دولت لبنان در حداکثر واگرایی از مقاومت بهسر میبرد و در جریان جنگ کنار آن قرار نمیگیرد. در همین زمینه با مجتبی امانی، سفیر سابق ایران در لبنان وضعیت کنونی میدان، اهداف صهیونیستها از گسترش دامنه تجاوزاتشان و چشمانداز تعیین تکلیف جنگی را که طی آن حزبالله با وجود تمام سختیها همچنان در حال واردکردن ضربات دردناک به طرف مقابل است، بررسی کردهایم.
همچنان شاهد نقض مکرر حریم هوایی و زمینی لبنان توسط رژیمصهیونیستی هستیم. وضعیت فعلی آتشبس را چگونه ارزیابی میکنید؟
وضعیت فعلی آتشبس به این صورت است که رژیمصهیونیستی، براساس روال معمول خود، هیچ احترامی برای اینگونه آتشبسها قائل نیست. این رژیم با تفکیک عملیات به نظامی و امنیتی، مدعی است اقداماتی که انجام میدهد ــ ازجمله عملیاتی که روز گذشته نیز انجام داد ــ در چارچوب عملیات امنیتی (درواقع تروریستی) قرار میگیرد و با هدف حذف (ترور) افرادی صورت میپذیرد که از نگاه این رژیم مزاحم تلقی میشوند. بنابراین، آتشبس از نظر رژیمصهیونیستی عملا هیچ مفهوم و جایگاهی ندارد.
درحالحاضر چه برآوردی از نقاط مرزی تحت اشغال رژیم وجود دارد؟ چقدر از خاک لبنان اشغال شده و اهمیت راهبردی این مناطق چیست؟
با توجه به نزدیکی خطوط درگیری در جنوب لبنان و وجود روستاهای بسیار نزدیک به مرز، آنچه درباره اشغال گفته میشود، موضوعی متغیر است. رژیمصهیونیستی با تعریف آنچه خود «خط زرد» مینامد، دهها روستای لبنانی را در محدوده این خط قرار داده و تلاش میکند این مناطق را خالی از سکنه نگهدارد. همچنین تخریبهای فوقالعاده گستردهای در این منطقه انجام داده است. بااینحال، بهدلیل تغییراتی که دائما در میدان رخ میدهد، این اشغالها دستاورد نظامی قابلتوجهی برای رژیمصهیونیستی به همراه نداشته است. موضوع بیشتر به آن چیزی بازمیگردد که نتانیاهو به دنبال آن است؛ یعنی نوعی اطمینانسازی برای داخل اسرائیل و اطمیناندادن به ساکنان شهرکهای شمال فلسطین اشغالی.
به نظر میرسد این نوع اشغالگریها، گرچه در صورت تداوم میتواند استقلال لبنان را با مخاطره مواجه کند و امکان تحرکات نظامی و جمعآوری اطلاعات را برای رژیمصهیونیستی فراهم آورد، اما هدف اصلی فراتر از این است. رژیمصهیونیستی تلاش میکند نوعی نماد پیروزی برای خود حفظ کند و آن را بهعنوان جایگزین دستاوردهایی جلوه دهد که پیشتر وعده داده بود؛ ازجمله نابودی حزبالله، نابودی حماس و از بین بردن گروههای مقاومت. این رژیم میکوشد چنین اقداماتی را بهعنوان پیروزیهای بزرگ به افکارعمومی خود القا کند.
بااینحال، صحنه لبنان همواره نشان داده است که اشغالگری در این کشور، به علت وجود مقاومت نهادینهشده در جنوب لبنان، چندان مؤثر و مفید نبوده است. رژیمصهیونیستی در دهههای گذشته بارها مجبور شده است حتی بدون فشار نظامی آشکار و صرفا در سایه استمرار مقاومت، مناطقی را که اشغال کرده بود ترک کند و شاهد بازگشت لبنانیها به آن مناطق باشد.

هدف رژیم صهیونیستی از نقض آتشبس چیست؟
رژیم صهیونیستی از نقض آتشبس معمولا به دنبال آن است که شکستهای خود در جنگ غزه و جنگ لبنان را پوشش دهد. همه میدانند که این رژیم اهدافی را که درباره جبهه لبنان و غزه وعده داده و تبلیغ کرده بود، در مدت طولانی جنگ محقق نکرده است.
از این رو، در تلاش است تا از طریق چنین عملیاتهایی، احساس ناامنی در اسرائیل را تا حدودی مهار و برای ساکنان شمال فلسطین اشغالی، نوعی امنیت روانی به وجود آورد. به همین دلیل، بیشتر به دنبال چنین تحرکاتی است تا شکست خود در تحقق اهداف اعلامی را بپوشاند و آثار آن را در افکارعمومی داخلی کاهش دهد.
برخی ناظران معتقدند با توجه به جایگاه ایران در حمایت از محور مقاومت، تهران نباید در قبال نقض عهدهای مکرر رژیمصهیونیستی سکوت کند. به نظر شما راهبرد جمهوری اسلامی در قبال این تجاوزات چه باید باشد؟ آیا واکنش مستقیم ضرورت دارد یا تقویت بازدارندگی از طریق حمایت میدانی اولویت دارد؟
راهبرد ایران در قبال این تجاوزات را باید در چارچوب دستاوردهای بزرگ جنگ رمضان تحلیل کرد. یکی از مهمترین دستاوردهای این جنگ این بود که ایران توانست معادلات منطقه را تغییر دهد و نوعی همبستگی نظامی میان اجزای جبهه مقاومت و به تعبیر دیگر وحدت ساحات ایجاد کند.
این تلاشها موجب شد حتی دونالد ترامپ نیز برای تحقق برخی اهداف خود، به نتانیاهو فشار وارد سازد. همچنین تهدیدهایی که حدود ۱۰ روز پیش از سوی وزیر امور خارجه، سخنگوی وزارت امور خارجه و فرمانده قرارگاه خاتمالانبیا مطرح شد، محاسبات دشمن را تا حدی برهم زد. رژیمصهیونیستی و شخص نتانیاهو نیز تحت فشار ترامپ قرار گرفتند و این مسأله را میتوان یک دستاورد مهم تلقی کرد.
قطعا مواضعی که از سوی شخصیتهای نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران درباره پیوستگی امنیت ایران و لبنان، لزوم برقراری آتشبس در لبنان و موکولکردن برخی مذاکرات به تحقق این آتشبس مطرح شده، دستاورد مهمی است که اکنون ابعاد سیاسی و نظامی آن در حال طراحی و پیگیری است. طبیعتا این سیاستها و اقدامات، براساس اقتضائات میدان، شرایط سیاسی و همچنین میزان برخوردی که نتانیاهو قصد دارد با لبنان داشته باشد، بازتعریف و اجرا خواهند شد.
در این فضا، چشمانداز توافق دولت لبنان با رژیمصهیونیستی چیست؟
درباره چشمانداز توافق باید گفت مسیری که دولت لبنان طی چند ماه گذشته در پیش گرفته و شامل گفتوگوهای مستقیم با رژیمصهیونیستی است لزوما به نتیجهای روشن و قطعی برای لبنان منجر نخواهد شد. البته این مسیری است که دولت لبنان در حال آزمودن آن است، اما سوابق مذاکرات کشورهایی که از لبنان بزرگتر بودهاند و همچنین کشورهایی که ابزارها و اهرمهای بیشتری در تعامل با رژیمصهیونیستی در اختیار داشتهاند، چندان امیدوارکننده نیست. حتی بسیاری از آن کشورها امروز از نتایج مذاکرات گذشته خود رضایت ندارند.
قطعا رژیمصهیونیستی نیز در این توافقات به تعهدات خود پایبندی جدی نخواهد داشت. اگر هم پایبندی محدودی مشاهده شود، بخش مهمی از آن ناشی از فشارهایی است که از سوی ایران اعمال شده است. همین فشارها موجب شده لبنان در این گفتوگوها تا حدی از وضعیت ضعف مطلق خارج شود و بتواند با دست پر وارد مذاکرات شود.
حتی باید به این نکته توجه داشت که رژیمصهیونیستی در شرایط عادی تمایل چندانی به نشستن پای میز مذاکره با طرفهای لبنانی نداشت. این موقعیت و حمایت ایران از لبنان بوده که چنین شرایطی را به صهیونیستها تحمیل کرده است. به عبارت دیگر، حضور نمایندگان رژیم صهیونیستی بر سر میز مذاکره نیز تا حد زیادی ناشی از نگرانی و خطری است که آنها از حمایت کامل جمهوری اسلامی ایران از لبنان احساس کردهاند.