تازهترین آمار ادارهکل هواشناسی کرمانشاه نشان میدهد شرایط اقلیمی سال جاری بیش از همیشه زمینهساز افزایش خطر آتشسوزی است؛ طبق این گزارش، میانگین بارش استان در سال زراعی جاری به ۵۳۱ میلیمتر رسیده که نسبت به سال گذشته ۵۶ درصد و نسبت به دوره بلندمدت ۳۱ درصد افزایش دارد.
این افزایش باعث رشد غیرمعمول پوشش گیاهی در اغلب شهرستانها شده و در پاوه که بیشترین بارندگی استان را ثبت کرده، بارشها نسبت به سال قبل ۹۰ درصد رشد داشته و گیلانغرب نیز با ثبت ۱۶۵ درصد افزایش در صدر تغییرات قرار گرفته است.
کارشناسان میگویند همین بارشهای پربازده که اکنون مزیت اکولوژیک به شمار میرود در صورت عدم مدیریت صحیح علفهای یکساله میتواند به «سوخت آماده» تابستان تبدیل شده و احتمال وقوع و گسترش آتشسوزیها را بهطور چشمگیری افزایش دهد.
کارشناسان منابع طبیعی میگویند پوشش گیاهی یکساله درست همانقدر که در بهار ارزش اکولوژیک دارد در تابستان به یکی از خطرناکترین عوامل گسترش آتش بدل میشود؛ علفهای خشکشده در گرمترین ماههای سال به دلیل ساختار سلولی نازک، مقدار کم رطوبت و سطح پوششی گسترده سرعت اشتعال بسیار بالایی دارند و در صورت وزش باد میتوانند شعله را در مدت چند دقیقه از یک نقطه کوچک به دهها متر آنطرفتر منتقل کنند. همین ویژگی باعث شده که رشد زیاد علفها که هماکنون مزیت محسوب میشود در تحلیل بسیاری از متخصصان، به «فصل سختی برای زاگرس» در ماههای آینده بدل شود.
زاگرس سبز شد، اما بلوطها هنوز از بیم آتش آرام نگرفتهاند
اما مساله تنها شرایط اقلیمی نیست؛ خبرهای منتشرشده طی سالهای گذشته از آتشسوزیهای استان کرمانشاه از گیلانغرب تا پاوه و سرپلذهاب نشان میدهد که بخش بزرگی از حریقها منشا طبیعی ندارند.
طبق گزارشی که اخیرا توسط منابع رسمی منتشر شد، بیش از ۹۵ درصد آتشسوزیهای جنگلی در ایران و زاگرس منشا انسانی دارد و آمارهای جهانی نیز این موضوع را تایید میکنند؛ کارشناسان تاکید میکنند که در زاگرس برخلاف جنگلهای سوزنیبرگ شمال احتمال آتشسوزی ناشی از رعدوبرق بسیار پایین است و عمده آتشها به رفتار انسانی «چه عمدی، چه سهوی» باز میگردد.
به گفته کارشناسان، دامنه این رفتارهای انسانی گسترده است؛ از سوزاندن بقایای کشاورزی و روشن کردن آتش در ارتفاعات گرفته تا بیاحتیاطی در تفرجگاهها یا حتی انگیزههای تخریب و اختلافات محلی؛ اگر شرایط اقلیمی آماده باشد، یک اشتباه کوچک انسانی میتواند به بحرانی چند هزار هکتاری تبدیل شود؛ اما اگر همان سیستم آماده و مجهز باشد همان اشتباه کوچک مدیریت میشود و خسارتی بزرگ به بار نمیآید؛ این نگاه، اهمیت «آمادگی» را بیش از پیش برجسته میکند.
سال ۱۴۰۵ از نظر حجم سوخت، سالی پرریسک است اما از نظر امکان پیشگیری سالی قابل مدیریت؛ دادههای علمی نشان میدهد که احتمال آتشسوزی تابع سه مولفه اصلی است؛ میزان سوخت، شرایط آبوهوایی و عامل آغازگر. دو مورد اول اکنون در زاگرس فراهم است و تنها مولفهای که میتوان کنترل کرد عامل آغازگر انسانی است و این یعنی مسئولیت انسانی نیز افزایش مییابد.
بدون شک آتشسوزیهای سالهای گذشته نشان داده که زاگرس چقدر شکننده است؛ جنگلهای بلوط کرمانشاه علاوه بر کارکرد اکولوژیک، ریه طبیعی غرب کشور، ذخیرهگاه آب زیرزمینی، زیستگاه حیاتی گونههایی چون پلنگ ایرانی، خرس قهوهای و سنجاب ایرانی، و بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی منطقهاند و از دست رفتن هر هکتار از این جنگلها تنها یک خسارت محیطزیستی نیست بلکه یک ضربه به اقتصاد محلی، گردشگری طبیعی، زیستبوم و امنیت زیستی منطقه است.
در این میان پیامدهای آتشسوزی تنها در لحظه وقوع رخ نمیدهد و اثرات ثانویه آن نیز اهمیت دارد؛ تحلیلها نشان میدهد که پس از هر آتشسوزی، خاک سطحی بلوطزارها بهشدت آسیب میبیند و چرخه تجدید حیات طبیعی بلوط مختل میشود.
بلوط درختی کندرشد و بلندعمر است و برخلاف برخی گونههای جنگلی توانایی بازسازی سریع ندارد؛ به همین دلیل هر آتشسوزی میتواند روند احیای طبیعی را دهها سال به تعویق بیندازد، افزون بر این کاهش پوشش گیاهی پس از آتش فرسایش خاک را تشدید و فرایند سیلابزایی را در سالهای بعد تقویت میکند؛ موضوعی که کرمانشاه با سابقه بارشهای رگباری بیش از سایر استانها در معرض آن قرار دارد.
با وجود همه این هشدارها، کارشناسان معتقدند که با مجموعهای از اقدامهای علمی، عملی و اجتماعی میتوان خطر آتشسوزی را در سال ۱۴۰۵ کنترل کرد؛ نخستین گام، مدیریت سوخت طبیعی است.
حذف یا کوتاهکردن علفهای یکساله در نقاط پرخطر این کار در بسیاری از کشورها از طریق چینینگ «شعلهبَرهای کمحجم و کولهپشتیهای حمل آب بهصورت شبکهای مستقر در پایگاههای روستایی» یا دیسکینگ «یکی از روشهای کاهش خطر آتشسوزی با ایجاد نوارهای آتشبُر از طریق دیسکزنی در حاشیه جنگلها و مسیرها»، یا چرای هدفمند مدیریتشده انجام میشود؛ در کرمانشاه نیز میتوان با همکاری دهیاریها، شوراهای محلی و گروههای مردمی این اقدام را در حریم روستاها و ارتفاعات پرتردد اجرایی کرد.
گام دوم، افزایش تجهیزات و نیروهای واکنش سریع است؛ تجربه سالهای گذشته نشان داده که در بسیاری از آتشسوزیها نیروی انسانی داوطلب فراوان بوده اما تجهیزات کافی «از دمنده و پمپ آب گرفته تا مخزنهای انفرادی» کم بوده است. تجهیز گروههای امدادی محلی، آموزش آنها و ایجاد مراکز واکنش سریع در نقاط استراتژیک میتواند زمان رسیدن به محل حریق را بهشدت کاهش دهد.
گام سوم، پایش مستمر با ابزارهای فناورانه است؛ پهپادهای دید حرارتی، دوربینهای دیدهبانی، سامانههای هشدار سریع و تصاویر ماهوارهای؛ نصب دوربینهای پایش در نقاط مرتفع تجربهای است که در برخی استانها موفق بوده و قابل توسعه در کرمانشاه نیز هست.
گام چهارم، آموزش و مشارکت جوامع محلی است؛ بسیاری از آتشها توسط افرادی آغاز میشود که تصور میکنند روشن کردن آتش یا سوزاندن بقایای کشاورزی بیخطر است؛ آموزش عملی و چهرهبهچهره در روستاها، مدارس، مساجد و تفرجگاهها، میتواند رفتار عمومی را تغییر دهد.
کارشناسان تاکید دارند که هیچ سیستمی بدون مشارکت مردمی موفق نمیشود؛ همانطور که در بسیاری از آتشسوزیهای سالهای گذشته همین نیروهای مردمی بودند که در نخستین دقایق ورود از گسترش حریق جلوگیری کردند.
گام پنجم، تدوین نقشه خطر آتشسوزی ویژه سال ۱۴۰۵ است؛ اداره منابع طبیعی میتواند با ترکیب دادههای اقلیمی، نقشههای شیب، جهت باد، تراکم علفی و سابقه آتشسوزی نقشهای جامع از نقاط پرریسک استان تهیه کند و اقدامات پیشگیرانه را بر اساس آن اولویتبندی کند.
با این همه، آنچه بیش از سایر مولفهها اهمیت دارد همافزایی میان دستگاههاست؛ از منابع طبیعی و محیط زیست گرفته تا بخشداریها، هلالاحمر، گروههای مردمنهاد و حتی گردشگران؛ تنها در این صورت است که بارندگیهای پُرنعمت امسال به جای تبدیل شدن به شعلههای تابستانی به بستری برای احیای بلندمدت جنگلها تبدیل خواهد شد.
در نهایت، با همه این تفاسیر میتوان گفت که سال ۱۴۰۵ برای زاگرس «سال تصمیم» است؛ اگر مدیریت شود سالی با کمترین خسارت خواهد بود اما اگر بیتوجه رها شود همان پوشش سبزی که امروز چشمها را خیره کرده ممکن است در گرمای تیر و مرداد به یکی از پرخسارتترین فصلهای آتشسوزی در سالهای اخیر تبدیل شود.
زاگرسِ سبز در کمینِ شعلهها؛ بسیج امکانات کرمانشاه برای پیشگیری از حریق در سال ۱۴۰۵
در همین راستا، مدیرکل مدیریت بحران استانداری کرمانشاه با هشدار نسبت به این شرایط، تاکید کرد که پیشگیری اولویت راهبردی در مدیریت بحران است؛ علیرضا حیدری با اشاره به کاهش ۴۸ درصدی مساحت حریق در عرصههای طبیعی استان طی سال ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل از آن، گفت: این موفقیت نشاندهنده اثربخشی اقدامات پیشگیرانه است و در سال جاری نیز باید با جدیت بیشتری دنبال شود.
وی با استناد به تکالیف قانونی مندرج در قانون مدیریت بحران، کنترل حریق را مسئولیتی همگانی خواند و افزود: فرمانداران به عنوان روسای ستاد مدیریت بحران در شهرستانها، اختیارات قانونی لازم برای بسیج امکانات را دارند و اجرای دقیق طرح عملیاتی ۱۰۴ شامل ارتقای آموزشهای عمومی، تجهیز دهیاریها به ادوات انفرادی، تیغزنی حاشیه جادهها و استقرار مستمر دیدهبانها در نقاط پرخطر، الزامآور است.
بهبود توان عملیاتی؛ رویکردی که نتیجه داد
در حوزه میدانی نیز، فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در بازدید اخیر از پاسگاههای ویژه کرمانشاه، روند مدیریت و عملکرد ماموران حفاظتی استان را مطلوب و رو به بهبود ارزیابی کرد؛ مجید ذکریائی با اشاره به کاهش چشمگیر تعداد و سطح حریقها در سال گذشته، بر ضرورت تقویت ارتباطات سازمانی منسجم میان واحدهای حقوقی و یگانهای عملیاتی تاکید کرد.
خطر آتشسوزی تنها محدود به عرصههای جنگلی نیست؛ رییس سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری کرمانشاه نیز با هشدار نسبت به انباشت پوشش گیاهی در زمینهای بایر شهری پس از بارندگیهای اخیر، گفت: این پوششهای گیاهی خشکشده، مانند یک سوخت آماده عمل میکنند که کوچکترین جرقهای میتواند آتشسوزی گستردهای را در دل شهر یا حاشیه ساختمانها رقم بزند.
آتشپاد سعید قادری از شهروندان خواست نسبت به پاکسازی زمینهای شخصی و بایر مجاور خود اقدام کرده و از سوزاندن بقایای گیاهی جدا خودداری کنند.
با وجود تمام تمهیدات دولتی، کارشناسان و مسئولان استانی بر یک نقطه اشتراک تاکید دارند: مشارکت مردمی؛ معاون عمرانی استاندار کرمانشاه در این باره افزود: امکانات و نیروی انسانی بخش دولتی به تنهایی برای مهار آتشسوزیهای گسترده کافی نیست.
طهماسب نجفی با بیان اینکه مدیریت بحران بدون مشارکت سنجیده جوامع محلی قابل تصور نیست»، ادامه داد: بستر این مشارکت باید توسط دستگاههای اجرایی فراهم شود زیرا تجربه سالهای گذشته نشان داده نیروهای مردمی و گروههای مردمنهاد، پیشروترین نقش را در نخستین دقایق وقوع حریق ایفا میکنند.
سال ۱۴۰۵ برای زاگرس، سال تصمیم است؛ ترکیب دادههای علمی (میزان سوخت و اقلیم) با عامل انسانی (که ۹۵ درصد منشا حریقهاست)، ضرورت ایجاد یک شبکه مدیریت واحد را دوچندان کرده است؛ طبق تحلیل کارشناسان اگر راهبردهای پیشگیرانه مانند مدیریت سوخت، تجهیز مراکز واکنش سریع، پایش فناورانه (پهپاد و دوربین) و آموزش چهرهبهچهره به درستی اجرا شود پوشش سبزی که اکنون چشمها را خیره کرده به جای تبدیل شدن به خاکستر به بستری برای احیای بلندمدت ریههای تنفسی غرب کشور تبدیل خواهد شد.
کرمانشاه که در سال گذشته با وقوع آتشسوزیهای محدودتر اما پرخسارت (مانند ۱۵۰۰ هکتار مراتع گیلانغرب) روبرو بود اکنون با درس گرفتن از تجربیات گذشته و همافزایی دستگاههای اجرایی، خود را برای تابستانی ایمنتر مهیا میکند؛ تابستانی که در آن همت همگانی بزرگترین سد در برابر شعلههای ویرانگر خواهد بود.
آتشسوزی در جنگل ها و مراتع تنها در شهرستان گیلانغرب از ابتدای شروع فصل گرما تا مهرماه سال ۱۴۰۴ به بیش از ۱۵۰۰ هکتار از مراتع جنگلی و ۶۲ هکتار از مزارع غلات خسارت وارد کرد.!




