شد. مطبوعات و رسانههای انگلیسی تا میتوانند مرد آلمانی نیمکت انگلیس را ترسو و محتاط توصیف میکنند.
توماس توخل با امیدی بزرگ هدایت تیم ملی انگلیس را بر عهده گرفت. این مربی آلمانی که قرار بود طلسم ۶۰ ساله سهشیرها را بشکند و این تیم را برای نخستین بار از سال ۱۹۶۶ به فینال جام جهانی برساند. اما رویایی که میلیونها انگلیسی در سر داشتند در نیمهنهایی مقابل آرژانتین نقش بر آب شد. شکست دو بر یک برابر آلبیسلسته تنها یک حذف تلخ نبود بلکه آغاز موجی از انتقادها علیه سرمربی آلمانی بود، انتقادهایی که حالا تقریباً تمام رسانههای انگلیسی را دربر گرفته است.
بدترین تعویضهای تاریخ
نقطه عطف این شکست تصمیمات توخل در جریان مسابقه بود. تعویضهایی که نه تنها نتوانست جریان بازی را به سود انگلیس تغییر دهد بلکه از نظر بسیاری باعث شد این تیم ابتکار عمل را نیز از دست بدهد. انگلیس در دقایقی که به گل نیاز داشت بیش از آنکه با جسارت حمله کند اسیر احتیاط و محافظهکاری شد، موضوعی که بارها در دوران مربیگری توخل نیز دیده شده است.
روزنامهها و رسانههای انگلیسی در روزهای اخیر به شدت از سرمربی تیم ملی انتقاد کردهاند. بسیاری از آنها معتقدند توخل بیش از اندازه به کنترل بازی و جلوگیری از اشتباه فکر میکند و همین مسئله باعث میشود تیمهایش در مسابقات بزرگ جسارت لازم برای ضربه نهایی را از دست بدهند. هواداران انگلیس نیز معتقدند این نسل طلایی با وجود ستارههای فراوان سزاوار فوتبالی هجومیتر و شجاعانهتر بود.
البته این سبک بازی برای توخل موضوع تازهای نیست. او از همان دوران حضورش در ماینتس و سپس بوروسیا دورتموند نشان داد که علاقه زیادی به ساختارهای منظم تاکتیکی دارد. در دورتموند هرچند تیمش فوتبال تهاجمیتری نسبت به سالهای بعد ارائه میداد، اما همچنان نظم دفاعی یکی از اصول اصلی تفکرات او بود.
سیستمهای مورد علاقه توخل
در پاریسنژرمن توخل معمولاً از سیستمهای ۳-۴-۳، ۴-۳-۳ و گاهی ۴-۲-۳-۱ استفاده میکرد. او تیمی در اختیار داشت که ستارههایی مانند نیمار، امباپه و دیماریا در خط حمله حضور داشتند، اما حتی با وجود چنین مهرههایی نیز همواره بر تعادل دفاع و حمله تأکید میکرد. مهمترین دستاوردش رساندن پاریسیها به فینال لیگ قهرمانان اروپا بود، اما همان مسابقه نیز با رویکردی محتاطانه برابر بایرن مونیخ همراه شد و در نهایت با شکست به پایان رسید.
دوران حضور او در چلسی بیش از هر زمان دیگری هویت تاکتیکی توخل را به نمایش گذاشت. سیستم سه دفاعه، استفاده از هافبک دفاعی، فشردگی خطوط و اولویت دادن به استحکام دفاعی امضای فوتبال او بود. چلسی با همین سبک توانست قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شود و حتی در فینال منچسترسیتی پرستاره را شکست دهد. البته همان تیم نیز بارها به دلیل کمبود خلاقیت هجومی و محافظهکاری بیش از حد مورد انتقاد قرار گرفت.
ادامه یک سبک در بایرن مونیخ
در بایرن مونیخ نیز شرایط تفاوت چندانی نداشت. توخل تلاش کرد ساختار دفاعی تیم را تقویت کند، اما بسیاری معتقد بودند بایرنِ او از نظر هجومی فاصله زیادی با نسخههای تهاجمی سالهای گذشته دارد. حتی در مسابقاتی که بایرن از نظر کیفیت بازیکنان برتری محسوسی داشت گاهی بیش از اندازه محتاط ظاهر میشد و همین موضوع انتقاد هواداران و رسانههای آلمانی را به همراه داشت.
در تیم ملی انگلیس نیز همین الگو ادامه پیدا کرد. توخل معمولاً از آرایشهای ۴-۲-۳-۱ و ۳-۴-۲-۱ استفاده کرده و تلاش کرده است ابتدا ساختار دفاعی تیم را حفظ کند و سپس از کیفیت ستارههای هجومی مانند هری کین، فیل فودن و بوکایو ساکا بهره ببرد. این رویکرد در مراحل ابتدایی جام جهانی موفق بود، اما مقابل تیمی مانند آرژانتین که توانایی استفاده از کوچکترین فضاها را داشت احتیاط بیش از حد به نقطه ضعف انگلیس تبدیل شد.
البته نباید فراموش کرد که همین فلسفه دفاعی افتخارات بزرگی نیز برای توخل به همراه آورده است. او مربیای نیست که بدون برنامه یا صرفاً با تکیه بر شانس به موفقیت رسیده باشد. قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا، قهرمانی در جام باشگاههای جهان و حضور در فینالهای متعدد نشان میدهد اندیشههای تاکتیکی او بارها جواب داده است. اما در رقابتهای ملی جایی که گاهی یک لحظه جسارت سرنوشت یک ملت را تغییر میدهد این میزان محافظهکاری میتواند بسیار پرهزینه باشد.
توخل و جلب دوباره اعتماد؟
اکنون توماس توخل در دشوارترین روزهای دوران حضورش روی نیمکت انگلیس قرار دارد. او تیمی را تحویل گرفت که رویای پایان دادن به ۶۰ سال انتظار را در سر داشت، اما حالا باید برای کسب مقام سوم برابر فرانسه به میدان برود. شاید پیروزی در دیدار ردهبندی بتواند اندکی از تلخی این ناکامی را کاهش دهد، اما واقعیت این است که برای هواداران انگلیس مقام سوم هرگز جای فینال و رویای قهرمانی جهان را نخواهد گرفت. شاید بزرگترین چالش توخل از این پس نه مسائل تاکتیکی بلکه بازگرداندن اعتماد مردمی باشد که معتقدند فرصت طلایی تاریخ فوتبال کشورشان با تصمیمات اشتباه او از دست رفت.
در گفتوگو با کارگردان «افسانه سپهر» مطرح شد:
نگاهی به سه قسمت نخست سریال کوری