نبض محرم در میدان امام حسین(ع) 
بیست ‌و چهارمین رویداد «عطر سیب» آغاز به کار کرد 

نبض محرم در میدان امام حسین(ع) 

نور بر نیزه؛ عاشورا از نگاه جاماندگان

نمایش «نور بر نیزه» که این روزها در تالار سنگلج اجرا می‌شود، روایتی تازه  از عاشوراست‌؛ نه از مرکز میدان نبرد، بلکه از زخم‌های کسانی که در لحظه ‌سرنوشت‌ساز جا ماندند و نتوانستند کنشگر باشند. مجتبی ترکمان در این نمایش ۴۰‌دقیقه‌ای، سراغ انسان‌هایی رفته که فرصت یاری امام حسین(ع) را از دست دادند و تا آخر عمر با عذاب وجدان، حسرت و پشیمانی دست و پنجه نرم کردند. این اثر، عاشورا را تنها یک رویداد تاریخی صرف نمی‌بیند، بلکه آن را آینه‌ای برای شرایط امروز می‌داند‌؛ جایی که ترس از جان و مال، سکوت یا چنددستگی، بسیاری را از همراهی با حق بازمی‌دارد. ترکمان با اشاره به تجربه جنگ اخیر و شکاف‌های اولیه‌ آن، تأکید می‌کند که پیامد انتخاب‌های اشتباه، همچنان ادامه دارد و پشیمانی پس از فاجعه، مرز زمان و مکان نمی‌شناسد. نور بر نیزه با زبانی رئال و دور از کلیشه‌های معمول، در فضایی مینیمال و ساده روی صحنه رفته تا تماشاگر امروزی که غرق در انبوه اطلاعات فضای مجازی و تبلیغات تحریفگر است، بتواند با آن ارتباط برقرار کند. هدف اصلی، برانگیختن این پرسش در مخاطب است که «اگر تو در آن لحظه‌ تعیین‌کننده بودی، کدام سمت را انتخاب می‌کردی؟ ظالم بودی یا مظلوم‌؟»
نمایش «نور بر نیزه» که این روزها در تالار سنگلج اجرا می‌شود، روایتی تازه  از عاشوراست‌؛ نه از مرکز میدان نبرد، بلکه از زخم‌های کسانی که در لحظه ‌سرنوشت‌ساز جا ماندند و نتوانستند کنشگر باشند. مجتبی ترکمان در این نمایش ۴۰‌دقیقه‌ای، سراغ انسان‌هایی رفته که فرصت یاری امام حسین(ع) را از دست دادند و تا آخر عمر با عذاب وجدان، حسرت و پشیمانی دست و پنجه نرم کردند. این اثر، عاشورا را تنها یک رویداد تاریخی صرف نمی‌بیند، بلکه آن را آینه‌ای برای شرایط امروز می‌داند‌؛ جایی که ترس از جان و مال، سکوت یا چنددستگی، بسیاری را از همراهی با حق بازمی‌دارد. ترکمان با اشاره به تجربه جنگ اخیر و شکاف‌های اولیه‌ آن، تأکید می‌کند که پیامد انتخاب‌های اشتباه، همچنان ادامه دارد و پشیمانی پس از فاجعه، مرز زمان و مکان نمی‌شناسد. نور بر نیزه با زبانی رئال و دور از کلیشه‌های معمول، در فضایی مینیمال و ساده روی صحنه رفته تا تماشاگر امروزی که غرق در انبوه اطلاعات فضای مجازی و تبلیغات تحریفگر است، بتواند با آن ارتباط برقرار کند. هدف اصلی، برانگیختن این پرسش در مخاطب است که «اگر تو در آن لحظه‌ تعیین‌کننده بودی، کدام سمت را انتخاب می‌کردی؟ ظالم بودی یا مظلوم‌؟»
کد خبر: ۱۵۵۶۸۹۵
نویسنده نسرین بختیاری-گروه فرهنگ و هنر
 
انگیزه شما از به‌روی صحنه بردن این نمایش چیست و فکر می‌کنید چه مسائلی در آن اهمیت داشته که شما را ترغیب به اجرای آن کرده است؟ 
نمایش نور بر نیزه روایتی مستقیم از واقعه عاشوراست و سراغ انسان‌هایی می‌رود که از این واقعه جا ماندند، کسانی که به این دلیل از یاری امام حسین باز ماندند و نمایش نشان می‌دهد که پس از عاشورا با عذاب وجدان، با حسرت و با پشیمانی خودشان روبه‌رو شدند. این زاویه نگاه برای من جذاب بود؛ یعنی می‌شود گفت این اتفاق فقط به آن زمان و رویداد خاص محدود نمی‌شود و امروز هم می‌توان نمونه‌های آن را دید. الان بسیاری در این دوره زمانه هستند که به‌هر دلیلی باید همراه و همسو با مردم می‌شدند ولی جا ماندند و نتوانستند این همراهی را محقق کنند. این باعث شد احساس کنم مخاطبان امروز شخصیت‌های این نمایش را بیشتر درک کرده و درباره آن فکر می‌کنند. 
 همان‌طور که اشاره کردید‌؛ این نمایش به نوعی روایتگر حسرت کسانی است که می‌توانستند یاریگر امام حسین(ع) باشند اما در لحظه موعود یا دچار تهدید شدند یا نتوانستند. آیا این وضعیت می‌تواند استعاره‌ای از عصر امروز باشد؟
بله، به این دلیل که ما یک جنگ را هم پشت‌سر گذاشتیم و این می‌تواند وجه بارز مناسبت محرم امسال با سال‌های گذشته باشد. در ابتدای جنگ نوعی چند دستگی هم ایجاد شد‌؛ یعنی یک‌سری می‌گفتند حمله کنید و بزنید، عده‌ای می‌گفتند نه حمله نکنید. به نظرم این نمایش اشاره به حقیقتی دارد که پس از شهادت نیز از بین نخواهد رفت‌؛ چون در فرهنگ عاشورا، نور نماد حقیقت و آگاهی و نیزه نماد خشم و ظلم است. به عبارتی حقیقت می‌تواند در عصر حاضر نیز باشد‌؛ یعنی این‌طور نیست که همه چیز از بین برود، چون ظالم و مظلوم در طول تاریخ پدیده ثابتی بوده و این ماجرا دائم تکرار شده و هیچ‌وقت قطع نمی‌شود. این نیز بستگی به شرایط زیست آن جامعه دارد. اما ایده اصلی این است که پیروزی بر ظلم همواره ماندگار است؛ موضوعی که در شرایط کنونی نیز می‌توان نمونه‌هایش را دید. همین حالا نیز عده‌ای از ترس جان و مال خود فرار را بر قرار ترجیح داند، اما گروهی دیگر جان‌شان را برای این وطن فدا کردند تا نشان دهند ظلم هرگز پایدار نمی‌ماند. ما تلاش‌مان بر این بوده که بتوانیم بازسازی از یک تاریخ در نمایش ارائه دهیم که یادآوری کنیم پیامدهای انسانی عاشورا هنوز هم ادامه‌دارد و قرابت آن با زمانه امروز خیلی جذاب است. در شروع جنگ رمضان عده‌ای می‌گفتند حمله کن و یک‌سری می‌گفتند شما چقدر خیانتکارید که این می‌تواند نمادی از نمایش هم باشد. شکل ارائه نمایش ما در حقیقت رئال است، یعنی نوعی روزمرگی را که به همین عصر حاضر مربوط می‌شود اما برگرفته از سال قبل در زمان واقعه عاشورا بوده است. ما می‌خواهیم یادی بکنیم از قهرمانان اصلی این واقعه و مردم را به فکر فرو ببریم که انتخاب اشتباه می‌تواند باعث یک عمر پشیمانی، ندامت و عذاب وجدان برای خود انسان باشد و این نگاه می‌تواند مخاطب امروز را به تفکر بیندازد که بالاخره هر انتخابی تبعاتی دارد. معتقدم باید به باورهای مخاطب احترام بگذاریم و هنرمان را طوری نشان دهیم که مردم زمانه با آن احساس نزدیکی داشته باشند. ما از این منظر، بر حفظ حرمت و جایگاه عاشورا تأکید کردیم؛ یعنی حتی با همان فرم‌هایی که داشتیم، کوشیدیم بخش‌هایی از آن واقعه را نشان دهیم و مفاهیم انسانی و اجتماعی آن را از مسیر ظرفیت دراماتیک تئاتر به مخاطبان منتقل کنیم. 
 برای اجرای این نمایش چرا از تکنیک‌های تعزیه کمک نگرفتید؟
هدف‌مان این بود که نمایش تفاوتی با تعزیه داشته باشد و تلاش کردم نمایش حال‌و‌هوای واقع‌گرایانه داشته باشد. ما با نگاه متفاوتی که به تئاتر و تکنیک‌های نمایش نزدیک‌تر است به قصه عاشورا پرداختیم. 
 درباره طراحی صحنه و لباس بگویید و این‌که برای روی صحنه بردن نمایش چقدر تمرین داشتید؟
یک‌ماه تمرین داشتیم و علت کم بودن زمان آن این بود که می‌خواستیم بیننده خسته نشود، چون تماشاگرهای الان چشم‌شان پر از اطلاعات مختلف است و از یک زمانی به بعد اذیت می‌شوند. وقتی تمام اطلاعات و آگاهی‌های‌تان را از گوشی، فضای مجازی، تلویزیون و رسانه دریافت می‌کنید، ممکن است دیدن یک تئاتر برای شما چندان جذاب نباشد. به دلیل این‌که دریافت شما خیلی بیش از اندازه شده، ۴۰ دقیقه مفید را برای نمایش درنظر گرفتیم که اگر می‌خواهد تفکری در ذهن مخاطب ایجاد کند، در همین مدت زمان بستر مناسبی فراهم شود. هرچقدر زمان نمایش بیشتر شود، تماشاگر به سوی خسته شدن می‌رود، چون آنها دیگر مثل قدیم تحمل زیاد نشستن ندارند. 
 آیا دغدغه‌ یا نگرانی از این بابت وجود نداشت که نمایشی را روی صحنه ببرید که همه از قصه آن آگاهند؟ 
نسل جدید بیش از هر زمانی به صداقت، کیفیت و روایت تازه نیاز دارد. اگر تئاتر مذهبی بخواهد تأثیرگذار باشد، باید از کلیشه‌ها فاصله بگیرد و سراغ پرسش‌ها و دغدغه‌های واقعی انسانی برود. زبان هنر امروز، می‌تواند نوعی روایت انسانی باشد که ارتباط عمیق‌تری با مخاطب جوان برقرار کند. کوشیدیم قصه را به این سمت ببریم که از کلیشه‌ها دور شویم و به چیز جدیدی برسیم. از این بابت که این داستان را شنیده بودیم، نگرانی نداشتیم، چون می‌خواستیم چیز متفاوتی از آن قصه نشان دهیم. ما همیشه وقایع عاشورا را برای مخاطب به تصویر کشیدیم، اما من دو ‌سه روز بعد از واقعه را نمایش دادم تا پشیمانی و ندامت آن گروه را نشان دهم. به عبارتی‌؛ عاشورا یک واقعه تاریخی صرف نیست، بلکه مجموعه‌ای از مفاهیم انسانی، اخلاقی و اجتماعی است که در زمان حال هم امتداد یافته و هرکسی می‌تواند از زاویه‌ای جدیدتر به آن نگاه کند. اجرای نمایش در ایام محرم همیشه با حساسیت‌های خاص خودش همراه است؛ یعنی سخت‌ترین بخش آن ایجاد تعادل میان بار عاطفی واقعه عاشورا با ساختار نمایشی است‌. ما باید اثری را خلق می‌کردیم که بتوانیم از آن دفاع، و شأن و بزرگی موضوع را حفظ کنیم.
  شما در نمایش‌تان به اهمیت تبلیغات در زمان عاشورا می‌پردازید‌؛ یعنی به شیوه‌ای که انگار حقیقت را برگردانده بودند که همه فکر می‌کردند اولیای خدا دشمن هستند و چنین شرایطی در زمان حال در فضای مجازی نیز دیده می‌شود و جریان دارد. 
بله. تبلیغات الان به شیوه‌ای است که به‌عنوان مثال شما بخشی از یک تیزر را می‌بینید و می‌گویید عجب فیلمی اما محتوای آن سطح پایین است‌. ما یک ایراد خیلی بزرگ داریم که مردم باید آگاه شوند و برای رسیدن به آن باید زمینه‌هایی فراهم کنیم. وقتی آگاه باشید دیگر به سمت تبلیغات غلط نمی‌روید و به این موضوع نظر ندارید که دیگران چه می‌گویند. متأسفانه ۹۰ درصد (یا حداقل ۷۰درصد) ما ناآگاهیم و سعی نمی‌کنیم خودمان را ارتقا دهیم‌؛ کتاب بخوانیم ویا تئاتر ببینیم. اگر هر ماه مردم سعی کنند یک تئاتر ببینند، از لحاظ ذهنی حس خیلی خوبی به آنها منتقل می‌شود. فضای مجازی اطلاعات اشتباهی به ما می‌دهد و این تبلیغات باعث خدشه‌دار شدن آگاهی مردم می‌شود. 
 طراحی صحنه و لباس چطور بود؟
طراحی صحنه و لباس چندان مفصل نبود. همه‌چیز ساده و مینیمال طراحی شد؛ یعنی شمایلی از آن واقعه در نمایش وجود داشت، اما آن‌قدر پررنگ که به کلیشه تبدیل شود و نه آنجنان برجسته که به ذوق مخاطب آسیب بزند.
 برای ترغیب مخاطبان به دیدن این نمایش، چه حرفی دارید؟
مسأله انتخاب، مسئولیت، ترس، سکوت و پشیمانی موضوع اصلی این نمایش است. اگر مخاطبی می‌خواهد پیامد تصمیمی که می‌گیرد را بببیند، این نمایش شاید برایش فایده‌ای داشته باشد. هدف اصلی انتقال مفاهیم انسانی امروز از مسأله انتخاب، پشیمانی و مسئولیت است. مایلم مخاطب با این پرسش از سالن بیرون برود‌؛ اگر من در چنین لحظه سرنوشت‌سازی قرار می‌گرفتم، انتخابم چه بود؟ به سمت ظلم می‌رفتم یا به سمت مظلوم؟ به سمت درستی می‌رفتم یا به سمت بدی؟ به سمت زشتی یا به سمت زیبایی؟ کدام را انتخاب می‌کنم؟
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها