بازتولید اسلام سیاسی؛ واکاوی جامعه‌شناختی حماسه تشییع رهبر شهید

رهبر شهید
کد خبر: ۱۵۵۹۰۷۶
نویسنده رضا عیسی‌نیا - استادیار و عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی

پدیده «اسلام سیاسی» در دهه‌های اخیر از منظر نظریه‌پردازان غربی، همواره با چالش‌های متعددی از جمله اتهام عدم کارآمدی یا پایان‌پذیری مواجه بوده است، اما بررسی‌های جامعه‌شناختی و میدانی در تیرماه ۱۴۰۵، پس از شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (ره) در جریان تجاوزات آمریکا و اسرائیل و فاجعه تروریستی مدرسه میناب، پارادایم‌های پیشین را دگرگون ساخته است. حضور بی‌سابقه و ۳۸ میلیونی مردم و روحانیت در تهران (بیش از ۱۴ میلیون)، قم (بیش از دو میلیون)، نجف اشرف (بیش از چهار میلیون)، کربلای معلی (بیش از شش میلیون) و مشهد (بیش از ۱۲ میلیون) فراتر از یک آیین سوگواری، یک «رفراندوم عظیم تمدنی» بر زنده بودن، پویایی و فراملی بودن اسلام سیاسی است. این یادداشت با واکاوی جامعه‌شناختی این حضور عظیم، مؤلفه‌های «بین‌الاذهانی بودن»، «دسترس‌پذیری» و «نقش روحانیت در امت‌سازی» را به عنوان تضمین‌کننده آینده هندسه مقاومت تبیین می‌نماید.

۱. مقدمه: بازخوانی مفهوم اسلام سیاسی در پرتو شهادت و استکبارستیزی اسلام سیاسی، نه یک واکنش زودگذر بلکه «آموزه‌ای از متن اصلی و جزو ذات اسلام» است. سیاست در بطن آموزه‌های دین اسلام نهفته است و تفکیک آنها بدعتی نارواست. شاخصه‌های اصلی اسلام سیاسی از منظر طرفدارانش، شامل «نه گفتن به استعمار»، «واکنش علیه تجاوز‌های خارجی» و «بازگرداندن غرور و عظمت اسلامی» است. در خرداد و تیر ۱۴۰۵، جهان اسلام شاهد بارزترین مصداق این شاخصه‌ها بود. تجاوز گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران، بمباران مناطق جنوبی و از همه دردناک‌تر، به شهادت رساندن ۱۶۸ دانش‌آموز معصوم در مدرسه شجره طیبه میناب، چهره واقعی استکبار جهانی را بیش از پیش آشکار ساخت. در نهم اسفند ۱۴۰۵ و در اوج این جنگ تحمیلی، شهادت رهبر کبیر انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، به همراه چهار نفر از اعضای خانواده‌شان، نه‌تنها موجب تضعیف روحیه مقاومت نشد بلکه به نقطه عطفی در تاریخ معاصر تبدیل گردید. دشمن تصور می‌کرد با حذف فیزیکی رهبران و تروریسم دولتی علیه کودکان، اسلام سیاسی را به زانو درمی‌آورد؛ اما معادلات را کاملا وارونه خوانده بود. خون شهدای میناب و خون رهبر شهید، و دیگر شهدای جنگ رمضان؛ موتور محرکی شد برای بروز پدیده‌ای عظیم که در تاریخ بی‌نظیر بود.

۲. پدیده‌شناسی حضور ۳۸ میلیونی؛ اثبات عملی «بین‌الاذهانی بودن» و «دسترس‌پذیری» برای اثبات برتری و سلطه اسلام سیاسی در جهان اسلام، باید سه مؤلفه کلیدی یعنی «قابلیت اعتبار»، «قابلیت بین‌الاذهانی بودن» و «قابلیت دسترس بودن» را در نظر گرفت. حماسه تشییع رهبر شهید، پاسخی کوبنده و عملی به این مؤلفه‌های نظری است:

الف) قابلیت بین‌الاذهانی بودن (پذیرش فراگیر ایده‌ها): مراد از بین‌الاذهانی بودن، یعنی پذیرش ایده‌های اسلام سیاسی از سوی توده‌های مردم به گونه‌ای که به یک باور جمعی تبدیل شود. حضور ۱۴ میلیونی در تهران و دو میلیونی در قم، نشان می‌دهد که اسلام سیاسی در ایران، از مرحله یک «گفتمان نخبگانی» به یک «واقعیت کاملا مردمی و زیسته» تبدیل شده است. این جمعیت عظیم، نمایندگان اقشار مختلف، از بازار و دانشگاه گرفته تا کارگر و کارمند، همگی تحت پرچم واحد «ولایت و استکبارستیزی» گرد هم آمدند. این همگرایی، نشان می‌دهد که ذهنیت‌سازی رسانه‌ای آمریکا در برابر اراده پولادین ملت ایران کاملا شکست خورده است.

ب) قابلیت دسترس بودن (درمان درد جامعه): اسلام سیاسی دینی را مطرح می‌کند که «باور‌های دینی را با زندگی روزمره عجین می‌سازد و دردی از جامعه را درمان می‌کند». فاجعه میناب و شهادت کودکان، دردی جانکاه بر پیکره جامعه اسلامی بود، اما نحوه مواجهه مردم با این درد، از جنس اسلام سیاسی بود؛ نه افسردگی و انفعال، بلکه «شهادت‌طلبی»، «انتقام» و «بیعت مجدد با آرمان‌ها». حضور چهار میلیونی در نجف و شش میلیونی در کربلا در تشییع رهبر شهید، نشان می‌دهد که این درد، یک درد منطقه‌ای است و درمان آن نیز در گرو «وحدت اسلامی» و «محور مقاومت» تعریف می‌شود. اسلام سیاسی در اینجا نه فقط یک تئوری بلکه پناهگاه عاطفی و سیاسی میلیون‌ها انسان داغدیده و در عین حال آگاه است.

۳. نقش بی‌بدیل روحانیت و تحقق «امت‌سازی فراملی» در نجف و کربلا یکی از ارکان اساسی در پویایی اسلام سیاسی، لزوم «محو نگرش محدود قومی و قبیله‌ای و جایگزین کردن نگرش اسلام در زندگی مسلمانان» است. در دوران معاصر، هیچ پدیده‌ای نتوانسته است این مؤلفه را بهتر از محور معنوی-سیاسی ایران و عراق تجلی بخشد.
الف) روحانیت به عنوان رهبران فکری و اجتماعی: روحانیت در ایران (به عنوان متولیان نظام اسلامی) و در عراق (به عنوان مرجعیت و علمای اثرگذار)، نقش کاتالیزور را در این حماسه عظیم ایفا کردند. در نجف اشرف، اقامه نماز میت بر پیکر رهبر شهید توسط مراجع و علمای بزرگ، و حضور چهار میلیون نفر از اقشار مختلف عراقی، نشان داد که روحانیت توانسته است پیوندی ناگسستنی میان «فقه سیاسی» و «احساسات توده‌ای» ایجاد کند. روحانیت آگاه، با درک فلسفه واقعی احکام الهی و عبور از پوسته ظاهری عبادات، مفهوم «شهادت» را از یک رخداد تاریخی، به یک استراتژی زنده سیاسی تبدیل کرده است.

ب) کربلا؛ نماد عبور از مرز‌های جغرافیایی: حضور شش میلیونی مردم در کربلای معلی، بزرگ‌ترین گردهمایی سیاسی-مذهبی تاریخ معاصر است. در این صحنه، عرب و عجم، شیعه و سنی و ملیت‌های مختلف تحت پرچم واحد «لبیک یا حسین (ع)» و «انتقام از استکبار» گرد هم آمدند. این پدیده، رویای دیرینه امت‌سازی را به یک واقعیت عینی و ژئوپلیتیک تبدیل کرده است. دشمنان اسلام سیاسی که تلاش می‌کردند با ایجاد تفرقه قومی و مذهبی منطقه را تجزیه کنند، با دیوار بتنی شش میلیونی کربلا مواجه شدند که پیامی روشن داشت: «هندسه مقاومت، مرز نمی‌شناسد.»

۴. غلبه بر چالش‌های آمریکا و حکام وابسته با سیلی حضور توده‌ها اسلام سیاسی در مسیر خود همواره با چالش‌های بیرونی متعددی از جمله «ذهنیت‌سازی رسانه‌ای استکبار»، «حمایت از حکام سرسپرده» و «تلاش برای نابودی سخت و نرم» مواجه بوده است. آمریکا پس از شهادت رهبر انقلاب و جنایاتی، چون بمباران میناب، امیدوار بود که با ایجاد رعب و وحشت، ملت ایران و منطقه را دچار فروپاشی روانی کند، اما جامعه‌شناسی سیاسی حضور ۳۸ میلیونی نشان داد که:

