وارونه‌سازی  به سبک ترامپ
دو روز مانده  به امضای تفاهم آمریکا قرائتی  یک‌طرفه و ضدایرانی از متن توافق شده ارائه می‌دهد

وارونه‌سازی  به سبک ترامپ

قرارگاه خاتم‌الانبیا نسبت به ۸۴بار نقض آتش‌بس در لبنان و آمادگی ایران برای پاسخ سخت به صهیونیست‌ها هشدار داد

نقض بی‌وقفه آتش‌بس

تنها یک روز به مراسم امضای رسمی تفاهم‌نامه پایان جنگ میان ایران و آمریکا در سوئیس باقی‌مانده است‌؛ تفاهمی که پس از هفته‌ها درگیری نظامی، تنش‌های منطقه‌ای و رایزنی‌های فشرده دیپلماتیک سرانجام توانست دو طرف را به نقطه‌ای مشترک برای توقف جنگ و ورود به مرحله‌ای جدید از گفت‌وگوها برساند. با این حال، آنچه در ۴۸ ساعت گذشته رخ داده، نشان می‌دهد مسیر رسیدن به توافق نهایی همچنان با موانع جدی مواجه بوده و حتی می‌توان گفت تفاهمی که هنوز به امضای رسمی نرسیده، در معرض آزمونی دشوار قرار گرفته است. 
تنها یک روز به مراسم امضای رسمی تفاهم‌نامه پایان جنگ میان ایران و آمریکا در سوئیس باقی‌مانده است‌؛ تفاهمی که پس از هفته‌ها درگیری نظامی، تنش‌های منطقه‌ای و رایزنی‌های فشرده دیپلماتیک سرانجام توانست دو طرف را به نقطه‌ای مشترک برای توقف جنگ و ورود به مرحله‌ای جدید از گفت‌وگوها برساند. با این حال، آنچه در ۴۸ ساعت گذشته رخ داده، نشان می‌دهد مسیر رسیدن به توافق نهایی همچنان با موانع جدی مواجه بوده و حتی می‌توان گفت تفاهمی که هنوز به امضای رسمی نرسیده، در معرض آزمونی دشوار قرار گرفته است. 
کد خبر: ۱۵۵۶۴۱۰
نویسنده مهدی سیف‌تبریزی-گروه سیاسی
 
در یک سو، مقامات ایرانی از‌جمله سیدعباس عراقچی و مجید تخت‌روانچی بر پایان جنگ در همه جبهه‌ها، از‌جمله لبنان، تأکید کرده‌اند و اعلام داشته‌اند که مرحله دوم مذاکرات تنها پس از تثبیت شرایط آتش‌بس و اجرای تعهدات اولیه آغاز خواهد شد. در سوی دیگر اما، مجموعه‌ای از مواضع و اقدامات طی دو روز گذشته این پرسش را مطرح کرده که آیا واشنگتن و متحد منطقه‌ای آن واقعا به روح و مفاد تفاهم پایبند هستند یا خیر. 
 
لبنان‌؛ میدان نخست آزمون صداقت 
دونالد ترامپ در حاشیه اجلاس گروه هفت، در حالی که از توافق به دست آمده دفاع می‌کرد، بار دیگر از ادبیاتی استفاده کرد که با منطق پایان جنگ همخوانی چندانی ندارد. رئیس‌جمهور آمریکا صراحتا اعلام کرد که تفاهم موجود هنوز متن نهایی نیست و اگر از روند مذاکرات رضایت نداشته باشد یا طرف ایرانی «رفتار مناسبی» از خود نشان ندهد، آمریکا بار دیگر به گزینه بمباران بازخواهد گشت. این تهدید آشکار در حالی مطرح می‌شود که اساسا فلسفه شکل‌گیری تفاهم پایان جنگ، کنار گذاشتن زبان زور و انتقال اختلافات به مسیر دیپلماتیک بوده است. 
همزمان جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا نیز در مصاحبه‌های متعدد تلاش کرده است چارچوبی از فشار و تهدید را بر فضای مذاکرات حاکم نگه دارد. تأکید مکرر بر این‌که ایران تنها در صورت اجرای کامل خواسته‌های آمریکا از مزایای اقتصادی برخوردار خواهد شد و تکرار این گزاره که واشنگتن آماده بازگرداندن فشارهاست، از نگاه بسیاری از ناظران با منطق یک توافق پایدار فاصله دارد. اما مسأله تنها به سخنان مقام‌های آمریکایی محدود نمی‌شود. در میدان نیز تحولات نگران‌کننده‌ای در حال وقوع است. قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا در بیانیه‌ای هشدار داده که ارتش رژیم‌صهیونیستی طی دو روز گذشته ۸۴ بار آتش‌بس در جنوب لبنان را نقض کرده و همچنان به حملات و اقدامات نظامی خود ادامه می‌دهد. براساس همین بیانیه، اگر این روند متوقف نشود، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران پاسخ مناسب و قاطعی به این اقدامات خواهند داد. 
اهمیت این مسأله زمانی بیشتر می‌شود که به مواضع رسمی ایران درباره ماهیت تفاهم توجه کنیم. تهران از همان روزهای نخست مذاکرات تأکید کرده بود که پایان جنگ با ایران از پایان جنگ در همه جبهه‌ها، به‌ویژه لبنان، جدا نیست. عراقچی نیز در نشست اخیر خود با سفرا تصریح کرد که هرگونه حمله جدید اسرائیل به لبنان یا ادامه اشغال سرزمین‌های لبنانی، از دید جمهوری اسلامی ایران نقض تفاهم محسوب می‌شود. با این حال، ترامپ در اظهارات خود تلاش کرده حملات اسرائیل در لبنان را موضوعی فرعی و کم‌اهمیت جلوه دهد و حتی مدعی شده که ادامه این درگیری‌ها لزوما توافق میان ایران و آمریکا را تحت تأثیر قرار نخواهد داد. 
همین‌جاست که یکی از مهم‌ترین چالش‌های روزهای آینده خود را نشان می‌دهد. مسأله صرفا اختلاف‌نظر بر سر یک رویداد میدانی نیست‌؛ بلکه اختلاف بر سر تعریف خود توافق است. 
 
مذاکره زیر سایه تهدید، پایدار نمی‌ماند
واقعیت آن است که آنچه امروز مشاهده می‌شود، بیش از هر چیز یادآور یکی از مهم‌ترین تجربه‌های سیاست خارجی ایران در دهه‌های اخیر است‌؛ تجربه‌ای که نام آن برجام بود. 
در جریان برجام نیز متن توافق یک موضوع بود و روایت آمریکایی از توافق موضوعی دیگر. در سال‌های بعد مشخص شد که واشنگتن در بسیاری از موارد نه براساس آنچه روی کاغذ نوشته شده، بلکه براساس تفسیری که خود از توافق ارائه می‌داد عمل می‌کند. نتیجه نیز روشن بود‌؛ آمریکا به تدریج روایت خود را به روایت غالب در فضای بین‌المللی تبدیل کرد و از همین مسیر توانست فشارهای جدیدی علیه ایران ایجاد کند. 
امروز نیز نشانه‌هایی از شکل‌گیری همان الگو دیده می‌شود. از یک‌سو ایران بر پایان جنگ، رفع تهدید و خاتمه درگیری در همه جبهه‌ها تأکید می‌کند و از سوی دیگر ترامپ و ونس همزمان با استقبال از تفاهم، گزینه حمله نظامی را نیز روی میز نگه می‌دارند. این دو روایت نمی‌توانند به‌طور همزمان درست باشند. 
اگر قرار است تفاهم پایان جنگ معنا و کارکرد واقعی داشته باشد، نخستین شرط آن کنار گذاشتن زبان تهدید است. تهدید مکرر ایران به حمله مجدد، آن هم پیش از آغاز دور جدید مذاکرات، نه‌تنها با روح تفاهم سازگار نیست، بلکه اساسا فلسفه دو مرحله‌ای شدن مذاکرات را زیر سؤال می‌برد. قرار بود ابتدا جنگ خاتمه یابد و سپس در فضایی آرام و بدون فشار نظامی درباره مسائل پیچیده‌تر گفت‌وگو شود. اگر قرار باشد سایه بمب و تهدید همچنان بر سر مذاکرات باقی بماند، تفاوت این وضعیت با دوران پیش از تفاهم چیست؟
 
خطر مذاکره زیر سایه تهدید
نکته مهم دیگر آن است که پذیرش چنین روندی می‌تواند پیامدهای خطرناکی برای آینده داشته باشد. اگر طرف آمریکایی به این جمع‌بندی برسد که تهدید نظامی ابزاری مؤثر برای گرفتن امتیاز در مذاکرات است، طبیعی خواهد بود که در آینده نیز همین الگو را تکرار کند. در چنین شرایطی، چرخه‌ای شکل می‌گیرد که در آن جنگ، آتش‌بس و مذاکره نه مراحلی جداگانه، بلکه ابزارهایی مکمل برای اعمال فشار به شمار می‌روند.
از منظر منافع ملی ایران نیز خطر دیگری وجود دارد. ادامه مذاکرات زیر سایه تهدید، این امکان را برای طرف مقابل فراهم می‌کند که در افکار عمومی جهان چنین القا کند که ایران نه براساس منطق سیاسی و حقوقی، بلکه تحت فشار نظامی تن به توافق داده است. چنین تصویری نه‌تنها با واقعیت تحولات اخیر همخوانی ندارد، بلکه می‌تواند در آینده مبنای مطالبات جدید و فشارهای بیشتر قرار گیرد. 
به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران معتقدند پیش از ورود به مرحله دوم مذاکرات، باید اجرای کامل تعهدات مربوط به پایان جنگ مورد راستی‌آزمایی قرار گیرد. توقف حملات در لبنان، پایان اشغال مناطق مورد مناقشه، کنار گذاشتن ادبیات تهدید و پایبندی عملی به تعهدات اعلام شده، حداقل الزاماتی است که می‌تواند نشان دهد تفاهم موجود صرفا یک متن سیاسی نیست، بلکه اراده‌ای واقعی برای پایان دادن به بحران پشت آن قرار دارد. 
در غیر این صورت، روندی که قرار بود به تثبیت صلح و کاهش تنش بینجامد، ممکن است به مسیری برای بازتولید همان بحران‌هایی تبدیل شود که منطقه طی ماه‌های گذشته هزینه سنگینی بابت آن پرداخته است. 
اکنون تنها چند ساعت تا امضای رسمی تفاهم باقی‌مانده، اما آنچه سرنوشت این توافق را تعیین خواهد کرد، نه مراسم امضا در سوئیس، بلکه رفتار طرف‌ها در روزها و هفته‌های پس از آن است. تفاهمی که قرار بود نقطه پایان جنگ باشد، امروز بر لبه تیغ حرکت می‌کند‌؛ جایی که هر تهدید تازه، هر حمله جدید و هر تلاش برای تحمیل روایت یکجانبه می‌تواند آن را از مسیر اصلی خود خارج کند. از همین رو، شاید مهم‌ترین آزمون پیش‌روی توافق نه در سالن مذاکرات، بلکه در میزان پایبندی واشنگتن و متحدانش به همان تعهداتی باشد که خود برای پایان دادن به جنگ پذیرفته‌اند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها