
براساس دادههای اطلس فولاد، مصرف برق صنعت فولاد در سال ۱۴۰۳ حدود ۵۷۲۰ مگاوات بوده است.
این رقم معادل حدود 7.2درصد پیک مصرف برق کشور، با مبنای پیک ۷۹هزار و 976 مگاواتی، محسوب میشود. در نگاه نخست، این عدد بالا به نظر میرسد؛ اما بخش مهم ماجرا آنجاست که فولادسازان حدود ۴۲۲۶ مگاوات برق را از محل نیروگاههای وابسته یا خودتأمین فراهم کردهاند.
به بیان دیگر، حدود 73.8 درصد برق فولادیها از مسیر خودتأمینی تأمین شده و بار خالص فولاد بر شبکه سراسری حدود ۱۴۹۴ مگاوات برآورد میشود.
این تفکیک از نظر سیاستگذاری بسیار مهم است. اگر مصرف کل فولاد مبنا قرار گیرد، صنعت فولاد بهعنوان مصرفکنندهای با بار ۵۷۲۰ مگاواتی دیده میشود؛ اما اگر مسأله، فشار واقعی بر شبکه برق باشد، عدد اصلی به حدود ۱۵۰۰ مگاوات کاهش پیدا میکند. بنابراین نمیتوان بدون توجه به خودتأمینی برق، فولاد را بهعنوان یکی از عوامل اصلی ناترازی شبکه معرفی کرد.
از طرف دیگر، بخش خانگی و تجاری در ایران سهم بسیار بزرگی از مصرف برق دارد. براساس دادههای مصرف نهایی برق، مصرف خانگی و تجاری روی هم حدود ۴۹درصد مصرف نهایی برق کشور را تشکیل میدهد. اگر همین نسبت به پیک مصرف برق تعمیم داده شود، مصرف خانگی و تجاری در ساعات پیک حدود ۳۹هزار مگاوات برآورد میشود. این عدد نشان میدهد که حتی اصلاح محدود رفتار مصرفی در بخش خانگی و تجاری، میتواند از نظر عددی معادل بخش مهمی از برق مورد نیاز صنعت فولاد باشد.
محاسبه ساده است. اگر هدف، تأمین کل برق مصرفی صنعت فولاد باشد، باید حدود ۵۷۲۰ مگاوات از محل صرفهجویی در بخش خانگی و تجاری آزاد شود. نسبت این عدد به مصرف تقریبی ۳۹۳۰۰ مگاواتی خانگی و تجاری در پیک، حدود 14.6 درصد است. بنابراین، در سناریوی حداکثری، صرفهجویی حدود ۱۵درصدی در مصرف خانگی و تجاری میتواند معادل کل برق مصرفی فولاد باشد.
اما این سناریو، سختگیرانهترین تصویر ممکن است؛ زیرا کل برق مصرفی فولاد را در نظر میگیرد، نهفقط برق دریافتی از شبکه. در سناریوی دقیقتر، یعنی زمانی که فقط بار خالص فولاد بر شبکه ملاک باشد، عدد مورد نیاز حدود ۱۴۹۴ مگاوات است.
این مقدار با صرفهجویی حدود ۴درصدی در بخش خانگی و تجاری در زمان پیک قابل جبران است. به عبارت دیگر، اگر هدف سیاستگذار کاهش فشار بر شبکه باشد، صرفهجویی ۴درصدی در مصرف خانگی و تجاری از نظر عددی میتواند معادل بار شبکهای صنعت فولاد باشد.
سناریوی جنگی یا خروج بخشی از ظرفیتهای بزرگ فولادی نیز تصویر متفاوتی ایجاد میکند. اگر فولاد مبارکه و فولاد خوزستان بهعنوان دو مصرفکننده بزرگ فولادی از مدار مصرف خارج شوند، مصرف باقیمانده صنعت فولاد حدود ۳۵۱۰ مگاوات برآورد میشود. در این حالت، برای تأمین برق باقی فولادیها، صرفهجویی لازم در بخش خانگی و تجاری به حدود ۹ درصد کاهش پیدا میکند.
اگر بازهم فقط بار خالص شبکهای مبنا باشد، این عدد بسیار پایینتر آمده و حدود ۲درصد صرفهجویی در مصرف خانگی و تجاری میتواند معادل بار شبکهای باقیمانده فولاد باشد.
این محاسبات یک پیام روشن دارد: مسأله برق فولاد را نباید صرفا با قطع برق صنعتی یا محدودسازی تولید حل کرد. صنعت فولاد، بهویژه در حلقههای تولید شمش، اسلب، ورق و محصولات صادراتی، تنها یک مصرفکننده برق نیست؛ بلکه بخشی از زنجیره ارزآوری، اشتغال صنعتی، تأمین مصالح ساختمانی، پروژههای عمرانی و امنیت تولید کشور است. خاموشی فولاد، بهویژه در واحدهای بزرگ و پیوسته، فقط به معنای کاهش مصرف برق نیست؛ بلکه میتواند به افت تولید، افزایش هزینه سربار، آسیب به تجهیزات، کاهش صادرات، اختلال در بورس کالا و فشار تورمی در زنجیره پاییندست منجر شود.
از منظر مدیریت انرژی، راهحل منطقیتر، ترکیبی از سه سیاست است: نخست، تفکیک مصرف واقعی فولاد از بار تحمیلی آن بر شبکه؛ دوم، طراحی برنامه صرفهجویی هدفمند در بخش خانگی و تجاری، بهویژه در ساعات اوج مصرف؛ و سوم، تشویق فولادسازان به توسعه نیروگاههای خودتأمین و افزایش بهرهوری انرژی. در این چارچوب، فولاد نه متهم اصلی بحران برق، بلکه یکی از صنایعی است که میتواند با توسعه نیروگاههای اختصاصی، بخشی از بار دولت در تأمین برق صنعتی را کاهش دهد.
آشنایی با ستارههای جام جهانی ۲۰۲۶ (گروه I)