این روند در سالهای اخیر شتاب بیشتری گرفته و علاوه بر تغییر چهره سواحل، فعالیتهای اقتصادی، تنوع زیستی و زیرساختهای ساحلی را نیز تحتتأثیر قرار داده است.
هرچند دخالتهای انسانی مانند برداشت آب از رودخانهها و تغییر در حوضههای آبریز نیز بیتأثیر نبوده، اما سهم تغییرات اقلیمی در شکلگیری وضعیت کنونی پررنگتر ارزیابی میشود. ادامه این روند میتواند تالابهای ساحلی، زیستگاه پرندگان مهاجر و آبزیان را با چالشهای جدی مواجه کند.
کارشناسان معتقدند حفاظت از محیط زیست دریایی دیگر صرفا به مقابله با آلودگی محدود نمیشود، بلکه نیازمند مدیریت یکپارچه سواحل، توسعه متوازن، پایش مستمر و استفاده از فناوریهای نوین برای کنترل آلایندهها و تغییرات زیستمحیطی است.
در همین رابطه، امید صدیقی، مدیرکل دفتر بررسی و مقابله با آلودگیهای دریایی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به تشدید روند کاهش تراز آب دریای خزر گفت: طی ۵ ــ ۴ سال گذشته، حدود یک متر از تراز آب این دریا کاسته شده است؛ درحالیکه از سال ۱۳۷۴ تا ۱۴۰۰، یعنی در بازهای حدود ۲۵ساله، مجموع کاهش تراز تنها حدود ۱.۵متر بوده است.
او افزود: بر این اساس، از سال ۱۳۷۴ تاکنون سطح تراز دریای خزر درمجموع حدود ۲.۵متر کاهش یافته که یک متر آن تنها مربوط به سالهای اخیر است.
او ادامه داد: تراز آب دریای خزر بهطور طبیعی دارای نوسانات سینوسی است و در دورههای مختلف، روند افزایشی و کاهشی را تجربه میکند. بررسی روند تغییرات این دریا در صدها و حتی هزاران سال گذشته نشان میدهد که خزر همواره با نوسانات قابلتوجهی همراه بوده و در برخی دورهها سطح آب آن بسیار بالاتر از وضعیت کنونی قرار داشته است.
صدیقی با بیان اینکه سطح فعلی دریای خزر حدود منفی 5/28 متر نسبت به آبهای آزاد است، اظهار کرد: در گذشته، زمانیکه تراز آب به حدود منفی ۹ یا منفی ۱۰ متر رسیده بود، سطح آب بسیار بالاتر از امروز قرار داشت و حتی برخی معتقدند در آن دوره بخشهایی از شهرهای ساحلی مانند انزلی زیر آب بودهاند.
او با تشریح روند تاریخی تغییرات تراز آب خزر گفت: از سال ۱۳۱۰ روند کاهش تراز آغاز شد و تا سال ۱۳۵۷ ادامه داشت. پس از آن، افزایش سطح آب تا سال ۱۳۷۴ ادامه یافت و در این دوره بسیاری از تأسیسات و مستحدثات ساحلی براثر بالا آمدن آب آسیب دیدند. اما از سال ۱۳۷۴ تاکنون، روند کاهشی بار دیگر آغاز شده و بیش از ۳۰ سال است که ادامه دارد.
مدیرکل دفتر بررسی و مقابله با آلودگیهای دریایی سازمان حفاظت محیط زیست، مهمترین عامل این وضعیت را تغییرات اقلیمی دانست و گفت: بر اساس مطالعات مشترک ایران و کشورهای حاشیه دریای خزر، افزایش دما و در نتیجه افزایش تبخیر، اصلیترین علت کاهش تراز آب این دریاست. تعادل آبی خزر به میزان بارش، آب ورودی رودخانهها و میزان تبخیر وابسته است و در سالهای اخیر افزایش تبخیر این تعادل را برهم زده است.
او خاطرنشان کرد: رود ولگا حدود ۸۰ درصد آب ورودی دریای خزر را تأمین میکند و سایر رودخانهها درمجموع ۲۰ درصد باقیمانده را به این دریا میرسانند. سهم رودخانههای ایران نیز تنها حدود ۵درصد از کل آب ورودی دریای خزر است.
صدیقی با اشاره به نقش عوامل انسانی در کاهش تراز آب دریای خزر اظهار کرد: برخی معتقدند اقداماتی مانند احداث سدها و برداشت آب از رودخانهها نیز در این روند مؤثر بوده است. براساس بررسیهای انجامشده، حدود ۲۰ درصد از شرایط کنونی ناشی از فعالیتهای انسانی و نزدیک به ۸۰درصد حاصل تغییرات اقلیمی و افزایش تبخیر است؛ هرچند تغییرات اقلیمی نیز تا حد زیادی ریشه در فعالیتهای انسانی دارد.
هشدار درباره تشدید تهدیدهای زیستمحیطی
کاهش تراز آب تنها خطری نیست که این روزها دریاچه خزر را تهدید میکند. شهرام فداکار، مدیرکل دفتر زیستبومها و سواحل دریایی سازمان حفاظت محیط زیست با هشدار نسبت به تشدید آلودگیها، توسعه بیضابطه و پیامدهای تغییرات اقلیمی، وضعیت اکوسیستمهای دریایی کشور را نگرانکننده توصیف کرد.
او با اشاره به شرایط خلیجفارس، دریای عمان و دریای خزر گفت: این اکوسیستمها طی سالهای اخیر تحت فشار عوامل مختلفی ازجمله توسعه بیرویه سواحل، آلودگیهای صنعتی و نفتی، صید بیرویه و تغییرات اقلیمی قرار گرفتهاند.
مدیرکل دفتر زیستبومها و سواحل دریایی سازمان حفاظت محیط زیست افزود: روند بهرهبرداری از منابع آبزی نشان میدهد بسیاری از ذخایر دریایی با کاهش مواجه شدهاند و بررسی آمارهای ۱۰ تا ۲۰ سال گذشته نیز بیانگر آن است که برخی از این اکوسیستمها هنوز فرصت بازسازی طبیعی خود را پیدا نکردهاند؛ موضوعی که به کاهش تدریجی خدمات اکولوژیکی آنها منجر شده است.
فداکار افزود: در خلیجفارس نیز بهدلیل تمرکز صنایع نفت، گاز و پتروشیمی، فشارهای زیستمحیطی بسیار بالاست.
مدیرکل دفتر زیستبومها و سواحل دریایی سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه دریای عمان نسبت به خلیجفارس شرایط مطلوبتری دارد، گفت: مطالعات اخیر نشان میدهد این پهنه آبی نیز از آلودگیها مصون نیست و نباید ظرفیت تحمل آن را نامحدود تصور کرد.
او با تأکید بر ضرورت تدوین برنامههای متناسب با ویژگیهای هر پهنه آبی گفت: در خلیجفارس، کنترل توسعههای جدید و ارتقای استانداردهای زیستمحیطی صنایع باید در اولویت قرار گیرد. صنایع نیز باید با استفاده از فناوریهای نوین و رعایت استانداردهای روز، میزان آلودگی و خسارت به محیط زیست دریایی را به حداقل برسانند.
فداکار با تأکید بر ضرورت احیای زیستگاههای آسیبدیده گفت: این اقدام باید با بهرهگیری از جدیدترین روشهای علمی در دستورکار قرار گیرد. تجربههای موفق گذشته نشان داده است که اجرای برنامههای احیایی میتواند نتایج مؤثری در بازسازی اکوسیستمهای دریایی به همراه داشته باشد.
او ضعف در حوزه حفاظت و پایش را از مهمترین چالشهای موجود دانست و افزود: استفاده از فناوریهای نوین برای پایش مستمر دریاها و ارتقای ظرفیتهای حفاظتی، ضرورتی اجتنابناپذیر است. هرچند بخشی از صنایع و مجموعههای فعال از سامانههای پایش استفاده میکنند، اما این اقدامات پاسخگوی حجم تهدیدهای موجود نیست.
مدیرکل دفتر زیستبومها و سواحل دریایی سازمان حفاظت محیط زیست درباره وضعیت گونههای ارزشمند دریایی ازجمله لاکپشتهای دریایی، جنگلهای مانگرو و پستانداران دریایی گفت: برای حفاظت از گونههای در معرض خطر، برنامههای اقدام ملی تدوین و در حال اجراست و بخشی از اقدامات نیز از طریق همکاریهای منطقهای و بینالمللی دنبال میشود.
چرخش آبی در خزر
در این بین هستند برخی کارشناسان که معتقدند کاهش تراز آب دریاچه خزر روندی تاریخی دارد. فریبرز جمالیزاده، عضو هیات علمی پژوهشکده محیطزیست جهاد دانشگاهی درخصوص شرایط دریاچه خزر به جامجم گفت: بهطور سنتی، باور علمیای وجود دارد که دوره چرخش آبی دریای خزر یک بازه ۱۵۰ساله دارد؛ به این معنا که هر۱۵۰سال یکبار،آب خزر عقبنشینی یا پیشروی میکند و حجم آن کاهش یا افزایش مییابد؛ پس این دریاچه از الگویی دورهای تبعیت میکند. اگر مبنا را بر همین فرض قرار دهیم، این عقبنشینی هیچ تضاد یا مشکلی برای خزر ایجاد نمیکند.
او افزود: امروزه در حوزه پیرامونی خزر، فرآیند رشد جمعیت و فعالیتهایی که به تغییرات اقلیمی منجر میشوند، افزایش یافته است. با وجود این، نمیتوان با قاطعیت گفت که این تحولات قطعا الگویی مشخص را دگرگون کردهاند؛ همانگونه که دانشمندان معتقدند در پدیدههای کلان طبیعی نظیر دورههای ۱۵۰ساله خزر و خلیجفارس باید بهدنبال الگوهای نوین اقلیمی باشیم.
جمالیزاده درباره چالشهای مختلفی که دریاچه خزر را نشانه گرفتهاند، گفت: لازم است بازتعریفی در الگوهای مرتبط با خزر صورت گیرد. دوران فعلی کمآبی شباهت زیادی به بحران کمآبی سال ۱۳۵۰ و زمانیکه خزر عقبنشینی کرده بود دارد؛ علاوهبراین، ممکن است شرایط مشابه سال ۱۳۶۵ شود که دوره پرآبی خزر را شاهد بودیم. براساس الگوهای نوین اقلیمی، اگر خزر از این چرخهها پیروی کند، باید انتظار داشته باشیم که طی ۱۵سال آینده با دورهای از پرآبی مواجه شویم.
او افزود: آلودگیهای ساحلی که در کرانههای مختلف این دریاچه مشاهده میشود، از شمال تا شرق و غرب، مسألهای جدی بهشمار میآید. این آلودگیها به اکوسیستم خزر و آبزیان آن آسیب زده؛ بهگونهایکه لاشه فوکهای خزری را در ساحل مشاهده میکنیم. این پدیده نتیجه همان تغییرات زیستمحیطی و وجود فلزات سنگین در بدن آبزیان است.
جمالیزاده معتقد است: با این همه، منابع آبی خزر درحالحاضر قابلقبولند و نباید نگران خشکشدن کامل دریاچه بود. این نگرانی تنها در صورتی موجه خواهد بود که الگوهای طبیعی دچار تغییرات بنیادی شوند و فرآیندی بلندمدت و پایدار از کاهش آب دریاچه شکل گیرد.