معمای امنیت انرژی
براساس دادههای تازهترین گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، ژاپن با واردات معادل ۷۷درصد از مصرف نفت خود از خاورمیانه، در صدر کشورهای بزرگ و آسیبپذیر قرار دارد. تایوان ۶۳درصد، کرهجنوبی ۵۷درصد، هند ۴۵درصد و چین ۳۸درصد دیگر اقتصادهای بزرگی هستند که سهم قابلتوجهی از نفت مورد نیاز خود را از این منطقه تأمین میکنند.
در نقطه مقابل، آمریکایشمالی به لطف تولید داخلی و دسترسی به تأمینکنندگان منطقهای، کمترین وابستگی را تجربه میکند. سهم ایالات متحده تنها ۳درصد و کانادا یک درصد است که نشاندهنده استراتژی موفق تنوعبخشی و خودکفایی نسبی در این کشورهاست.
چرا شرق آسیا در این زنجیره گرفتار شده است؟
وابستگی شدید شرقآسیا از یک واقعیت ساده ناشی میشود: این کشورها مصرفکنندگان بزرگی هستند که تولید نفت داخلی ناچیزی دارند. ژاپن که نرخ خودکفایی آن کمتر از ۰/۵درصد است، بیش از ۹۰ درصد نفت مورد نیاز خود را از خاورمیانه تأمین میکند و پس از بحرانهای دهه ۱۹۷۰، نهتنها موفق به کاهش این وابستگی نشده، بلکه در سالهای اخیر آن را دوباره افزایش داده است. چین و هند نیز با وجود سهم کمتر در درصد، بهدلیل حجم عظیم اقتصاد خود، واردکنندگان عمدهای محسوب میشوند و هرگونه اختلال، کل تولید و صنعت آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.
نقطه اتصال استراتژیک
اهمیت خاورمیانه تنها به حجم تولید آن نیست؛ بلکه به نقطه اتصال آن یعنی تنگه هرمز بازمیگردد. حدود ۸۰ درصد از نفتخام و
۹۰ درصد از گاز طبیعی مایع (LNG) که از این گذرگاه عبور میکند، به مقصد بازارهای آسیایی است. این آمار بهخوبی نشان میدهد که چرا اختلال در این مسیر، اقتصادهای شرق و جنوب آسیا را با بحران مواجه میکند. کارشناسان معتقدند که این وابستگی، «معادله انرژی» آسیا را بهطور کامل دگرگون کرده است.
امنیت انرژی و درسهایی برای آینده
وابستگی به نفت خاورمیانه نهتنها یک مسأله اقتصادی، بلکه یک مسأله امنیتی راهبردی است. درحالیکه اروپا با سهمهایی مانند ۴۰ درصد برای لیتوانی و ۶ درصد برای آلمان، در میانه جدول قرار دارد، کشورهای آسیایی بهدلیل فقدان تنوع در تأمینکنندگان و مسیرهای جایگزین، بهطور قابلتوجهی در معرض خطر هستند.
کارشناسان بر این باورند که بحرانهای ژئوپلیتیکی نظیر جنگ اخیر، هزینههای سنگینی را بر دوش کشورهای واردکننده میگذارد و میتواند بهعنوان یک «شتابدهنده» برای گذار به انرژیهای تجدیدپذیر عمل کند. بااینحال، خطر تبدیل اقدامات اضطراری کوتاهمدت به سیاستهای دائمی، سرمایهگذاری در مسیرهای پایدار را با چالش مواجه میسازد. تجربه کشورهای پیشرو در انرژیهای تجدیدپذیر نشان داده است که میتوانند در برابر این شوکها تابآوری بیشتری از خود نشان دهند.
