«محرمِ آغاز سال قمری و حکمت پنهان در شعر بیدل»

چنین آورده‌اند و دانایان نیز بر این معنی رفته‌اند که کار این جهان بر یک حال نمی‌ماند و روزگار با هیچ کس عهد وفا نگاه ندارد؛ که این سرای کهنه را بنیاد بر دگرگونی است و هر که در اخبار گذشتگان نیک بنگرد، داند که دولت و توانگری را ثباتی نیست. بسیار کسان بودند که روزگاری نام ایشان در آفاق می‌رفت و خلق از هیبت ایشان بلرزیدندی، و پس از اندک زمانی چنان شدند که جز نامی در کتاب‌ها و خاکی بر گوری از ایشان باقی نماند.
کد خبر: ۱۵۵۷۱۱۷
نویسنده مجید رضابالا

و بنده را در این باب حکایتی یاد آمد. در سالی که به کرمانشاه مقام بودم، روزی از بازار شهر می‌گذشتم و خلق بسیار در آمد و شد بودند؛ بازرگانان بر سر داد و ستد سخن می‌گفتند و جوانان در شادی و خنده بودند. بر کنار راه درویشی نشسته بود، پیر و خاموش، و در مردمان می‌نگریست. مردی از آن بازرگانان که سودی برده بود، با شادی گفت: «امروز روز نیک ماست.» آن درویش سر برداشت و گفت: «ای جوان، شادی امروز را چندان مغتنم دار که فردا را نیز حالی دیگر تواند بود.» مرد بخندید و برفت، اما آن سخن در دل بنده بماند.

پس از آن هرگاه در گردش روزگار تأمل می‌کنم، آن کلمه در خاطر زنده شود. و شاعری نکته‌دان نیز همین معنی را در سخنی کوتاه آورده است. بیدل دهلوی گفته است:

«جهان خونریز بنیاد است، هشدار سر سال از محرم آفریدند»

و در این سخن اشارت‌هاست. یکی آنکه جهان را سرشتی است آمیخته با خون و حادثه، و مرد خردمند را بیداری باید تا فریفتهٔ آرایش این جهان نشود. و دیگر آنکه آغاز سال قمری را از ماه محرم گرفته‌اند؛ ماهی که در خاطر مسلمانان یادآور اندوهی بزرگ است، آن واقعهٔ کربلا که در آن سبط نبی، حسین بن علی،(ع) رضوان‌الله علیه، با یاران خویش به شهادت رسید و خون پاکان بر خاک گرم ریخت.

پس گویی روزگار از همان آغاز سال این معنی در گوش آدمی می‌خواند که این جهان جای شادی پایدار نیست و در گردش این فلک، خون و محنت نیز بسیار است. و خردمند آن باشد که از این اشارت‌ها عبرت گیرد و دل بر دولت ناپایدار دنیا ننهد؛ که کار جهان چنین بوده است و چنین خواهد بود.

newsQrCode
برچسب ها: مجید رضابالا
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها