حمله سارق به زن سالخورده برای طلاهای میلیاردی

مرد نظافتچی که برای هدیه به نامزدش به خانه زن سالخورده آشنا حمله کرده و با چوبدستی او را مصدوم و سه میلیارد تومان طلایش را دزدیده بود، بازداشت شد. 
مرد نظافتچی که برای هدیه به نامزدش به خانه زن سالخورده آشنا حمله کرده و با چوبدستی او را مصدوم و سه میلیارد تومان طلایش را دزدیده بود، بازداشت شد. 
کد خبر: ۱۵۵۵۹۶۰
 
به گزارش خبرنگار جام‌جم، صبح پنجم خرداد مردی با پلیس ۱۱۰ تهران تماس گرفت و اعلام کرد خانه مادر سالخورده‌اش در شرق تهران مورد سرقت قرار گرفته است. ماموران با حضور در آنجا زن مصدوم را نیمه‌جان یافتند که ‌خانه‌اش بهم ریخته بود. سپس طی تماس با نیروهای امدادی، او به بیمارستان منتقل شد. پسر شاکی در تشریح ماجرا به پلیس گفت: مادرم تنها زندگی می‌کرد و گاهی پیش او می‌رفتیم. در خانه بودم که تلفنم به صدا در آمد. آن سوی خط مادرم با صدای لرزان کمک خواست. سریع به بقیه اعضای خانواده خبر دادم و خودم را به خانه مادرم رساندم. او را مصدوم و نیمه‌جان یافتم. برایم تعریف کرد که شهاب، نظافتچی قدیمی ساختمان این بلا را سرش آورده و طلاهایش را به زور به سرقت برده و قصد جانش را داشته است. سه میلیارد تومان ارزش طلاهای سرقتی است. ماموران فیلم دوربین مداربسته ساختمان را نگاه کردند و تصاویری یافتند که نشان می‌داد شهاب به آنجا آمده و بعد رفته است. ماموران دنبال شهاب بودند که دو روز پیش او را مشغول نظافت ساختمانی در محله نیاوران یافتند و بازداشت کردند. آنها در بررسی سوابق کیفری متهم متوجه شدند او سوابقی ازجمله کلاهبرداری رایانه‌ای داشته و قبلا زندانی بوده است.  متهم پرونده در ادامه تحقیقات گفت: شش ماه در ساختمانی که زن سالخورده زندگی می‌کرد نظافتچی بودم. او آن موقع مدیر ساختمان بود و پی بردم او طلای زیادی در خانه دارد. بعد از آن برای کار به محله‌های شمال تهران رفتم. نامزد هم کرده بودم و وضعیت مالی خوبی نداشتم. وسوسه شدم از این زن سالخورده سرقت کنم. آن روز در خیابان چوبدستی پیدا کردم. مقابل خانه‌اش رفتم و در زدم که باز کرد. تنها بود؛ 
به او گفتم اگر کاری برایم دارد در ساختمان آنها مشغول شوم. گفت که دیگر مدیر نیست و باید با مدیر ساختمان جدید حرف بزنم. وی افزود: او را هول دادم و به زور وارد خانه‌اش شدم. با مشت و لگد بعد هم با چوبدستی ضربه‌هایی به وی زدم و طلاهایی که همراه داشت، سرقت کردم. با دستانم گلویش را گرفتم و می‌خواستم خفه‌اش کنم که بگوید بقیه طلاها کجاست که با دست به کمد اشاره کرد و بعد رهایش کردم. نیمه‌جان بود و رفتم سمت کمد و بقیه طلاها را برداشتم و فرار کردم. چوبدستی را هم در سطل زباله در خیابان انداختم. ساعاتی بعد طلاها را به نصف قیمت‌ به دوست طلافروشم فروختم. با پول آن نامزدم را به طلافروشی در شهرری بردم و برای او طلا هدیه خریدم. 
 امیرحسین شریفی‌وند، بازپرس شعبه سوم دادسرای ناحیه ۳۴ تهران با تایید این خبر به جام‌جم گفت: با اعتراف متهم، تحقیقات از او برای رازگشایی از دیگر جرامش ادامه دارد. همچنین مالخری که طلاهای دزدی را خرید هم تحت تعقیب پلیس قرار گرفت. 
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها