این میزان تاثیرگذاری سیاست بر ورزش از سوی آمریکا برایم نگرانکننده است. همیشه اعتقادم این بوده که سیاست و ورزش باید از هم جدا باشند.
آمریکاییها اجازه نمیدهند ورزشکارها از چیزی که عاشقش هستند لذت ببرند، چیزی که با شور و شوق منتظرش بودهاند، از ورزشی که عاشق بودهاند.
نمیدانم برگزارکنندگان جام جهانی و فیفا و سیستم سیاسی این کشور چه محدودیتهایی برای خودشان ترسیم کردهاند.
مسلما فیفا اهرمهایی دارد و احتمالا از قدرتش استفاده کرده تا ایران بتواند در جام جهانی شرکت کند ولی از نظر لجستیکی، اتفاقی که افتاده برای بازیکنان ایرانی دردسر بزرگی است.
بازیکنان ایران در حال حاضر در وضعیت خیلی دشواری هستند چون لیگ داخلی به دلیل جنگ متوقف شده و بنابراین آنها واقعا در شرایط مسابقه نیستند چه از نظر فرم فوتبالی و چه از نظر بدنی. این را اضافه کنید که بازیکنان از نظر روانی به شدت تحت فشارند به خاطر اینکه خانوادهها و عزیزانشان تحت تحریم هستند و ممکن است بمباران شوند. به همه اینها کابوس لجستیکی را اضافه کنید چون آنها باید در تیخوانا کمپ بزنند و برای روز بازی به لسآنجلس بروند و برگردند و همین داستان را برای رفتن به سیاتل هم دارند.
از نظر روانی برای بازیکنان و کادر فنی واقعا سخت است که از این ناآرامیهای سیاسی عبور کنند. بازیکنان فقط میخواهند فوتبال بازی کنند.
با توجه به اینکه روحیه مردم ایران را میشناسم میدانم آنها خواهند جنگید و تمام جان و دلشان را در زمین خواهند گذاشت. ولی در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر هم که ایران روزهای پرچالشی را سپری میکرد دیدیم که مشکلاتی بود. ولی اگر از من به عنوان مربی بپرسید بازیکنان دارند کارشان را انجام میدهند، وظیفهشان که فوتبال بازی کردن است. این زندگیشان است، رویایشان است.
شک ندارم در لسآنجلس گروهی فارغ از هر احساساتی برای حمایت از تیم ملی ایران میآیند. آنها میخواهند از وطنشان حمایت کنند، از بازیکنانشان. البته مشکلاتی هم خواهد بود. بنابراین بازیکنان باید واقعا تلاش کنند به آنچه بیرون میگذرد کاملا بیاعتنا باشد تا بتوانند فوتبال بازی کنند.