همزمان با حضور میانجی پاکستانی در تهران، ترامپ گفت نه تحریمی برداشته خواهد شد و نه اموال ایران آزاد می‌شود

پیام مذاکره، تهدید به مصادره

نزدیک به  دوماه از آغاز آتش‌بس می‌گذرد؛ روندی که در این مدت پاکستان را به یکی از مهم‌ترین بازیگران میانجی و کانال‌های ارتباطی میان تهران و واشنگتن تبدیل کرده است. در هفته‌های گذشته مقامات پاکستانی بارها میان پایتخت‌های منطقه در رفت‌وآمد بودند و اسلام‌آباد تلاش کرده ضمن حمایت سیاسی از جمهوری اسلامی ایران، در مسیر کاهش تنش‌ها و پیشبرد ابتکارهای دیپلماتیک نیز نقش‌آفرینی کند.
نزدیک به  دوماه از آغاز آتش‌بس می‌گذرد؛ روندی که در این مدت پاکستان را به یکی از مهم‌ترین بازیگران میانجی و کانال‌های ارتباطی میان تهران و واشنگتن تبدیل کرده است. در هفته‌های گذشته مقامات پاکستانی بارها میان پایتخت‌های منطقه در رفت‌وآمد بودند و اسلام‌آباد تلاش کرده ضمن حمایت سیاسی از جمهوری اسلامی ایران، در مسیر کاهش تنش‌ها و پیشبرد ابتکارهای دیپلماتیک نیز نقش‌آفرینی کند.
کد خبر: ۱۵۵۵۰۸۶
نویسنده مهدی سیف‌تبریزی-گروه سیاسی
 
سید محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان که طی هفته‌های اخیر چند بار به ایران سفر کرده، این بار نیز در دیدار با سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان، پیام مکتوب شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان خطاب به رهبر معظم انقلاب اسلامی را تحویل داد. در این دیدار علاوه بر بررسی روابط دوجانبه تهران و اسلام‌آباد، درباره آخرین وضعیت روند دیپلماتیک جاری برای خاتمه جنگ تحمیلی آمریکایی _صهیونیستی علیه ایران که با میانجیگری پاکستان در حال پیگیری است، گفت‌وگو و تبادل نظر شد.آنچه سفر اخیر مقام پاکستانی را به موضوعی فراتر از یک رویداد دیپلماتیک معمولی تبدیل می‌کند، همزمانی این سفر با مجموعه‌ای از تحرکات سیاسی، اقتصادی و نظامی آمریکاست که تصویری روشن از راهبرد فعلی واشنگتن در قبال ایران ارائه می‌دهد.
   
پیام از اسلام‌آباد، فشار از واشنگتن
تقریبا همزمان با انتشار خبر سفر وزیر کشور پاکستان به تهران، رسانه‌های آمریکایی از بررسی طرحی در دولت ایالات متحده برای استفاده از دارایی‌های مسدود شده ایران خبر دادند؛ طرحی که براساس آن بخشی از اموال بلوکه‌شده ایران و حتی برخی کشتی‌های توقیف‌شده ایرانی می‌تواند برای جبران خسارات و تأمین هزینه‌های بازسازی متحدان منطقه‌ای آمریکا در حاشیه خلیج فارس مورد استفاده قرار گیرد.بر اساس این گزارش‌ها، وزارت خزانه‌داری آمریکا مأمور بررسی ابعاد مختلف این طرح گردیده و حتی از برخی شرکای منطقه‌ای واشنگتن خواسته شده است برآوردی از خسارات و هزینه‌های بازسازی ارائه کنند.هرچند این طرح هنوز در مرحله بررسی قرار دارد، اما صرف مطرح شدن چنین موضوعی حامل پیامی روشن است. کشوری که همزمان از دیپلماسی و گفت‌وگو سخن می‌گوید، در همان زمان درباره نحوه استفاده از اموال ملت ایران برای تأمین منافع متحدان خود نیز برنامه‌ریزی می‌کند.این رویکرد زمانی معنادارتر می‌شود که اظهارات اخیر دونالد ترامپ نیز به آن افزوده شود. رئیس‌جمهور آمریکا در گفت‌وگو با شبکه خبری ان‌بی‌سی به صراحت اعلام کرد که به عنوان بخشی از هیچ توافق کوتاه‌مدتی با ایران، دارایی‌های مسدودشده جمهوری اسلامی را آزاد نخواهد کرد و هیچ تحریمی را نیز پیش از حصول توافق لغو نمی‌کند.این موضع‌گیری در واقع تصویری شفاف از نگاه واشنگتن به روندهای جاری مذاکرات در حال انجام ارائه می‌دهد. 
 
 دیپلماسی اجبار؛ الگوی آشنای سیاست خارجی آمریکا
بررسی تحولات اخیر نشان می‌دهد واشنگتن همچنان همان الگویی را دنبال می‌کند که طی دهه‌های گذشته در قبال بسیاری از کشورها به کار گرفته است؛ الگویی که برخی نظریه‌پردازان روابط بین‌الملل از آن با عنوان «دیپلماسی اجبار» یاد می‌کنند.
در این چارچوب، مذاکره و فشار در برابر یکدیگر قرار ندارند، بلکه مکمل یکدیگر هستند. به عبارت دیگر، آمریکا می کوشد طرف مقابل را در شرایطی وارد روندهای سیاسی و دیپلماتیک کند که همزمان تحت فشار اقتصادی، روانی و رسانه‌ای نیز قرار داشته باشد.اتفاقا همزمانی سه رویداد اخیر، انتقال پیام از مسیر پاکستان، طرح استفاده از دارایی‌های مسدودشده ایران و اظهارات ترامپ درباره عدم آزادسازی اموال و لغو تحریم‌ها این الگو را بیش از هر زمان دیگری آشکار می‌کند.
   
تجربه جنگ و واقعیت میدان
اما شاید مهم‌ترین تفاوت شرایط کنونی با بسیاری از مقاطع پیشین در این باشد که ایران صرفا با فشار سیاسی و اقتصادی مواجه نیست. در کمتر از یک سال گذشته، ایران دو بار هدف حملات مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته است؛ حملاتی که هر دو در شرایطی رخ دادند که مسیرهای دیپلماتیک و کانال‌های ارتباطی میان تهران و واشنگتن به طور کامل فعال بودند.
این مساله در محاسبات راهبردی تهران اهمیت ویژه‌ای دارد. تجربه سال‌های گذشته این برداشت را در میان تصمیم‌گیران ایرانی تقویت کرده است که واشنگتن مذاکره را الزاما جایگزین فشار نمی‌داند، بلکه آن را بخشی از یک راهبرد چندلایه تعریف می‌کند.
امروز نیز در حالی که برخی بازیگران منطقه‌ای از جمله پاکستان، قطر و عمان در تلاش برای پیشبرد روندهای دیپلماتیک و تثبیت آتش‌بس هستند، نشانه‌هایی از تداوم فشارهای میدانی علیه ایران مشاهده می‌شود. 
حضور گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه، اعمال محاصره دریایی و همچنین استمرار فضای جنگ نظامی علیه ایران نشان می‌دهد واشنگتن همچنان می‌کوشد مذاکرات و تحولات سیاسی را در شرایطی مدیریت کند که اهرم فشار نظامی نیز حفظ شود.
   
هدف اصلی؛ تأثیرگذاری بر محاسبات ایران
در چنین شرایطی، بسیاری از ناظران معتقدند هدف اصلی این اقدامات صرفا اعمال فشار اقتصادی نیست. بخش مهمی از این راهبرد معطوف به ایجاد تأثیر روانی بر افکار عمومی و همچنین فضای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی ایران است.واشنگتن در تلاش است این پیام را منتقل کند که حتی در صورت فعال بودن مسیرهای دیپلماتیک، ابزارهای فشار اقتصادی و نظامی همچنان پابرجا خواهد ماند. ببیان دیگر، آمریکا می‌خواهد از اهرم تحریم‌ها، دارایی‌های بلوکه‌شده، تهدیدهای نظامی و عملیات روانی به عنوان برگ‌های فشار در روندهای سیاسی استفاده کند.اما مساله اینجاست که جمهوری اسلامی ایران امروز با ایران سال‌های گذشته تفاوت‌های مهمی دارد. تهران طی دو دهه اخیر تقریبا تمامی اشکال تعامل با آمریکا را تجربه کرده است؛ از مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم گرفته تا توافق هسته‌ای، خروج یکجانبه واشنگتن از تعهدات خود، تشدید تحریم‌ها و در نهایت تجربه رویارویی‌های مستقیم نظامی.
نتیجه این تجربه انباشته برای ایران روشن بوده است. از نگاه تهران، معیار اصلی قضاوت نه پیام‌ها و نامه‌ها، بلکه رفتار عملی طرف مقابل است. کشوری که همزمان از مذاکره سخن می‌گوید، آزادسازی دارایی‌های ایران را رد می‌کند، لغو تحریم‌ها را نمی‌پذیرد، درباره استفاده از اموال ملت ایران برنامه‌ریزی می‌کند و در عین حال فشارهای میدانی را نیز حفظ می‌کند، در عمل تصویری روشن از ماهیت سیاست خود ارائه داده است.
   
