به هر حال ایران دومین تیم پیر جام جهانی شد. بنابراین ما میخواستیم صعود کنیم. البته معتقدم اگر ما یک مرحله هم صعود میکردیم اتفاق ویژهای به حساب نمیآمد و تازه به جمع ۳۲ تیم میرسیدیم؛ یعنی همان تعداد تیم جامجهانیهای گذشته. اگر بخواهم بازیهای تیمملی را تحلیل کنم؛ تیم ملی بازی به بازی روند بهتری داشت. حقیقتا فکر میکردم تیمملی به دلیل سن بالا کم بیاورد، به ویژه در نیمههای دوم ولی این اتفاق نیفتاد. قبل از جام جهانی هم وضع طبیعی وجود نداشت. لیگ وقفه افتاد. تیمملی بازیهای تدارکاتی خوبی نداشت و به جام رسید. در بازی با نیوزیلند توقعات برآورده نشد. ما برای صعود باید نیوزیلند را میبردیم اما غافلگیر شدیم. در بازی با بلژیک ما لو بلاک بازی کردیم. فاصله خطوط بسیار کم بود. یک ضربه ایستگاهی عالی زدیم که متاسفانه آفساید شد و دو موقعیت خوب را هم گل نکردیم. در این موقعیت خوب دفاع میکردیم و خوب ضد حمله میزدیم. در بازی با مصر هم عملکرد ما به همین شکل بود و ۵ دفاعه بازی کردیم. ببینید وقتی دنبال مساوی هستید و نمیخواهید شکست بخورید، از دفاع کردن اذیت نمیشوید، بلکه رفته رفته لذت میبرید. من احساس کردم در هر دو مسابقه هر چه به پایان نزدیکتر شدیم، تیم ملی اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد. من به نظرم از نظر انتخاب تاکتیک درست بودیم و کمی هم بدشانسی آوردیم. من دیدم که خیلیها گفتند وقتی در دفاع خوب بودیم، چرا نرفتیم سمت حمله. معمولا تیمی مثل ما اگر بخواهد مدام حمله کند، آسیبپذیر میشود. در دوره کیروش هم این را نشان دادیم. اگر تیمی در دفاع خوب باشد، باید سالها زمان بگذارد تا در حمله نیز به آن قدرت مدنظر برسد. همین الان ژاپن که در دفاع و حمله خوب است، به دلیل تلاشهایی است که در چند دهه گذشته کرده است. همین الان لیگ ما را ببینید. ماحصل لیگمان را در جام جهانی دیدیم. در اکثر مسابقات داخلی، مربیان فقط به دنبال بقا هستند. مدام توپ را دور میکنند. حالا ما چه توقعی داریم که تیم ملی هم در دفاع خوب باشد و هم در حمله؟ در مجموع برای قضاوت درباره کادر فنی تیم ملی وسواس دارم. باید همه جوانب را در نظر گرفت و بعد درباره عملکردشان حرف زد. فقط نمیتوانیم بگوییم تیم ملی دستاوردی به دست آورد چون بازیکنان جوان را میدان ندادیم و به دور بعدی هم نرسیدیم.