سلوک معنوی در قاب آثار مجیدی

مجید مجیدی یکی از کارگردانان برجسته ایرانی است که سبک منحصر به فردی دارد و مضامین مربوط به خانواده و مسائل معنوی را در آثارش به‌ویژه در سینمای کودک و نوجوان به نمایش می-گذارد.
مجید مجیدی یکی از کارگردانان برجسته ایرانی است که سبک منحصر به فردی دارد و مضامین مربوط به خانواده و مسائل معنوی را در آثارش به‌ویژه در سینمای کودک و نوجوان به نمایش می-گذارد.
کد خبر: ۱۵۵۵۳۳۰
نویسنده نسرین بختیاری

سینمایی پر از سادگی و در عین حال روشنایی و امید نسبت به آینده که دغدغه‌ها را بیان می‌کند، اما کمتر کام تماشاگر را تلخ می‌کند. شناخت این سینما در شرایطی که کشورمان با انواع هجمه‌ها روبه‌رو بود، می‌تواند زبانی برای ابراز دیپلماسی فرهنگی ما باشد. بنابراین، درخصوص ویژگی‌ها و بنیان‌های سینمایی این کارگردان با دکتر پژمان دادخواه به گفتگو نشستیم.

دادخواه، عضو هیات علمی دانشگاه، نویسنده، پژوهشگر و دانش‌آموخته دکترای فلسفه هنر است که در زمینه مباحث فلسفی هنر و مطالعات میان‌رشته‌ای سینما و تئاتر فعالیت داشته است.

از منظر شما، سینمای مجید مجیدی چه ویژگی‌هایی دارد؟
مجید مجیدی یکی از کارگردانان صاحب سبک و بینش در سینمای ایران است که به‌واسطه پرداختن به مباحث عرفانی، معنوی، اخلاقی، دینی و خانواده، برجسته و مهم است. او با تکیه بر تمهیدات سینمایی، نشانه¬ها و زبان تصویری غنی این مباحث مهم انسانی و معنوی را به طور ویژه مطرح می‌کند و از این طریق بر مخاطب تاثیر می‌گذارد و از نشانه‌های بصری که به طرز هوشمندانه و مبتنی با مباحث عرفانی است، برای بیدار کردن فطرت الهی بهره می‌برد. مجید مجیدی در آثارش با روایت‌های تأمل برانگیز و زندگی ساده افراد و با تکیه بر نظام نشانه‌ها و رمزگان¬های سینمایی برای بیان مباحث معنوی و عرفانی بهره می‌گیرد و بر نقش معنویت در آرامش فردی و جمعی تاکید دارد.

کمی بیشتر درخصوص این رویکرد و نگاه عرفانی و فطری توضیح دهید. این نگاه چگونه در این آثار نمود می‌یابد؟
مجیدی از جمله کارگردان هایی است که آثارش دربردارنده مفاهیم معنوی است و این مفاهیم به طور صریح و ضمنی در آثارش وجود دارد. کودکان و نوجوانان به عنوان نماد پاکی و معصومیت در آثارش حضور دارند که اغلب در میان طبیعت قرار می‌گیرند و همراه با عناصر طبیعی مانند درخت، باران و نور هستند تا پاکی و خلوص را برجسته سازند. همچنین تکنیک‌ها و رمزگان‌های سینمایی مثل نورپردازی نرم، دکوپاژ‌های هوشمندانه و شاعرانه و حرکات دوربین آهسته، فضای صمیمی ایجاد کرده و جهانی عرفانی را برای فیلم رقم می‌زند. عرفان و معنویت در این آثار با روابط انسانی ارتباط دارد و رویکرد عرفانی باعث تعالی خانواده و در نهایت جامعه می‌شود. نمونه بارز آن در فیلم «بچه‌های آسمان» است که اوج ایثار را در عمل کودکان شاهد هستیم و دنیای معنوی و بی‌پیرایه خواهر و برادر به شکل عملی خیرخواهانه و توام با گذشت بدل می‌شود که با تکیه بر عناصر بصری و نشانه‌شناختی، این سینمای دینی را شاعرانه‌تر و متفاوت‌تر می‌کند.

