همین اتفاق باعث واکنشی عجیب از سوی داوران شد؛ آنها با حالتی عصبی به سمت بازیکنان دویدند و از اینکه بازیکنان پیش از زمان رسمی استراحت هایدریشن برک آب نوشیده بودند، بهشدت ناراحت شدند.
تنها یک دقیقه تا استراحت رسمی باقی مانده بود، اما انگار بازیکنان مرتکب تخلف بزرگی شده بودند؛ گویی داشتند آب میدزدیدند و مهمتر از آن، مهمترین بخش نمایش، یعنی زمانبندی پخش تبلیغات، را به هم میزدند.
انگار پیام این بود: «دوستان، هنوز کارگردان علامت وقفه را نداده است. دیوید بکام هنوز جرعه نمایشی نوشیدنی یخزدهاش را ننوشیده، ویل فرل هنوز پشت کامیون چیپسش صدای کفتار درنیاورده و تبلیغات آماده پخش نشدهاند. لطفا حرفهای باشید و منتظر علامت بمانید!»
وقتی بالاخره استراحت رسمی هایدریشن برک آغاز شد، هواداران حاضر در ورزشگاه با صدای بلند آن را هو کردند؛ واکنشی که کاملا قابل پیشبینی بود، حتی اگر این وقفه دستکم فرصتی کوتاه برای استراحت از گرمای هوا و فشار مسابقه فراهم میکرد.
این واکنش به یک الگوی ثابت در جام جهانی تبدیل شده است. ابتدا هواداران هلند در دالاس این وقفهها را هو کردند و پس از آن، هواداران اسپانیا، جمهوری چک، مکزیک، ژاپن، کلمبیا و عربستان سعودی نیز همین رفتار را تکرار کردند.
البته استثناهایی هم وجود داشت. در دیدار برزیل و هائیتی در فیلادلفیا، هواداران بیشتر سرگرم گوش دادن به آهنگ Don't Stop Believin' بودند یا از حضور کشورشان در بزرگترین صحنه فوتبال جهان لذت میبردند و چندان توجهی به این وقفهها نداشتند. هواداران آمریکایی نیز ظاهرا مشکلی با این موضوع نداشتند؛ اتفاقی که چندان عجیب نیست، زیرا در ورزشهای محبوب آمریکا، توقفهای متعدد بخش جداییناپذیر مسابقات محسوب میشود.
در دیدار نروژ و سنگال در نیویورک–نیوجرسی، برای نخستین بار تلاشی آشکار برای مدیریت فضای ایجادشده در زمان استراحت هایدریشن برک دیده شد. گروهی از نوازندگان ترومپت وارد عمل شدند و شروع به اجرای آهنگهای شاد کردند؛ اقدامی که بیشتر شبیه برنامههای میانپرده بود و برای بسیاری کاملا نامتناسب با فضای یک مسابقه فوتبال به نظر میرسید، تا جایی که حس میشد جریان طبیعی بازی ناگهان از هم پاشیده است.
راستش را بخواهید، همین صحنه آنقدر عجیب بود که باعث شد بعضیها حتی دلشان برای همان استراحتهای هایدریشن برک ساده تنگ شود. شاید، فقط شاید، آن وقفهها دیگر آنقدرها هم بد نبودند.
امید میرود این موج انتقاد، حتی در فضای بسته مدیریتی فیفا نیز اثرگذار باشد، زیرا واکنشها به این وقفه اجباری تقریبا بهطور کامل منفی بوده است.
توماس توخل از این قانون متنفر است. مارسلو بیلسا با لحنی تلخ از شکافهایی سخن گفته که این تصمیم در روح و ماهیت فوتبال ایجاد کرده است. کای هاورتز نیز آن را آزاردهنده توصیف کرده است.
به نظر میرسد تنها دو نفر واقعا از این تغییر استقبال کردهاند. نخست رالف رانگنیک که اعلام کرد از استراحتهای هایدریشن برک هیجانزده شده و حتی خواستار اجرای آن در فوتبال اروپا شد؛ پیشنهادی که یوفا تاکنون آن را رد کرده است و بسیاری امیدوارند اختلاف نظر این نهاد با فیفا در این زمینه ادامه پیدا کند.
دومین نفر، جیانی اینفانتینو است؛ مدیری که این قانون را به عنوان رئیس فیفا اجرایی کرد و به اعتقاد منتقدان، آنقدر مجذوب درآمدهای تبلیغاتی ناشی از این وقفهها شده که حتی حاضر نیست احتمال اشتباه بودن این تصمیم را بپذیرد.
