حدود یکسال پیش در جنگ تحمیلی دوم دشمنان برخی مراکز علمی و دانشمندان ما را مورد هدف قرار دادند. به نظرتان چرا آنها از دانش ایرانیان هراس دارند؟
جنگهای امروز، جنگهای تکنولوژی هستند و ماهیت آنها با گذشته تفاوت دارد. در جنگهای سنتی، حتی در طول هشت سال دفاع مقدس، محور نبرد، پاسگاهها و حضور سربازان در جبهه بود اما امروزه ماهیت جنگ تغییر کرده است. گرچه هنوز فداکارانی در خط مقدم حضور دارند اما جنگ به سمت استفاده از فناوریهای پیشرفته حرکت کرده است. ما برای دفاع از کشور به لانچر، موشک و پهپاد نیاز داریم و طبیعتا این تجهیزات مستلزم دانش فنی و مهندسی هستند. با توجه به اینکه دانشگاهها کانون اصلی تولید فناوری هستند و بسیاری از دستاوردهای آنها مستقیما بر توان نظامی و دفاعی کشور تأثیر میگذارد، دشمنان بهطور طبیعی تمایل دارند به این مراکز حمله کنند.
حمله به مراکز آموزشی و دانشگاهها چه تأثیری بر شتاب علمی کشور دارد؟
چراغ علم خاموششدنی نیست اما ممکن است در ابعاد مالی و زمانی به دانشگاه آسیب وارد شود. این امر بدیهی است اما از منظر محتوایی و علمی، هیچ خللی ایجاد نمیکند. دانشمندان و پژوهشگران ما در سراسر کشور پراکنده هستند و علم در کشور بومی شده است. بنابراین هیچکس نمیتواند با حمله به ساختمانها یا تجهیزات فیزیکی، دانش و توانمندی نیروی انسانی را از بین ببرد. ممکن است برخی پروژهها با تأخیر مواجه شوند یا هزینههای جانبی به دانشگاه تحمیل شود اما این مسائل اصل علم و تولید دانش را زیر سؤالنمیبرد.
حمله به مراکز علمی و دانشگاهی بهعنوان مراکز غیرنظامی نقض آشکار حقوقبشر است. این رویکرد دشمنان چه پیامی برای جامعه علمی جهان دارد؟
در این خصوص باید بپرسیم آیا دشمنان ما به حقوقبشر پایبندند یا اصلا مفاهیمی مانند حقوقبشر و حقوق بینالملل برای آنها اعتباری دارد؟ خودشان بارها این اصول را نادیده گرفتهاند. برای مثال، ترور شخصیتها در حقوقبشر و بینالملل غیرقابل قبول است اما دشمنان بهراحتی میگویند ما فرماندهانی چون سردار سلیمانی را ترور کردیم و کسی هم نیست که بهطور قاطع بگوید این کار غیرقانونی است. یا حمله به مدرسهای مانند میناب در اولین روزهای جنگ. این اقدامات نشان میدهد که آنها به هیچ اصول انسانی و بینالمللی پایبند نیستند. بنابراین انتظار اینکه دانشگاهها و مراکز علمی را از حمله مصون نگه دارند، انتظاری بیهوده است. زیرا آنها به هیچ اصولی پایبند نیستند.
به این ترتیب حملات اخیر دشمنان جنگ علیه زیرساختهای دانشبنیان بوده است.
قطعا چنین است. اگر به تاریخچه حوادث نگاه کنیم، شروع این تهاجم با هدف قرار دادن دانشمندان بود. بنابراین، جنگ اخیر، درواقع جنگی علیه زیرساختهای فناورانه و علمی کشور بوده است. دشمنان تلاش میکنند ریشههای علم و فناوری را در کشور از بین ببرند اما این امر برای آنها میسر نیست.
با توجه به اینکه دانشگاه تربیت مدرس در تربیت مهندسان نقش ویژهای دارد چگونه میتواند در بازسازی خسارات تحمیلی به کشور کمک کند؟
بخشی از بازسازیها مربوط به مسائل شناختهشده مهندسی است که لزوما نیازمند مداخله دانشگاه نیست اما بخش مهمی از این فرآیند نیازمند نوآوری است.
بهعنوان مثال، اگر تأسیساتی آسیب دیده باشد، الزامی نداریم آن را دقیقا مانند گذشته بازسازی کنیم بلکه باید سازهها و سیستمها را بسیار بهتر و مقاومتر از قبل بسازیم. در چنین شرایطی دانشگاهها با ارائه طرحهای جدید و خلاقانه میتوانند نقشآفرین باشند. همچنین در برخی موارد موضوع از مهندسی صرف فراتر میرود و نیازمند پژوهشهای تخصصی است. برای نمونه، در مورد سازههای آسیبدیده، باید بررسی کنیم که آیا سازه قابلیت بازسازی دارد یا باید تخریب و از نو ساخته شود. این نوع از ارزیابیها، حوزهای است که دانشگاهها میتوانند کمکهای ارزشمندی ارائه دهند.
برای همکاری بیشتر دانشگاهها در بازسازی کشور بستر لازم چگونه باید فراهمشود؟
مهمترین مسأله پیش روی کشور، تأمین منابع مالی برای بازسازی است. در شرایط فعلی، فراهم کردن این منابع با دشواری همراه است. اگر پیروزیهای خوبی در جنگ به دست آوریم و این پیروزی به آزادسازی اموال بلوکهشده یا افزایش فروش نفت منجر شود، هیچ مانعی برای بازسازی سریع وجود نخواهد داشت. به بیان دیگر، رفع چالشهای مالی مهمترین عامل تسریع در روند بازسازی کشور خواهد بود.
در حال حاضر روند فعالیتهای آموزشی دانشگاه چگونه است؟
برگزاری کلاسهای مجازی تصمیمی انحصاری از سوی دانشگاه ما نبوده، بلکه یک تصمیم جمعی و ابلاغی از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است. با این حال، با توجه به این که دانشگاه تربیت مدرس یک دانشگاه تحصیلات تکمیلی است و دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری دارد (و دانشجوی کارشناسی نداریم) پس از اعلام آتشبس، تصمیم گرفتیم دانشگاه فعال باشد. بر این اساس، هر دانشجویی که نیاز به انجام کارهای آزمایشگاهی یا استفاده از امکانات کتابخانهای دارد، میتواند بهصورت عادی به دانشگاه مراجعه کند. برای دانشجویانی که در تهران ساکن هستند، ورود آزاد است. درباره دانشجویان شهرستانی نیز بررسیهایی انجام میشود تا در صورت اثبات ضرورت حضور در تهران، از طریق هماهنگیهای صورتگرفته امکان اسکان آنان در خوابگاهها فراهم شود. البته تعداد کمی از دانشجویان شهرستانی از این امکان استفاده کردهاند اما در مجموع خوابگاههای ما همچنان بسته است.