برخی تصور میکنند مسئله صرفاً اختلاف میان ایران و آمریکاست، اگر رفتار آمریکا به صورت فنی و تحصصی مورد بررسی قرار گیرد، به خوبس مشخص میشود آمریکا طی حدود ۸۰ سال گذشته، یعنی از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، به هیچ قرارداد خود پایبند نمانده است یا اگر هم به قراردادی پایبند بوده، تنها تا زمانی بوده که آن قرارداد منافع آمریکا را تأمین میکرده است و بهعنوان یک قدرت هژمونیک هر زمان که احساس کرده منافعش مادی به خطر افتاده، آن قرارداد را کنار گذاشته است و در این زمینه محاسبات اخلاقی و حقوقی یا منافع بشریت را در نظر نگرفته است
برای نمونه، آمریکا چند سال پیش از پیمان پاریس درباره تغییرات آبوهوایی و گازهای گلخانهای خارج شد، زیرا تشخیص داد دیگر منافعش را تأمین نمیکند. از یونسکو خارج شد و عملاً با اعمال تعرفههای گسترده، سازمان تجارت جهانی را نیز بیاثر کرد.
در مورد تفاهمنامه با ایران نیز همین مسئله صادق است. پس از جنگ ۴۰ روزه، آمریکا به دلایلی از جمله تأمین ذخایر نفت جهان، تأمین ذخایر راهبردی خود و بازسازی توان نظامی، به یک آتشبس موقت نیاز داشت. در همان مقطع، این تفاهمنامه امضا شد.
ما نیز از ابتدا میدانستیم که آمریکا به آن وفادار نخواهد ماند و از همان روزهای نخست، روند نقض تدریجی آن را آغاز کرد. نخستین موارد در لبنان بود و سپس موضوعات دیگری از جمله تنگه هرمز و ادعاهای مجدد درباره برنامه هستهای و اورانیوم غنیشده ایران مطرح شد.
امروز مسئله اصلی آمریکا این است که نمیخواهد مدیریت تنگه هرمز در اختیار ایران باشد. بر اساس تفاهمنامه، قرار بود مدیریت این منطقه در اختیار ایران قرار گیرد، اما آمریکا با این موضوع مخالف است.
به همین دلیل، تلاش میکند مسیر عبور کشتیها را از جنوب تنگه هرمز هدایت کند و هرگاه ایران اعتراض میکند یا برخی کشتیها با محدودیت مواجه میشوند، برخلاف مفاد تفاهمنامه ــ که در بند نخست آن بر بهرسمیت شناختن حاکمیت ایران تأکید شده بود ــ حملات خود را به مناطق مختلف کشور، از جنوب و مرکز گرفته تا شمالشرق، آغاز میکند.
ایران نیز متقابلاً پایگاههای آنها را هدف قرار میدهد، اما آمریکا دوباره حمله میکند، زیرا نمیخواهد کنترل تنگه هرمز در اختیار ایران باشد.
این روند همچنان ادامه دارد. بنابراین، اگر کسی تصور کند که با این تفاهمنامه، آمریکا با ایران به صلح رسیده و همه مفاد آن را به رسمیت شناخته است، دچار اشتباه بزرگی شده است. آمریکا تاکنون چنین کاری نکرده و این روند عهدشکنی همچنان ادامه دارد.
اگر کسی گمان میکند که صرف وجود این تفاهمنامه میتواند به تفاهمی پایدار با آمریکا منجر شود، به نظر من اشتباه میکند. آمریکا تا زمانی که باور داشته باشد با استفاده از قدرت نظامی میتواند ایران را وادار به پذیرش خواستههای خود کند، همین مسیر را ادامه خواهد داد؛ همانگونه که جنگ را نیز با همین تصور آغاز کرد.
این وضعیت تنها در دو صورت تغییر خواهد کرد: یا ایران بتواند قدرت نظامی و جایگاه منطقهای خود را بهگونهای تثبیت کند که آمریکا ناچار به عقبنشینی شود، یا آمریکا به این نتیجه برسد که از نظر نظامی دیگر توان تحقق اهداف خود را ندارد.
در غیر این صورت، این روند ادامه خواهد داشت و در آینده قابل پیشبینی نیز با همین شرایط مواجه خواهیم بود؛ مگر آنکه ایران بتواند قدرت خود را در منطقه تثبیت و قواعد مد نظرش را به طرف مقابل تحمیل کند.