وزیر جنگ رژیم اسرائیل بهتازگی در اظهاراتی سخیف و تهدیدآمیز که نشاندهنده ماهیت تروریستی این رژیم است، گفته این رژیم رهبر ایران را در فهرست اهداف خود قرار داده.
یسرائیل کاتس، وزیر جنگ اسرائیل در اظهاراتی گفته بود: «دستور من به ارتش اسرائیل این است که خود را برای یک عملیات آبیوسفید در ایران آماده کند.» بهنوشته فاکس نیوز، کاتس گفته رهبر انقلاب اسلامی، برای ترور نشانهگذاری شدهاست.
در پی این یاوهگویی، سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، با صدور پیامی صریح، خطقرمزهای تهران را بار دیگر به طرف آمریکایی یادآوری کرد. او در این پیام که بازتاب گستردهای در محافل دیپلماتیک داشت، مفاد تفاهمنامه اسلامآباد را «کاملا روشن و در دسترس همگان» خواند و تاکید کرد که رئیسجمهور آمریکا متعهد شده «جانور دستآموز خود در تلآویو را مهار کند». عراقچی هشدار داد: «اگر آنها از فرمان ارباب خود سرپیچی میکنند، ایران به آنها درس لازم را خواهد داد» و افزود «هرگونه تهدید علیه مردم و رهبری ما با پاسخی فوری و قدرتمند مواجه خواهد شد». این موضع قاطع درحالی مطرح میشود که پیگیری اجرای یادداشت تفاهم در قطر ادامه دارد. ناصر بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در نشست خبری اخیر جزئیات این پیگیریها را تشریح کرد. او از اعزام هیات کارشناسی به ریاست کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی و بینالملل وزارت امور خارجه خبر داد که مسئولیت تیم کارشناسی و مذاکرهکننده ارشد را برعهده دارد. بقائی گفت از زمان امضای تفاهمنامه در ۲۸ خرداد، ایران از هر فرصتی برای اجرای بندهای مختلف آن استفاده کرده است؛ از بند یک که مهمترین بخش محسوب میشود و ناظر بر توقف جنگ در همه جبههها از جمله لبنان است، تا موضوعات مربوط به محاصره دریایی و آزادسازی داراییها. بقائی با تاکید بر روشنبودن بند یک توضیح داد که این بند شامل توقف فوری و دائمی جنگ و احترام به تمامیت سرزمینی و حاکمیت ملی لبنان است. او خاطرنشان کرد که اشغالگری با حاکمیت ملی سازگار نیست و ایران متن تفاهم را ملاک اصلی کار خود قرار داده. وی افزود که در نشستهای آتی عمدتا بر آزادسازی داراییها تمرکز خواهد شد اما بحث توقف جنگ در لبنان از طریق میانجیها و تبادل پیام نیز ادامه دارد.
نگاه ابزاری واشنگتن به تفاهمنامه
شواهد موجود به وضوح نشان میدهد که نگاه طرف آمریکایی به یادداشت تفاهم، نگاهی کاملا ابزاری است. واشنگتن این سند را نه بهعنوان توافقی جدی برای حل ریشهای مسائل، بلکه بهعنوان ابزاری برای خرید وقت، ایجاد موانع جزئی و تغییر تدریجی معادلات به نفع خود میبیند. بند یک تفاهم که قلب توافق است بر توقف فوری جنگ در لبنان و پایان اشغالگری تاکید دارد اما در عمل شاهد تاخیرهای آشکار و تلاش برای نرمکردن تعهدات هستیم. آرامش نسبی لبنان هنوز شکننده است و خروج کامل نیروهای اشغالگر بهشکل مؤثر پیگیری نشده. این تاخیرها اتفاقی نیست؛ بخشی از الگوی همیشگی آمریکا برای فرسایش طرف مقابل و کسب امتیازات بیشتر در آینده است. ترامپ در اظهارات عمومی از پیشرفت سخن میگوید اما در میدان، فشار بر میانجیها برای تفسیرهای جدید از متن یا کندکردن روند اجرا ادامه دارد. تشکیل کارگروهها و اعلام مذاکرات فنی بدون پیشرفت ملموس در اجرای بندهای کلیدی، دقیقا همین خرید وقت را نشان میدهد. آنها امیدوارند با طولانیکردن فرآیند، ایران را تحت فشار قرار دهند، داراییها را با بهانههای بوروکراتیک نگه دارند و در نهایت شرایط را برای توافق نهایی بهنفع خود تغییر دهند. این رویکرد با سابقه واشنگتن در مذاکرات قبلی کاملا همخوانی دارد و ایران با آگاهی از آن، بر اجرای دقیق و قابل راستیآزمایی مفاد تاکید میکند.
شکنندگی آرامش و ضرورت قاطعیت ایران
اگر آمریکا واقعا متعهد به اجرای تفاهم است، باید هزینه واقعی کنترل رژیمصهیونیستی را بپردازد، نه اینکه با سکوت یا اظهارات دوپهلو به آنها میدان دهد. تمامیت ارضی لبنان نیز یک اصل غیرقابل مذاکره است و ادامه اشغالگری نه تنها نقض صریح بند یک، بلکه تهدیدی برای ثبات کل منطقه بهشمار میرود. ایران با تجربه تلخ گذشته، این بار با چشمان باز عمل میکند. تاکید بر متن تفاهم بهعنوان ملاک کار، نشاندهنده رویکرد هوشمندانه تهران است که هم دیپلماسی را پیگیری میکند و هم اهرمهای قدرت خود را حفظ مینماید.