به طبیعت اشاره کردید. طبیعت در آثار مجید مجیدی چه جایگاه و مفهومی دارد؟ 
یکی از مباحث مهم در سینمای مجیدی توجه و تاکید بر طبیعت است. مضامین مربوط به طبیعت در اکثر فیلم‌های او دیده می‌شود و در فیلم «رنگ خدا» این نگاه پر رنگ‌تر و ویژه‌تر است. طبیعت یک نشانه مهم معنوی است که انسان با آن در تماس بوده و از این طریق به معنویت می‌رسد و به سوی خدا رهسپار می‌شود. جنگل‌ها و دشت‌های سرسبز، بستر و محلی برای سلوک معنوی است و انسان در دل طبیعت بکر، حضور خدا را می‌تواند حس کند و از این حیث طبیعت به عنوان محلی برای تحول، شناخت و تقرب به معبود است؛ درواقع شخصیت فیلم در دل طبیعت است که به مثابه یک سالک رهسپار سفری عاشقانه می¬شود. مفاهیم معنوی از طریق باد، باران، گل‌ها، گیاهان و... تجلی می‌یابند؛ پسربچه نابینا در فیلم رنگ خدا، خدا را در دل طبیعت و با چشم دل جست‌و‌جو می‌کند. حوض آب دایره‌ای شکل در فیلم بچه‌های آسمان، تداعی‌کننده پاکی و صفای باطن افراد به‌ویژه کودکان است و در انتهای این فیلم، علی پا‌های خسته و تاول‌زده‌اش را درون آب می‌گذارد و ماهی‌ها پاهایش را بوسه باران می‌کنند. در فیلم «آواز گنجشک‌ها»، تمیز کردن آب‌انبار توسط کودکان، نشان‌دهنده بازگشت به فطرت و خلوص و معنویت روحی است که این امر در دنیای کودکانه میسرتر است. تقابل فضای طبیعت‌محور روستا با فضای شهری، دوگانگی میان زمین و آسمان، فطرت پاک و تمایلات دنیوی در این فیلم به شکلی شاعرانه و نمادین روایت شده است. درواقع مجید مجیدی مضامین مربوط به طبیعت را در فیلم‌هایش به عنوان نمادی از معنویت، خلوص، وحدت و تذکر به‌کار می‌گیرد، به این معنا که حضور خدا را در هر لحظه می‌توان حس کرد.

اصوات طبیعت در آثار او چگونه معنا می‌یابند و چه کارکردی دارند؟ 
صدا‌های طبیعت در فیلم‌های مجیدی به‌ویژه رنگ خدا، به عناصری پویا، معنادار و دلالت¬مند تبدیل می‌شود و بر حضور الهی تاکید دارد. این اصوات هم‌پای دیالوگ و کنش بازیگران قرار دارد و طبیعت پیام‌آور خدا می‌شود. به عنوان نمونه صدای آب و باران تداعی‌کننده نوعی شهود است. صدای قطره‌های باران بر برگ‌ها یا جریان رودخانه، نماد پاکی، طهارت، روحانیت، رحمت و بیداری روحی است که در فیلم رنگ خدا، این صدا‌ها برای محمد که نابینا است، کارکرد ویژه‌ای پیدا کرده و فضای عارفانه‌ای را تداعی می‌کند و موازی با دیالوگ‌ها و حضور محمد قرار می‌گیرد. همچنین نوای پرندگان در موقعیت‌های خاص نشانه‌های آسمانی هستند و هم‌پای احساسات محمد پیش می‌رود و فضا را تلطیف و معنوی می‌کند. یا در فیلم «فرش ایرانی» که صدای پرندگان، آب و وزش باد در درختان با صدای اذان در هم آمیخته می‌شود و در دل یک کلانشهر شلوغ، فضای معنوی و آرامش را ایجاد می‌کند.

نماد‌ها و نشانه‌ها در سینمای مجید مجیدی چه جایگاهی دارد؟
مجیدی در فیلم‌هایش از نشانه‌ها و نماد‌های معنوی برای غنا‌بخشی به روایت‌های انسانی و الهی استفاده می‌کند. درواقع این کارگردان در فیلم‌هایش با تاکید بر نظام نشانه‌ها، برای انتقال مفاهیم عمیق دینی، معنوی، عرفانی، فطری و انسانی بهره می‌برد و عناصری مانند طبیعت، نور و کودکان را به نشانه‌هایی از خلوص معنوی، الوهیت و امید تبدیل می‌کند. او در اکثر آثارش هم‌زمان از نماد‌های مهمی همچون آب و نور استفاده می‌کند. نور تلطیف شده و شاعرانه خورشید یا تلألؤ نور بر آب، تجلی خدا را القا می‌کند. چراکه در آیه ۳۵ سوره نور می‌خوانیم: «خدا نور آسمان‌ها و زمین است» و در آیه ۴۸ سوره فرقان می‌خوانیم: «و از آسمان آبی پاک فروآوردیم». درواقع با انتخاب هوشمندانه عناصر آب و نور و تاکید بر عرفان اسلامی، بر رشد معنوی افراد تاکید می‌کند. به عنوان نمونه شخصیت پدر در فیلم رنگ خدا، با افتادن در رودخانه پر تلاطم، درنهایت تطهیر شده و به پالایش و وحدت می‌رسد. همچنین نور در آثار مجید مجیدی عنصری مهم و کلیدی برای بیان تجربیات معنوی است و با فرم تلطیف‌شده و شاعرانه گذار شخصیت را به معنویت و وحدت را نشان می‌دهد. در فیلم رنگ خدا نور فیلترشده خورشید که از لابلای برگ‌ها بر دستان محمد می‌تابد، نوعی تجربه معنوی و عرفانی را رقم می‌زند و شهود او را برجسته می‌سازد و بر چشم دل و بصیرت قلبی محمد تاکید دارد. یا تلألو نور در حوض آب در بخش پایانی فیلم بچه‌های آسمان نیز بر چنین امر معنوی تاکید دارد.

سبک زندگی ایرانی‌اسلامی در آثار این کارگردان چه جایگاهی دارد؟
یکی از کارگردان‌هایی که در آثارش به بهترین شکل بازتاب سبک زندگی ایرانی‌اسلامی را شاهد هستیم، مجید مجیدی است. در واقع او از جمله کارگردان‌هایی است که سبک زندگی ایرانی‌اسلامی و مفهوم خانواده ایرانی را به بهترین شکل به تصویر می¬کشد و در این مسیر ارزش‌هایی همچون ایثار، نوع‌دوستی، مهربانی، توکل، همت، قناعت، رزق حلال و معنویت را به بهترین شکل در داستان¬هایش بیان می‌کند و ویژگی‌های سبک زندگی ایرانی‌اسلامی را با تمرکز بر معنویت و اخلاق، سادگی و روابط انسانی شرافتمندانه به تصویر می‌کشد. خانواده سنتی در فیلم‌های مجید مجیدی به عنوان هسته مرکزی و بخش مهم جامعه تصویر می‌شود که بر پایه ایثار، صمیمیت و استقامت در برابر سختی‌ها بنا شده و واجد همگرایی و وحدت است. برای نمونه، معضلاتی، چون فقر یا بیماری، خانواده را متحدتر می‌سازد و نمونه آن را در بچه‌های آسمان و آواز گنجشک‌ها شاهد هستیم. روابط خانوادگی صمیمی، ایثار میان والدین و فرزندان، کمک فرزندان در کار‌های خانه، کار جمعی، توجه به همسایه، بخشش، کمک به دیگران، عبادت، توکل و... نمونه‌هایی از بازتاب مسائل اخلاقی در آثار این کارگردان است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها