درواقع مسئولیت پذیری حاصل اصل شناخت، تحلیل و توصیف فرهنگ سیاسی است که خود متاثر از مذهب، تاریخ و جغرافیای مشترک است و نقش مهمی در سیاست برعهده میگیرد. «با توجه به اهمیت مسئولیت پذیری در فرهنگ سیاسی ایرانیان، مشاهده میشود که شناخت شرایط و موضع گیری متناسب با آن مهم است.» (باقری، ۱۳۸۷: ۹۲) بنیان نظری اندیشه تعالی نیز بر مسئولیت پذیری فردی و اجتماعی تاکید دارد. اولین اصل معرفتی مسئولیت پذیری و رهبری اندیشه تعالی بر حفظ هویت خودی در برابر تهاجم تمدن غربی استوار است. تاکید بر الگوی تمدن اسلامی در برابر تمدن غربی و ضرورت حضور الگوی اسلامی-ایرانی ملیت در معادلات جدید جهانی، به این مهم اشاره دارد که اندیشه تعالی حاضر به تقلید و دنباله روی از الگوهای تمدن غربی نیست. این الگو در جنگ مقدس رمضان بهخوبی متبلور شده است. اندیشه تعالی که در افق تمدن نوین اسلامی در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران تقویت شده، در سه ضلع میدان، خیابان و رهبری نشان داد که به مرحله شکوفایی و تثبیت رسیده است.
بخش عمدهای از این شکوفایی، مدیون میراث با ارزش شخصیت تمدنمحور رهبر شهید انقلاب است. رهبری تمدن اسلامی، با پرچمداری حضرت امام خمینی و حضرت آیتالله خامنهای پس از انقلاب اسلامی، نشان داده است که میتوان ضمن استفاده از ظرفیتهای علوم جدید، بر مباحث هویتی خود تکیه کرد. شخصیت تمدنی رهبر شهید انقلاب، جامعه را نهصرفا در سطح مدیریتی یا سیاسی، بلکه در افقهای بلندمدت فرهنگی، معرفتی و تاریخی هدایت کرد. ایشان با برخورداری از بصیرت تاریخی و آیندهنگری، توانست مسیر تحول ملت ایران را در چارچوبی هویتی و تمدنی تعریف کند. رهبر شهید، از قدرت بالای معنابخشی به حوادث، توانایی ایجاد انسجام اخلاقی و نمادین و نیز مهارت در برانگیختن ظرفیتهای فرهنگی و دانشی جامعه بهرهمند بود. بصیرت آیندهنگر و تمدنمحور رهبر انقلاب، ضمن تاکید بر سنتها و میراث فکری، توانایی بازخوانی و بازآفرینی آنها را در شرایط نوین داشت و بهنوعی پیونددهنده گذشته، حال و آینده در یک چشمانداز تعالیمحور بود.
همین حقیقت است که درنهایت بهتمایز کلانروایت تمدن اسلامی با کلانروایت تمدن غربی در بحث رهبری تمدنی میانجامد. ظهور پیشرفتهای نظامی در میدان، ظرفیتهای بالقوه مدنی در خیابان و اقتدار و صلابت در رهبری، یکبار دیگر نشان داد که اندیشه تعالی درپی بازگشت به گذشته نیست؛ بلکه در پی فهم گذشته و استفاده از آن برای آینده است. عقلگرایی، استدلال محوری، پرهیز از جزم اندیشی و رهاشدن از تقلیدزدگی و آفتهای تفکر، از عناصر اساسی تولید علم در فرد و جامعه از منظر اندیشه تعالی محسوب میشود که همگی بر لزوم مسئولیت پذیری همگانی اشاره دارد. بهواقع شناخت شرایط و موضع گیری صحیح نسبت به آن از اصول رهبری فکری در نظریه تعالی است که در همه ابعاد در جنگ تحمیلی اخیر بهثمر نشسته است. دومین اصل معرفتی در اندیشه تعالی، بهره مندی از تاریخ به عنوان منبع دانش و تجربه برای فهم چیستی مسئولیت پذیری و رهبری به شمار میرود. اندیشه تعالی با تمایزگذاری بین قدرت و ارزش بر این امر تاکید دارد که جمع دادههای ثابت و دادههای بالقوه در ذهنیت و طراحی راهبردی به همراه اراده سیاسی میتواند الگوی جدیدی برای حکمرانی فراروی باورمندان قرار دهد. این ادعا بدین معنی است که نظام باورها، ارزشها و هنجارها، تاریخ، جغرافیا و جمعیت از دادههای ثابت و ظرفیت اقتصادی، صنعتی و نظامی از دادههای بالقوه به شمار میروند که همگی از استعداد ذاتی تمدن اسلامی-ایرانی برای طرح ایده جدید حکمرانی در آینده حکایت دارند.
ضرورت پیشرفت همهجانبه بهمعنای تمدنسازی، سومین اصل معرفتی اندیشه تعالی به شمار میرود. منظور از همه جانبه در این جا مسئولیت اکثریت جامعه و نخبگان برای رسیدن به سطحی از رقابت است که تلاش دارد تمدن نوین اسلامی را به عنوان یک کلان روایت در مقابل تمدن غرب تعریف نماید. در واقع مسئولیت و رهبری علمای دین، در دوره قاجار و انقلاب مشروطه و حکومت پهلوی و انقلاب اسلامی برمبنای همین اصل ضرورت پیشرفت شکل گرفته است:
«آرایش ظاهری این تمدن را در حکومت مردمی، در قوانین برگرفته از قرآن، در اجتهاد و پاسخگویی به نیازهای نوبه نوی بشر، در پرهیز از تحجر و ارتجاع و نیز بدعت و التقاط، در ایجاد رفاه و ثروت عمومی، در استقرار عدالت، در خلاصشدن از اقتصاد مبتنیبر ویژه خواری و ربا و تکاثر، در گسترش اخلاق انسانی، در دفاع از مظلومان عالم، و در تلاش و کار و ابتکار، میتوان و باید مشاهده کرد.» (نجفی، ۱۴۰۰: ۴۵)
منابع
باقری، خسرو (۱۳۸۷)، هویت علم دینی: نگاهی معرفت شناختی به نسبت دین با علوم انسانی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. نجفی، موسی (۱۴۰۰)، انگاره تعالی، تهران: آرما و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.