حضور مردم در میادین میتواند نویدبخش آینده متفاوتی در ساخت جمهوری در ایران و مدلی برای دموکراسی مستقیم در جهان باشد. زیرا امروز در نظام سرمایهداری متأخر این سرمایه و روابط نقدی (cash-nexus) هستند که جامعه و تودههای غیرسیاسی شده را مدیریت میکنند اما تولد «میدان» در بستر جنگ رمضان در ایران میتواند امکانهای دیگری را پیش روی جامعه ایرانی و جامعه جهانی_ که از سرکوب پرقدرت سرمایه در بستر تکنوکراسی و عقلانیت ابزاری به ستوه آمده_ بگذارد اما این نیازمند تحول در ذهن اهل نظر نسبت به مفاهیم، مضامین و مفروضات علوم انسانی که نقطه عطفشان «عصر روشنگری» و «نظم جهانی یورو-آتلانتیکی» است دارد.
ارزشهای نیروی تاریخی بورژوازی در وضعیت متأخر سرمایهداری «بربریت مدرن» در قالب ترامپ را به منصه ظهور رسانده که تمام تلاشش «نابودی تمدن دیگری» است و این یعنی ظرفیتهای بورژوازی (به مثابه نیروی برآمده از عصر روشنگری) تمام شده و جهان در انتظار نیروهای خلاق تاریخی دیگری است.
تمام شدن بهمعنای پایان یافتن فقط نیست بلکه معنای آن از منظر فلسفه تاریخ این است که نیروهای تاریخی بورژووایی تمامی ظرفیتهای بالقوه خود را در بستر تحولات تاریخی بالفعل نمودهاند و اکنون در مدار «تکرار» و «تخریب» قرار گرفتهاند و در این نقطه تکرار و تخریب امکانها فرصت ظهور و حضور پیدا میکنند.
نیروی تاریخی انقلاب در ایران_ که بخش مهمی از جهان اسلام میباشد_ در موقعیت استضعاف تاریخی قرار داشت و انقلاب این نیرو را در بستر تاریخی رها کرد و اکنون تودهها که در موقعیت استضعاف قرار گرفته بودند در مقابل این امکان ایستادهاند که از وضع منفعلانه استضعاف به موقعیت فاعلانه نیرویی تاریخی در بستر جهانی قرار بگیرند و «ارزشهای مستضعفین» را بهصورت جهانی نمایندگی کنند.
این ارزشها مخرج مشترک فرهنگها و تمدنهای بشری بوده و هست که از میان مهمترین آنها میتوان به عدالت، قسط، آزادی، جامعه بیتبعیض و توحید (وحدت نوع انسانی) اشاره کرد. جنگ رمضان یک بعد آن نابودی و تخریب و ژنوساید (نسلکشی) بود ولی ابعاد دیگر آن نوزایش و «تقلب قلوب و ابصار» و خودآگاهی انتولوژیک انسان و بازیابی «خدا در خیابان» میباشد. البته ما باید زبانی بیابیم تا بتوانیم مفاهیم برآمده از نیروی نفی تاریخی مستضعفین را به زبانی جهانشمول صورتبندی کنیم تا جوامع گوناگون بشری بتواند «کلمه سواء مستضعفین» را درک و درونی و از آن خود کنند. جهان در ذیل ارزشهای بورژوازی کلانروایتش «مرگ خدا» بود که راوی آن فیلسوف بزرگ آلمانی فردریش نیچه بود که از زبان زرتشت به آیندگان در قرن بیستم نوید میداد که جهان تهی از معنا خواهد شد و خدا نهتنها از میادین و خیابانها رخت برخواهد بست بلکه حتی در پستوی خانهها دیگر اثری از او نخواهد بود اما شاید ترامپ که برآمده از فساد جزیره اپستین نوید یک دوره است که در آن بورژوازی به پایان خود رسیده و اکنون با ظهور مستضعفین جهان، خدا بار دیگر به میادین و خیابانها بازخواهد گشت و ظهوری دیگر با اسماء دیگر خدا حضور خواهد یافت و جهان آبستن امکانهای متفاوت از پلیدیهای بورژوازی به بشریت عرضه خواهد کرد. بنابراین جنگ رمضان را صرفا نباید نظامی و امنیتی و ژئوپلیتیکی تفسیر کنیم بلکه این رخداد ظرفیت تفاسیر انتولوژیک و عرفانی و گنوسی را هم دارد و این بدین معناست که نباید تفاسیر را محدود به مرزهای ناسیونالیستی ایران کنیم. بهعبارت دقیقتر، امکانهای جهانی و جهانشمول و عام و انسانی نیروی نفی تاریخی مستضعفین را باید در فراسوی خوانشهای تحدیدکننده صورتبندی نماییم.
مستندسازان با ثبت جزئیات آیین حماسی بدرقه با رهبری شهید، درصدد تبدیل این سوگ ملی به سندی ماندگار از آغاز یک دوران جدید هستند