«ساحات متحد مقاومت» یک اصطلاح رسمی در فرهنگلغت یا یک مکتب فلسفی کلاسیک نیست؛ بلکه یک اصطلاح تحلیلی و توصیفی است که شامل «مجموعه اصول، استراتژیها، دیدگاههای سیاسی و الگوهای رفتاری» است که جزو آموزههای اصلی انقلاب اسلامی بوده و در دوران رهبری شهید قائد، حضرت آیتالله خامنهای تبلور عینی بهخود گرفته و بهعنوان خطمشی اصلی کشور در تقابل با فعل و انفعالات و سیاستهای منطقهای دنبال میشود.
اگر بخواهیم ساحات متحد مقاومت را در یک جمله تعریف کنیم، میتوان گفت: «یک الگوی سیاستگذاری است که هدف آن حفظ استقلال سیاسی، امنیت ملی و هویت فرهنگی همه نیروهای مقاومت از طریق ابزارهای مقاومت اعم (در سیاست)، یا دفاعی و نظامی و حتی خودکفایی (در اقتصاد) و ایستادگی (در فرهنگ و عقاید و باورهاست) است.
این اصل که مرزهای منطقه را درهمنوردیده و به یک «الگوی سیاسی» برای گروهها و جریانهای مختلف در سراسر جهان (بهویژه برای اعضای اصلی محور مقاومت در منطقه غرب آسیا) تبدیل شده و بر پایه «استقلال، عزت و ایستادگی در مقابل نیروهای استکباری» بنا شده است، ظرفیتها و توانمندیها و قدرت عمل خودرا در جنگ رمضان بهاثبات رسانیده است.
«پدیده وحدت ساحات» را شاید بتوان یک عامل نوظهور دانست که در آن راهبردهای سیاسی، اقتصاد، فرهنگ بر پایه مقاومت همگانی و سراسری و مستحکم درقبال قدرتهای شرور و مستکبر در سطح منطقه و جهان و مشخصا رژیمصهیونیستی و هیات حاکمه آمریکا استوار شده است. این راهبردها را میتوان چنین شرح داد:
۱. سیاست: دکترین مقاومت مبتنی بر آرمانهای انقلاب اسلامی و فکر و اندیشه حضرت رهبر شهید است.
سیاست خارجی رهبر شهید براساس این دکترین برپایه عدم تبعیت مطلق و نپذیرفتن هیمنه قدرتهای جهانی (مانند آمریکا و غرب) قرار دارد.
تقابل با تکقطبیبودن جهان و تلاش برای ایجاد نظم جدیدی که در آن قدرتها متعدد باشند؛ و در همین راستا تلاش برای شکل گیری اتحاد با گروهها و کشورهایی که با سیاستهای استعمار مخالف هستند؛ بهگونهای که بتوان آنها را بهنوعی از اجزای محور مقاومت بهحساب آورد.
۲. اقتصاد: اقتصاد مقاومتی؛ تغییر ساختار از «وابستگی» به «استقلال» در همه ساحات مقاومت است. در واقع اگر دشمن با تحریم یا فشار اقتصادی میخواهد هواداران خیل مقاومت در میدانهای مختلف را به زانو درآورد، براساس این اصل وحدت ساحات، نباید منفعل باشیم؛ بلکه باید با همافزایی با تولید داخلی، مدیریت بحران و کاهش وابستگی واردات در همه اجزای محور مقاومت، پایداری و تابآوری داشته باشیم کنیم. هدف اصلی این است که اقتصاد به ابزاری برای تسلیمشدن تبدیل نشود.
۳. فرهنگ: حفظ هویت انقلابی بهمعنای ایستادگی و مقاومت در برابر «نفوذ فرهنگی» است. حفظ ارزشهای اسلامی و انقلابی در برابر آنچه از آن بهعنوان «جنگ نرم» یا «فشار فرهنگی غرب» یاد میشود. در این نگاه، حفظ اصالت و ریشههای فرهنگی، بخشی از امنیت ملی و بقای نظام است.
۴. استراتژی: تدبیر و آیندهنگری همان «روش مدیریت» است؛ استفاده از صبر استراتژیک (صبر در برابر بحرانها) در کنار قاطعیت در لحظات تعیینکننده. با این اندیشه نباید در هیجانات یا فشارهای لحظهای تصمیم گرفت، بلکه باید براساس اهداف بلندمدت و با نگاهی به بازیهای پیچیده بینالمللی عمل کرد.
فرهنگ مقاومت بهعنوان یک گفتمان اصیل و بنیادین هم در مقام نظر و هم در مقام عمل در اندیشه سیاسی شهید قائد حضرت آیتالله خامنهای رضوان الله تعالی علیه، جایگاه مهم و ویژهای دارد. این مفهوم که از آن به یافتن راهی برای دورزدن مصائب و مقابله با موانع یادشده است، نهتنها برای استقامت در برابر نظام سلطه بیان شده، بلکه بهعنوان یک پروژه تمدنساز در جهت تحقق آزادی، عدالت جهانی، همزیستی مسالمتآمیز و برپایی تمدن نوین اسلامی مطرح شده است.
قائد شهید امت با تاکید بر این حرکت خودجوش اسلامی و برشماری ویژگیهای خاص و منحصربهفرد جریان مقاومت، این باور عظیم اسلامی را که گریبانگیر نظام سلطه شده است بهعنوان ابزار و رویکردی فعال و اثرگذار در مواجهه با چالشهای بینالمللی و نظم غلط جهانی معرفی میکند.
فرهنگ مقاومت و استقامت و دعوت به آن، به یک راهبرد ضروری و نسخهای شفابخش برای ملتهای آزاده و آزادیخواه جهان تبدیل شده است.
مردم ایران اینروزها با رهبری وداع میکنند که با کلامش، با تفکر و ایستادگیش معنای مقاومت در برابر ظلم را به همه نشان داد. بزرگمردی که نامش تا همیشه باشکوه و عظمت بر تارک تاریخ خواهد ماند.
شهادت، پایان یک مسیر نیست، بلکه نقطهشروع یک حرکت عظیمتر و گستردهتر است؛ شهادت رهبر امت نهتنها یک ملت، بلکه یک جهان را بیدار کرد...