حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
خانواده نهتنها بسیاری از کارکردهای اصلی خود را از دست داد بلکه در ساختار، شکل، اندازه و حتی تعریف و معنا نیز تغییر و تحول قابل توجهی را تجربه کرد.
پیشرفتهای فناورانه، گسترش رسانهها و شبکههای اجتماعی، جنبشها و جریانهای فمینیستی که خواستار حقوق برابر یا حتی بالاتر از مردان در جامعه بودند همچنین رخدادهایی همچون انقلاب جنسی در جامعه غرب، همگی در تغییر نظام خانواده بسیار مؤثر بودند.
آنچه این تغییر و تحول را جدی کرد، گسترش فزآینده آسیبهای اجتماعی و فرهنگی همچون بزهدیدگی زنان و نوجوانان بود که پیامد تضعیف نهاد خانواده بهشمار میرفت. درواقع غرب با بحرانی جدی در حوزه نهاد خانواده مواجه شد؛ بحرانی که آشفتگی کارکردهای بر جایمانده را فریاد میزد. این تغییرات در خانواده تنها به غرب محدود نماند و گسترش ارتباطات و جهانیسازی، سایر جوامع را نیز از این بحران و آشفتگی در امان نگه نداشت. امروزه کم و بیش همه جوامع با این آسیبها روبهرو هستند. حاصل تضاد فردگرایی و خانواده اکنون در بسیاری از آسیبهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تجلی یافته است.
اما آنچه پس از دههها تضعیف خانواده در غرب رخ داده، نشانههای دقیق علمیای است که از منظر جامعهشناسی، روانشناسی، سیاستگذاری و مطالعات فرهنگی، خانواده را بهعنوان راه حلی مهم برای کاهش مشکلات و چالشها بازمییابد. از این رو در اغلب جوامع، سیاستگذاریهای مداوم برای تقویت بنیان خانواده در اولویت دولتها قرار گرفت. حتی برخی کشورها حاضر شدند تعاریف خانواده را تغییر دهند و تکثر تعاریف را بپذیرند، اما خانواده را بهعنوان ستونی مهم در نظام اجتماعی خود حفظ کنند.
با همه تحولات در خانواده، هنوز بسیاری از مفاهیمی که برای پیشرفت، تعالی و شکوفایی استعدادهای فرد و نیز برای پیشبرد اهداف یک نظام اجتماعی مدنظر است، در خانواده تجلی، نهادینهسازی و تقویت میشوند. اگرچه امروزه خانواده برخی از کارکردهای سنتی خود را از دست داده، اما همچنان معنا میآفریند، هویت میبخشد، تعهد ایجاد میکند و انسان مسئول تربیت مینماید. فراتر از انسانسازی، جریانسازی خانواده برای حرکت در مسیر جامعه نیز قابل توجه است. از این منظر، خانواده نه فقط در جامعهپذیری و تربیت نسل اهمیت دارد بلکه در همراهی با جامعه و همراستا بودن با اهداف آن برای حل چالشها و رفع موانع نیز حائز اهمیت است. از این رو امروز بازگشت به خانواده یک ضرورت است.
هر جامعهای برای انسان ایدهآل خود نیازمند خانواده تراز فرهنگی است. از این منظر نمیتوان خانواده را فراموش کرد و نمیتوان تنها بر طبل فردگرایی فارغ از خانواده و جامعه کوبید.
در جامعه ایران، با توجه به ارزشهای دینی و فرهنگی، همواره خانواده بهمعنای سلول اصلی پیکره جامعه مورد توجه بوده، اگرچه ممکن است گاهی در سطح قوانین و دستورالعملها یا در اجرای سیاستها آنچنان که باید جدی گرفته نشود.
افزون بر تاکید قانون اساسی بر خانواده، در دورههای مختلف_ بهویژه در دهههای پس از انقلاب اسلامی_ خانواده تعیینکننده و سرنوشتساز بوده است. برای نمونه، جنگ تحمیلی اخیر و نقشآفرینی خانوادهها در مسیر مقاومت و زندگی نشان داد که خانواده در ایران زنده است. امروز جامعه ایران به روشنی میتواند اعلام کند اگرچه این نهاد به مراقبت نیاز دارد و آسیبهایی گریبانگیر آن است، اما در بحبوحه گذار از سنت به مدرنیته و پررنگ شدن نسبیگراییهای ارزشی، در جامعه ایران با تکیه بر ارزشهای فرهنگی و دینی، خانواده هنوز نقش و جایگاه اصلی خود را دارد و کارکرد زندگیبخشی، سازندگی و تعلقآفرینی را در جهت ارتقای افراد و تعالی جامعه ایفا میکند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....