در شرایطی که کشورها با مسائل گذار دوم جمعیتی روبهرو میشوند جهت گیری سیاستی از سیاستهای کنترلی به سیاستهای حمایتی تغییر مییابد. سیاستهای جمعیتی کنونی در ایران هم با هدف رساندن آن به سطح جایگزینی بوده است؛ یعنی هر والد بتواند حداقل دو فرزند جایگزین خود داشته باشد و هدف، جلوگیری از تبدیلشدن خانوادهها به خانوادههای تکفرزند یا بدون فرزند در شرایط جمعیتی کنونی است، که در نهایت منجربه «تله باروری پایین» میشود. تجربههای بینالمللی نشان میدهد در شرایط مابعد گذار، تغییر مسیر کاهشی جمعیت از طریق مداخلات سیاستی دولتها بسیار سخت میشود. در ایران نیز آمارهای جمعیتی نشان میدهد میزان باروری کل در ایران از سال ۱۳۹۵ به زیر سطح جایگزینی رسیده است. در سال ۱۴۰۰ این نرخ به ۷۴/۱ و در سال ۱۴۰۴ به حدود ۵/۱ فرزند رسیده است. منظور از ساختار سنی جمعیت، متوازنسازی و متعادلسازی هرم سنی است. تداوم باروری زیر سطح جانشینی و کاهش آن به زیر ۳/۱ بچه منجربه بروز تله باروری پایین میشود. یعنی شرایطی که زادوولد پایین به یک فرآیند خودتقویتکننده بدل میشود و مداخلات دولتی و سیاستی در این مرحله دیگر کماثر یا حتی بیاثر میشود. در این شرایط این روند منجربه کوچکشدن پایه هرم سنی و معکوسشدن آن میشود؛ لذا بهعنوان یک جمعیتشناس، معتقدم سیاستهای حمایت از خانواده و ازدواج ضروری و البته ناکافی است. هدف از این سیاستها، متعادلسازی هرم سنی جمعیتی است یعنی جلوگیری از تبدیلشدن هرم سنی به یک مثلث کاملا معکوس و اجتناب از جمعیت فوق سالمند؛ لذا این سیاستها شاید منجربه افزایش قابل ملاحظهای در باروری نشود، اما محتمل است از کاهش بیشتر آن جلوگیری کنند؛ موضوعی که صرفا تعداد و رشد جمعیت نیست، بلکه حفظ توازن و پویایی جوانی جمعیت و جلوگیری از گرفتارشدن در تله باروری پایین در آیندهای نهچندان دور است.