الف) شکست استراتژی ترور و تهدید: آمریکا و اسرائیل با ترور و شهادت رهبران، نه‌تنها اسلام سیاسی را حذف نمی‌کنند بلکه طبق قاعده «خون بر شمشیر پیروز است»، موجب بازتولید و رادیکالیزه شدن (به معنای بازگشت به ریشه‌های اصیل و استکبارستیز) گفتمان مقاومت می‌شوند. ب) رسوایی حکام وابسته: در حالی که مردم عراق در نجف و کربلا با عشق و ارادت پیکر رهبر شهید ایران را تشییع می‌کردند، حکام وابسته به آمریکا در برخی کشور‌های منطقه در سکوتی معنا دار یا در تأیید ضمنی جنایات آمریکا (مانند فاجعه میناب) فرورفتند. این تقابل، مشروعیت حکام سرسپرده را در دیدگاه ملت‌های مسلمان و در راستای لزوم حذف آنها، برای همیشه از بین برد. ب) تحقق اتحاد و یکپارچگی: نخستین وظیفه شرعی در هندسه اسلام سیاسی، «اتحاد و یکپارچگی» است. راهپیمایی‌های عظیم از تهران تا کربلا و مشهد، تجلی عملی این اتحاد است. منیت‌ها، مرز‌های جغرافیایی و تعصبات قومی در برابر «امر الهی» و «دفاع از حریم امت» رنگ باختند.

۵. خودباوری اسلامی و ارائه طرح روشن برای آینده از مهم‌ترین موانع گسترش اسلام سیاسی، «فقدان طرح روشن همراه با برنامه عملی» است؛ اما حماسه تیرماه ۱۴۰۵ نشان داد که اسلام سیاسی در ایران و منطقه، دارای یک «طرح روشن» برای اداره جامعه در شرایط بحران است. این طرح شامل موارد زیر است:

الف) مردمسالاری دینی مبتنی بر شهادت: اداره جامعه نه با تکیه بر مادیات غربی بلکه با الهام از فرهنگ شهادت (شهدای میناب و رهبر شهید). ب) استقلال مطلق در برابر زیاده‌خواهی: پیام ۳۸ میلیون جمعیت در تشییع‌ها این بود که امنیت خلیج‌فارس و ثبات منطقه، نه با سازش با آمریکا بلکه با اتکا به «خودباوری اسلامی» و «نیروی مردمی» تأمین می‌شود. ج) تداوم راه مقاومت: شهادت رهبر انقلاب، به معنای پایان راه نیست بلکه آغاز مرحله‌ای جدید از «جهاد تبیین» و «آمادگی برای ظهور» است. روحانیت و مردم با این حضور عظیم، به دنیا نشان دادند که نظام اسلامی بر پایه «ولایت فقیه» و «مرجعیت مردمی»، با هرگونه خلأ رهبری، از طریق مکانیزم‌های دقیق شرعی و قانونی خود، مسیر را با قدرت ادامه خواهد داد.
۶. نتیجه‌گیری: اسلام سیاسی؛ واقعیتی انکارناپذیر و تمدن‌ساز واکاوی پدیده‌شناسانه حضور عظیم ۳۸ میلیونی مردم و روحانیت در تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد، به یک نتیجه‌گیری قطعی و تاریخی می‌انجامد: اسلام سیاسی نه‌تنها دچار افول نشده بلکه در کوران خون و شهادت، از مرحله «دولت-کشور» به مرحله «امت-تمدن» ارتقا یافته است. اعداد و ارقامی، چون حضور ۱۴ میلیونی در تهران، دو میلیونی در قم، چهار میلیونی در نجف، شش میلیونی در کربلا و ۱۲ میلیونی در مشهد، صرفا آمار‌های جمعیتی نیستند؛ بلکه «نشانه‌های تاریخی» بر صدق وعده خداوند مبنی بر نصرت دین اسلام هستند. این حضور عظیم ثابت می‌کند که جنایات آمریکا در میناب و ترور رهبر انقلاب، نه‌تنها کمر اسلام سیاسی را نشکست بلکه آن را چنان درهم تنید که هیچ قدرتی در جهان قادر به گسستن پیوند میان «ایرانِ حسین زمان» و «عراقِ کربلا» نخواهد بود.

در نهایت، باید تأکید کرد که راهبرد آینده اسلام سیاسی، «خودباوری اسلامی»، «ارائه طرح‌های روشن ایجابی» و «حفظ اتحاد امت» است. تا زمانی که این پیوند معنوی و سیاسی میان نجف، کربلا، قم، تهران و مشهد با خون شهدا (از کودکان میناب تا رهبر کبیر انقلاب) آبیاری می‌شود، هندسه مقاومت و اسلام سیاسی، قدرتمندتر از پیش در برابر زیاده‌خواهی‌های امپراتوری‌های مدرن ایستادگی خواهد کرد. آینده نظم نوین منطقه را نه غرب سکولار و نه کاخ سفید بلکه امت بیدار و تشییع‌کننده پرچم‌های عزاداری استکبارستیز رقم خواهد زد.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها