براساس آمارهای غیررسمی اما تکراری در نظام سلامت، میانگین اقلام دارویی در هر نسخه در ایران حدود ۳/۵تا ۴ قلم است. این عدد در مقایسه با استانداردهای سازمان جهانی بهداشت -که میانگین ایدهآل را ۱/۵ تا ۲ قلم میداند- بسیار بالاست.
نتیجتا یک بیمار ساده سرماخوردگی، گاه با چهار داروی مختلف از مسکن و آنتیهیستامین گرفته تا آنتیبیوتیک و شربتهای ترکیبی روانه داروخانه میشود.
این پدیده ریشه در چند عامل دارد: ترس از شکایت بیمار در صورت بدتر شدن حال، فشار ضمنی بیمار برای دریافت «درمان قوی» و عادت تاریخی پزشکی ایران به نسخهنویسی حداکثری اما نتیجه، انباشت دارو در خانهها و مصرف بیرویهای است که آمار حبس ۱۸ درصدی را رقم زده.
آنتیبیوتیک؛ مهمان همیشگی کابینت
مصرف آنتیبیوتیک در ایران یکی از بالاترین نرخها را در منطقه دارد. مصرف سرانه در برخی سالها به بیش از دو برابر میانگین جهان رسیده است. نکته غمانگیز این است که بخش بزرگی از این مصرف، غیرضروری است: برای سرماخوردگی ویروسی، آنفلوآنزا یا حتی سردردهای ساده.
فرهنگ رایج «یک آنتیبیوتیک بخورم زودتر خوب شوم» در کنار نسخهنویسی بیضابطه، باعث شده بسیاری از بیماران دوره درمان را کامل نکنند.
نسخه را میخرند، دو سه روز اول را مصرف میکنند، حالشان بهتر میشود و بقیه دارو در کشوی میز خواب یا قفسه یخچال رها میشود. همین «نسخههای نیمهتمام» سهم بزرگی از آن ۱۸ درصد حبسشده را تشکیل میدهند.
ایرانیها و رابطه آسان با دارو
نکته فراتر از رفتار پزشکان، فرهنگ دارودرمانی در جامعه ایرانی است. برخلاف بسیاری از فرهنگها که در وهله اول استراحت، تغذیه مناسب یا تحمل درد را انتخاب میکنند، ایرانیها بهسرعت سراغ دارو میروند. این باور که «قویترین دارو، بهترین درمان است» و «درد را باید سریع کشت»، باعث شده دارو به کالایی روزمره تبدیل شود. هیچ مناسبت خانوادگی یا مسافرتی بدون کیسه دارویی بزرگ تمام نمیشود.
نتیجه این نگاه، افزایش ۲۰ تا ۳۰ درصدی تقاضای دارو نسبت به نیاز واقعی درمانی کشور است.
هزینههای پنهان
پیامدهای این فرهنگ مصرف، فقط نسخههای نیمهتمام در خانهها نیست. اولین پیامد خطرناک مقاومت آنتیبیوتیکی است. مصرف بیرویه و ناتمام آنتیبیوتیک، مهمترین عامل ظهور ابرمیکروبهای مقاوم است. در آینده نزدیک، عفونتهای سادهای که تا دیروز با یک دوره آموکسیسیلین درمان میشدند، ممکن است هیچ پاسخی به هیچ آنتیبیوتیکی ندهند.
پیامد دیگر مسمومیتهای دارویی خانگی است. بسیاری از مسمومیتهای اتفاقی در کودکان و سالمندان به دلیل دسترسی آسان به داروهای نیمهمصرف در خانه رخ میدهد. سالانه صدها مورد اورژانس ناشی از مصرف اشتباه داروهای خانگی ثبت میشود.
مورد دیگر، تداخلات دارویی خودسرانه است. مردم اغلب بدون اطلاع پزشک، داروهای جدید را به داروهای مانده در خانه اضافه میکنند. تداخل استامینوفن با برخی آنتیبیوتیکها یا مسکنهای دیگر، کبد و کلیه را نشانه میگیرد.
بالاخره اینکه هدررفت میلیاردی منابع ملی است. ۱۸ درصد حبس دارو در خانه، یعنی نزدیک به ۲میلیارد دلار سرمایه ملی هر سال به جای نجات جان یا بهبود سلامت، در قفسهها میپوسد. این پول میتوانست صرف تجهیز بیمارستانها، داروهای گرانقیمت خاص یا کاهش فرانشیز بیماران شود.
از قلم پزشک تا فرهنگ بیمار، همه باید تغییر کنند
گزارش رئیس سازمان غذا و دارو فقط یک آمار نیست؛ آینه تمامنمای یک بیماری فرهنگی-نظامی است. برای درمان این «پُرمصرفی دارویی» باید همزمان کارهای اساسی کرد.
از اصلاح نظام نسخهنویسی با نظارت هوشمند و تشویق پزشکان به نسخههای کوتاهتر و مبتنی بر شواهد تا آموزش عمومی برای تغییر باور «هر دردی دارو میخواهد» و البته برنامه جمعآوری داروهای مازاد از خانهها، با همکاری داروخانهها و شهرداریها، برای دفع بهداشتی یا بازتوزیع هوشمند.
تا زمانی که کابینت آشپزخانه ایرانی انباشته از داروهای تاریخگذشته و نیمهمصرف باشد، نمیتوانیم ادعای سلامت عقلانی در مصرف دارو کنیم. شاید وقت آن رسیده که به جای ذخیره کردن دارو برای «روز مبادا»، برای اعتماد به طبیعت و پزشکی مبتنی بر منطق، در خانههایمان جایی باز کنیم.