یا جوان ۲۰ ساله آلمانی بنام توماس مولر که آقای گل و برنده کفش طلا و همچنین برنده جایزه بهترین بازیکن جوان جام جهانی ۲۰۱۰ شد و یا جوان ۱۹ ساله فرانسوی به نام کیلیان امباپه که در دیدار مقابل آرژانتین و پادشاه لیونل مسی، جهان را حیرت زده کرد و در پایان پس از بالا بردن کاپ قهرمانی جام جهانی ۲۰۱۸، بعنوان بهترین بازیکن جوان جام برگزیده شد و یکی از شاه مهرههای ترکیب خروسها برای قهرمانی جهانی بود.
جام جهانی جایی است که سن و سال معنایی ندارد؛ جایی که یک نوجوان میتواند رویای یک ملت را بر دوش بکشد. شاید بزرگترین معجزه جام جهانی همین باشد که هر چهار سال یکبار، دنیا منتظر ظهور یک ستاره جدید میماند. پسری که امروز ناشناخته است، فردا میتواند وارث رویاهای پله یا مارادونا شود. فوتبال هنوز هم به معجزههای جوانی ایمان دارد.
پس جام جهانی ۲۰۲۶ هم مثل ادوار گذشته اش فقط تورنمنت فوقِ ستارهها نیست. بلکه جشنواره بچههایی ست که انگار از حیاط مدرسه مستقیم به بزرگترین اِستیج فوتبال جهان رسیدهاند.
لامین یامال، آردا گولر، رایان چرکی، اندریک، پائو کوبارسی، گیلبرتو مورا و... هنوز به سنی نرسیدهاند که خاطرات جام جهانی ۲۰۱۰ را کامل به یاد داشته باشند، اما حالا قرار است سرنوشت جام جهانی را رقم بزنند! نسلی که وقتی لیونل مسی و کریس رونالدو توپ طلا میگرفتند، آنها مشغول جمع کردن کارتهای فوتبال و انجام تکالیف مدرسه بودند. فوتبال همیشه همینقدر بیرحم ولی زیباست. پیرمردها افسانه میشوند و بچهها ناگهان قهرمان؛ و چند هفته دیگر، جهان نام یکی از همین نوجوانان جام جهانی را فریاد میزند. اینجا دقیقا همان جاییست که گذشته با آینده روبهرو میشود.
لامین یامال
شیطنتهایش کودکانه است و سبک پوشش او مورد انتقاد بزرگترها، حتی صورتش هنوز بالغ نشده، ولی سنگینی مقایسه با لیونل مسی، نیمار و پیراهن شماره ۱۰ بارسلونا را روی دوشش احساس میکند. هنوز ۱۸ سالش تمام نشده ولی بیش از ۱۰۰ بار با پیراهن بارسلونا گام به مستطیل سبز گذاشته است.
نوجوان شگفت انگیز ۱۸ ساله، کاپ قهرمانی یورو ۲۰۲۴ را بالای سر برده و عنوان نایب قهرمانی لیگ ملتهای اروپا ۲۰۲۵ در ویترین افتخاراتش میدرخشد.
نفر دوم توپ طلای سال ۲۰۲۵ با سه قهرمانی لالیگا، یک قهرمانی کوپا دل ری و دو قهرمانی سوپر کاپ اسپانیا و انبوهی از جوایز فردی با شایستگی به عنوان بهترین بازیکن فصل لالیگا ۲۶-۲۰۲۵ برگزیده شد و با دریافت جایزه بهترین پاسور فصل، تشنه هنرنمایی در جام جهانی ۲۰۲۶ است.
ماتادورها که روزگاری با ژاوی، اینیستا، پویول و کاسیاس کاپ زرین جامجهانی را فتح کردند، حالا چشم امیدشان به پسر مراکشی الاصلی از نسل Z فوتبال است. امید یک کشور بر شانههای جوان و ساقهای نوپایش است. گاهی تاریخ برای ساختن یک قهرمان، دههها صبر میکند، اما گاهی هم همهچیز را به یک نوجوان میسپارد. با این حال به نظر میرسد داستان لامین یامال تازه آغاز شده است. در تابستان ۲۰۲۶، اسپانیا بیش از هر زمان دیگری به این پسر نابغه ایمان دارد؛ پسری که هنوز ۱۸ سالش تمام نشده، اما میلیونها نفر رویای قهرمانی لاروخا در جام جهانی را در ساقهای او تصویرسازی میکنند.
آردا گولر و کِنان ییلدیز
روزگاری بود که سواران ترک، دروازههای تاریخ را گشودند و اکنون آردا و کِنان، فتحِ دروازههای آینده فوتبال را هدف قرار دادند. از میدانهای نبرد سلجوقیان تا استادیومهای مدرن یِنگه دنیا، چیزی تغییر نکرده است: تعصب و رویای ترکها به فتح نسل جدید فوتبال آناتولی برخاسته است. آردا با عملکردی درخشان در ترکیب رئال مادرید و کنان ییلدیز با نبوغ ذاتی گلزنی و عملرد منحصر بفردش با پیراهن یوونتوس، میخواهند نام ترکیه را دوباره بر بلندترین قلههای فوتبال جهان حک کنند، مانند حماسه و تاریخ سازی در جام جهانی ۲۰۰۲ شرق دور، شگفتی ساز شوند.
گیلبرتو مورا
هزاران سال پیش، جنگجویان آزتِک زیر آفتاب سوزان تِنوچتیتلان برای فتوحات میجنگیدند و ستارهشناسان مایا، راز آسمانها را برای آنها میخواندند. امروز در سرزمینی که از ویرانههای امپراتوریها تا استادیومهای مدرن مکزیکوسیتی و گوادالاخارا و کانکون امتداد یافته، پسری نوجوان و خوش تکنیک به نام گیلبرتو مورا رویای یک ملت را به دوش گرفته.
ستاره نوجوان که بیش از ۵۰ مسابقه با پیراهن باشگاه تیخوانا به میدان رفته، کاپ قهرمانی جام ملتهای کونکاکاف را بالای سر برده است. او هنوز در آغاز راه است، اما هر دریبلش یادآور این است که مکزیک هرگز از تولد استعدادهای تازه بازنمیایستد.
از هرمهای باستانی تا چمنهای جام جهانی، تاریخ مکزیک داستان نسلهایی است که سقوط کردند، برخاستند و دوباره جنگیدند. شاید گیلبرتو هنوز یک ستاره نباشد؛ اما گاهی تاریخ پیش از آنکه قهرمانانش را به جهان معرفی کند، نشانههایش را در چهره یک نوجوان پنهان میکند. شاید در جام جهانی ۲۰۲۶ صدای طبلهای آزتک بار دیگر در گامهای پسرکِ جوان طنین انداز شود.
رایان چرکی
فرانسه؛ سرزمین انقلابها، امپراتورها و هنرمندانی که تاریخ را با دستان خود نوشتند، اما گاهی این سرزمین، بهجای یک فرمانده یا یک شاعر، نابغهای با یک توپ فوتبال به جهان معرفی میکند؛ مثل زیدان.
این نابغه جوان نامش رایان چرکی است. پسری که از آکادمی لیون چهره شد؛ همان کارخانهای استعدادیابی که پیشتر ستارگانی، چون کریم بنزما را به دنیای فوتبال هدیه داد.
چرکی فوتبال را بازی نمیکند، او آن را خلق میکند. فرانسویها او را ادامه سنت «فوتبال خیابانی فرانسه» میدانند؛ فوتبالی که از کوچهها میآید و بر پایه خلاقیت، جسارت و غیرقابل پیشبینی بودن بنا شده است. او یادآور روزهایی است که فوتبال هنوز هنر بود. هنر دیدن پاسهایی که دیگران نمیبینند، هنر عبور از مدافعانی که راه فرار را بستهاند و هنر انجام کاری که هیچکس انتظارش را ندارد. بزرگترین سلاح او سرعت نیست. قدرت بدنی نیست. حتی تکنیک خیرهکنندهاش هم نیست. بزرگترین سلاح چرکی، ذهن اوست. ذهنی که چند ثانیه زودتر از دیگران تصمیم میگیرد.
مدافعان اغلب نمیدانند پای تخصصی او کدام است، چون با هر دو پا میتواند جادو کند. او از همان نوجوانی رکوردها را شکست و نامش را در تاریخ لیون ثبت کرد. اما آنچه او را خاص میکند، اعداد و آمار نیست. بعضی بازیکنان گل میزنند. بعضی جام میبرند؛ و بعضی، رویا میسازند. رایان چرکی از نسل رویاپردازان است. در سرزمینی که روزی ناپلئون رویای فتح اروپا را در سر داشت، امروز جوانی ظهور کرده که میخواهد اروپا را نه با شمشیر، بلکه با نبوغش تسخیر کند. شاید هنوز بزرگترین فصلهای داستان او نوشته نشده باشد؛ اما تاریخ فوتبال بارها ثابت کرده، هرگاه در فرانسه نابغهای متولد میشود، دنیا دیر یا زود مجبور میشود نام او را به خاطر بسپارد.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....