از نگاه منتقدان، استراحت هایدریشن برک به این شکل، وصلهای ناجور بر پیکر فوتبال است؛ تغییری که بدون ضرورت واقعی به بازی تحمیل شده و با ماهیت آن سازگار نیست. فوتبال مشکلات فراوانی دارد، اما کمبود درآمد حاصل از حق پخش، بدون تردید یکی از آنها نیست.
این موضوع فراتر از یک تاثیر موقت از فرهنگ ورزشی آمریکا است؛ کشوری که در آن فضای مسابقات دائما با نورپردازی، موسیقی، نمایشهای سرگرمکننده و تصاویر چهرههای مشهور حاضر در ورزشگاه همراه است؛ گویی کل رویداد یک نمایش سرگرمی است که اسپایک لی، تیلور سوئیفت و مت لهبلانک مهمانان ویژه آن هستند.
منتقدان معتقدند فیفا با جسارتی کمسابقه، فوتبال را عملا به ورزشی چهاربخشی تبدیل کرده و از خط قرمزی عبور کرده است که کمتر کسی تصور میکرد روزی شکسته شود.
اگر کمی به عقب برگردیم، از نگاه این منتقدان، این بزرگترین تغییر در ساختار بنیادین فوتبال از سال ۱۸۹۷ است؛ زمانی که برای نخستین بار قانون برگزاری مسابقات در دو نیمه ۴۵ دقیقهای تصویب شد. پس از آن نیز قوانین مهمی مانند تعویض بازیکنان و کارتهای قرمز به فوتبال اضافه شدند، اما هیچکدام به اندازه تغییری که مستقیما بر دو مؤلفه اصلی بازی، یعنی زمان و ریتم مسابقه، اثر میگذارد، بنیادین نبودهاند.
از همین رو، مخالفان این تصمیم آن را صرفا یک تغییر در قوانین نمیدانند، بلکه معتقدند این اقدام، ریتم طبیعی و هویت سنتی فوتبال را دستخوش تحول کرده است.
هایدریشن برک؛ تغییری که فیفا به فوتبال تحمیل کرد
با این وضعیت چه باید کرد؟ برای شروع، شاید بهتر باشد دیگر آن را استراحت هایدریشن برک ننامیم؛ اصطلاحی که بیشتر شبیه عبارتی شبهعلمی در تبلیغات شامپوهاست تا توصیفی دقیق از آنچه در زمین رخ میدهد. این در واقع یک وقفه تبلیغاتی است. همه این را میدانند؛ هم هواداران، هم برگزارکنندگان و هم خود فیفا و انتخاب واژهها اهمیت دارد، زیرا دقیقا همینجا است که حقیقت پنهان میشود.
فیفا نیز بهخوبی میدانست اگر صادقانه اعلام کند که قصد دارد فوتبال را به یک ورزش چهار بخش تبدیل کند تا امکان پخش تبلیغات بیشتری فراهم شود، با موجی از اعتراض در سراسر دنیای فوتبال روبهرو خواهد شد. به همین دلیل، این تغییر را در قالب استراحت آب رسانی معرفی کرد؛ اقدامی که در ظاهر کوتاه، منطقی و مرتبط با سلامت بازیکنان به نظر میرسد.
حتی این ادعا که همه چیز با هدف حفظ سلامت بازیکنان انجام شده، نمونهای کلاسیک از شیوه مدیریت فیفاست. با استفاده از ورزشگاههای مجهز به سیستم سرمایشی و زمانبندی مناسب مسابقات، دمای هوا تا حد زیادی کنترل شده است. اگر هم در شرایط خاص نیاز به توقف وجود داشت، میشد آن را بهصورت موردی و تنها در مسابقات ضروری اجرا کرد. حتی همان زمان نیز یک نوشیدن سریع آب کافی بود، نه توقفی سه دقیقهای.
اما انگیزه واقعی چندان پنهان نیست. بازار هدف اصلی فیفا، ایالات متحده است؛ جایی که وقفههای تبلیغاتی بخش جداییناپذیر فرهنگ ورزشی محسوب میشود. با اضافه شدن این توقفها، فیفا نهتنها درآمد بیشتری از همین جام جهانی کسب میکند، بلکه در مذاکرات بعدی فروش حق پخش تلویزیونی نیز میتواند ارقام بالاتری مطالبه کند، زیرا درآمد تبلیغاتی شبکهها افزایش یافته است. این موضوع همچنین قدرت و نفوذ بیشتری در اختیار جیانی اینفانتینو قرار میدهد و منابع مالی قابلتوجهی برای کارزار انتخاباتی او در مسیر کسب سومین دوره کامل ریاست فیفا فراهم میکند.
در نهایت، این ماجرا بیش از هر چیز به قدرت و جاهطلبی شخصی گره خورده است. به همین دلیل است که فوتبالی که دوست داشتید، به شکلی بنیادین تغییر کرده است. به همین دلیل است که دیوید بکام، ستاره بازنشسته و چهره تبلیغاتی، در جریان مسابقات بیش از بسیاری از بازیکنان حاضر در زمین دیده میشود؛ زیرا هر وقفه فرصتی برای پخش تبلیغات اوست. حضور بکام در این تبلیغات چنان بیاحساس و ثابت شده که گویی در حال اجرای یک کلاس بازیگری مینیمالیستی است؛ حضوری که کمتر به فوتبال شباهت دارد و بیشتر یادآور یک کمپین تبلیغاتی تمامعیار است.
تغییری که روح فوتبال را هدف گرفت
بخش نگرانکننده ماجرا این است که این تغییر با چه سرعتی عادیسازی شده است. در ایالات متحده، شبکه فاکس بهسادگی آن را وقفه مینامد و با رضایت کامل به سراغ استراحت هایدریشن برک با حمایت پاورید میرود؛ وقفهای که خود مملو از تبلیغات مرتبط است، از جمله تصاویری از کریستین پولیشیچ که در حال نوشیدن یک نوشیدنی خنک است؛ گویی این هم بخشی طبیعی و دوستداشتنی از فرهنگ فوتبال بوده است.
اما همین موضوع اهمیت زیادی دارد. مارسلو بیلسا درست میگوید؛ فوتبال از نظر تاکتیکی، ساختاری و حتی بافت بازی، با تبدیل شدن به یک ورزش چهار بخشی تغییر میکند. یکی از ویژگیهای ذاتی فوتبال، دشواری کنترل ریتم مسابقه در طول یک نیمه کامل است. همین که بازیکنان بهتدریج از نظر جسمی، ذهنی و احساسی فرسوده میشوند، بخش مهمی از زیبایی این ورزش را شکل میدهد.
فوتبال قرار است سخت باشد؛ ورزشی مملو از متغیرهای بیپایان که دشواری ذاتی آن، رقابت را برای همه برابرتر میکند. اما با وقفههای برنامهریزیشده و تعویضهای مداوم، بازی بیش از پیش قابل کنترل و دستکاری میشود. کارلو آنچلوتی در یکی از همین استراحتهای هایدریشن برک در نیوجرسی توانست تیم برزیل را از نظر تاکتیکی دوباره سازماندهی کند؛ نمونهای کوچک از اینکه چند دقیقه توقف چگونه میتواند جریان یک مسابقه را تغییر دهد.
یکی از مشهورترین تصاویر تاریخ فوتبال مدرن، لحظهای بود که ژروم بواتنگ مقابل لیونل مسی در ورزشگاه نیوکمپ تعادلش را از دست داد و مسی از کنار او عبور کرد. آن صحنه تنها به مهارت مسی مربوط نمیشد؛ بلکه نتیجه بیش از ۸۰ دقیقه فشار بیوقفهای بود که بواتنگ مقابل یکی از بزرگترین نابغههای فوتبال تحمل کرده بود. چنین لحظاتی محصول خستگی، فرسایش و تداوم مسابقه هستند؛ عناصری که با وقفههای اجباری دستخوش تغییر میشوند.
اعمال چنین تغییراتی در ایالات متحده، از نگاه منتقدان، اقدامی بیپروا محسوب میشود. در سالهای اخیر بارها این پرسش مطرح شده که آیا فوتبال واقعا میتواند خودش را نابود کند یا نه. با این حال، این ورزش تاکنون به شکلی شگفتانگیز در برابر تغییرات مقاومت کرده است. هرچه بر سر آن آوردهاند؛ افزایش فشار بر بازیکنان، کاهش تعادل رقابتی یا تبدیل آن به محصولی که مدام برای اهداف تجاری تغییر میکند، فوتبال همچنان به لطف کیفیت ذاتی خود دوام آورده و هر بار، سرمایهگذاریهای تجاری را با مخاطبان بیشتر، درآمد بالاتر و محبوبیتی گستردهتر پاداش داده است.
چیزی به طرز ناراحتکنندهای واقعی و صمیمانه در کلمات گوستاوو آلفارو، سرمربی پاراگوئه، یک آرژانتینی ۶۳ ساله در نوزدهمین شغل خود، وجود داشت که این هفته به طور غیررسمی با خبرنگاران در مورد کالایی شدن، از دست دادن ارتباط و قدرت ورزش برای تعلق به فقیران در خارج از ارتباطات تجاری آن صحبت کرد و نتیجه گرفت که این چیزی است که ما باید از آن دفاع کنیم.
پس به هو کردن ادامه دهید!