ایران و عبور از تله فشار ترکیبی
آنچه امروز در حال وقوع است، بیش از هر چیز یادآور تجربه‌ای است که ایران پیش از این نیز آن را پشت سر گذاشته است. آمریکا همچنان تلاش می‌کند مذاکره، فشار اقتصادی، عملیات روانی و تهدیدهای نظامی را در قالب یک بسته واحد به کار گیرد. تفاوت اما در این است که ایران امروز این الگو را به خوبی می‌شناسد.
از همین رو، در فضای سیاسی کشور معیار اصلی ارزیابی نه پیام‌ها و نامه‌ها، بلکه رفتار عملی طرف مقابل است. به همین دلیل نیز بسیاری از تحلیلگران معتقدند جمهوری اسلامی ایران پس از آزمودن آمریکا در شرایط مختلف، دیگر با وعده‌های دیپلماتیک بدون پشتوانه عملی، مواجهه‌ای خوش‌بینانه نخواهد داشت. تجربه سال‌های گذشته و واقعیت‌های میدان نشان داده است که حفظ منافع ملی فقط از مسیر اقتدار، هوشیاری و تکیه بر توان داخلی امکان‌پذیر است.

بقایی: آمریکا باید حقوق هسته‌ای ایران را به رسمیت بشناسد
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران با انتقاد از تغییر مداوم مواضع واشنگتن، این مسأله را مهم‌ترین مانع پیشرفت مذاکرات دانست و تأکید کرد آمریکا باید حقوق ایران، از‌جمله حق غنی‌سازی صلح‌آمیز را به رسمیت بشناسد و دارایی‌های مسدودشده کشورمان را آزاد کند. 
اسماعیل بقایی در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌ان، با تاکید بر این‌که تبادل پیام‌ها میان دو طرف همچنان از طریق میانجی‌های پاکستانی ادامه دارد، تصریح کرد: «مشکل اصلی مذاکره با این دولت آن است که باید با مواضع دائما در حال تغییر، جابه‌جا شدن خطوط قرمز و اظهارات متفاوت و متناقض مقام‌های مختلف آمریکایی مواجه شد‌؛ موضوعی که کل روند را بسیار دشوار می‌کند.»سخنگوی وزارت امور خارجه ایران با اشاره به وجود چندین موضوع اختلافی در مذاکرات افزود: «مسأله اصلی این است که آمریکایی‌ها باید بپذیرند حقوق ایران، از‌جمله حق غنی‌سازی صلح‌آمیز در چارچوب معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، به رسمیت شناخته شود.»
بقایی همچنین با انتقاد از رویکرد آمریکا در موضوع دارایی‌های بلوکه‌شده ایران گفت: «در حالی که درباره دارایی‌های مسدودشده ما صحبت می‌کنند، حاضر نیستند هیچ امتیازی بدهند.»سخنگوی وزارت خارجه کشورمان تاکید کرد ایران خواستار آزادسازی میلیاردها دلار از دارایی‌های مسدودشده خود در بانک‌های خارجی است. بقایی همچنین تأکید کرد: «آمریکا باید تحریم‌ها را متوقف کند. همچنین باید اجازه دهد دارایی‌های بلوکه‌شده ایران آزاد شده و در اختیار مردم کشورمان قرار گیرد.»وی وضعیت منطقه را «بسیار شکننده و خطرناک» توصیف کرد و افزود: «تمام این شرایط ناشی از رویکرد بی‌ملاحظه آمریکا نسبت به منطقه و اساسا نسبت به آتش‌بس است.»
newsQrCode
برچسب ها: مذاکره
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها