درپاسخ به اتهامات عجولانه بیروت، عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، این اتهامات را رد کرد و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «بر اساس اظهارات آقای عون، ممکن است تصور شود این ایران است که یکپنجم لبنان را اشغال کرده، یکچهارم جمعیت آن را آواره کرده و هر روز بمباران میکند!» عراقچی افزود: «اگر لبنان اهرم چانهزنی ایران بود، تا حالا به توافق رسیده بودیم. لبنان را از دست دشمن واقعیاش نجات دهید، آقای رئیسجمهور!»
مماشات با دشمنان
دولت لبنان و رژیم صهیونیستی در چهارمین دور مذاکرات سهجانبه به میزبانی آمریکا در واشنگتن طی روزهای ۲ و ۳ ژوئن (۱۲ و ۱۳ خرداد) بر سر اجرای آتشبس مشروط توافق کردند. این توافق نیازمند توقف کامل حملات حزبالله و خروج نیروهای آن از جنوب رودخانه لیتانی بوده و ارتش لبنان قرار است در «مناطق آزمایشی» کنترل انحصاری برقرار کند. جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، این توافق را «آخرین فرصت» برای آتشبس جامع خوانده، اما حزبالله آن را «ذلیلانه و فاقد ارزش» خوانده و رد کرده است. دور بعدی مذاکرات برای روز ۲۲ژوئن (اول تیر) برنامهریزی شد.
با وجود اعلام توافق آتشبس، درگیریها در جنوب لبنان ادامه دارد. ارتش اسرائیل حملات هوایی و توپخانهای خود را به مناطق جنوبی حفظ کرده و نیروهای مقاومت اسلامی (حزبالله) نیز با موشک، پهپاد و درگیریهای مستقیم پاسخ دادهاند. گزارشها از کشته شدن تعدادی از نیروهای اسرائیلی و لبنانی در این درگیریها حکایت دارد. تلآویو تأکید کرده که تا خلع سلاح کامل حزبالله یا برقراری منطقه امنیتی، نیروهای خود را از جنوب لبنان خارج نخواهد کرد.
در راستای همین روند خصمانه، دیروز پهپاد اسرائیلی یک خودرو نظامی ارتش لبنان را هدف قرار داد و حزبالله لبنان طی بیانیهای تاکید کرد: «هدف قرار دادن ارتش لبنان از سوی رژیم صهیونیستی، جنایتی عمدی و نتیجه بیاعتنایی حاکمیت سیاسی، به حق حاکمیت کشور و امتیازدهیهای رایگان آن است. حاکمیت سیاسی لبنان با تسلیم شدن در برابر شروط دشمن در واشنگتن، او را به هتک حرمت خون ملت و ارتش لبنان تشویق کرده است.»
دولت ناکارآمد
دولت لبنان به سرکردگی جوزف عون با انتخاب مسیر مذاکره مستقیم و سازش با رژیم صهیونیستی، مسیر اشتباهی را در سیاست خارجی برگزیده است. این رویکرد در حالی پیگیری میشود که اشغالگران صهیونیستی همچنان بخشهایی از جنوب لبنان را در کنترل دارند و جنایات خود را ادامه میدهند. عون با نادیده گرفتن نقش محوری مقاومت در بازدارندگی واقعی، به جای تکیه بر قدرت میدانی حزبالله، به آمریکا و غرب دل بسته و خواستار خلعسلاح مقاومت شده است. این سیاست حاکمیت بیروت را تضعیف میکند، بلکه لبنان را به اهرم چانهزنی دشمن تبدیل کرده و استقلال ملی را قربانی توهمات دیپلماتیک میسازد.
در عرصه داخلی، دولت عون با فشار برای انحصار سلاح در دست ارتش و تضعیف حزبالله، وحدت ملی را فدا کرده و به جای تمرکز بر بازسازی و مقابله با اشغال، انرژی خود را صرف اجرای دستورات خارجی میکند. این مسیر غربگرایانه، تجربیات تاریخی موفق مقاومت را نادیده گرفته و لبنان را به سمت وابستگی بیشتر سوق میدهد. در شرایطی که محور مقاومت با حمایت مردمی و تسلیحاتی توانسته هزینه سنگینی بر اشغالگر تحمیل کند، سیاست عون، مقاومت را عامل مشکل جلوه داده و راه را برای نفوذ بیشتر صهیونیستها و آمریکا هموار میکند. بهعبارت دیگر، این انتخاب، لبنان را به جای تقویت جبهه داخلی، به سمت تفرقه و ضعف سوق داده است.
درخدمت اسرائیل بزرگ
آمریکا با همکاری پشت پرده و آشکار خود، در حال تسهیل پروژه «اسرائیل بزرگ» در لبنان است و با فشار بر دولت جوزف عون، تلاش میکند مقاومت را خلع سلاح و راه را برای گسترش اشغال صهیونیستی هموار کند. میشل عیسی، سفیر آمریکا در بیروت با گستاخی تمام اعلام کرد: «واشنگتن هر طوری که بخواهد در لبنان تصمیمگیری میکند!» و «ما در لبنان هر طوری که بخواهیم تصمیم میگیریم.» این اظهارات آشکارا نشاندهنده دخالت مستقیم امپریالیسم آمریکایی در سرنوشت لبنان است، در حالی که ادعا میشود «این اولین باری است که لبنان بدون دخالت کسی، به تنهایی درباره سرنوشت خود تصمیمگیری میکند.» چنین تناقضی، ماهیت فریبکارانه سیاست واشنگتن را برملا میسازد.
مذاکرات پشتپرده و علنی در واشنگتن، بخشی از طرح آمریکایی برای تحمیل خواستههای رژیم صهیونیستی بر لبنان است. مقامات آمریکایی با برگزاری این جلسات و فشار بر دولت عون، به دنبال ایجاد مناطق امنیتی و خلع سلاح حزبالله هستند تا اشغالگران بتوانند بدون هزینه، به اهداف خود در چارچوب اسرائیل بزرگ دست یابند. سفیر آمریکا در حالی از «حق هر طرفی برای تصمیمگیری بر اساس منافع خود» سخن میگوید که مذاکراتی که در واشنگتن برگزار شد، بسیار مهم بود و عملا لبنان را به میدان آزمایش سیاستهای صهیونیستی-آمریکایی تبدیل کرده است. این همکاری پشت پرده، حاکمیت لبنان را قربانی کرده و مقاومت را هدف قرار داده است.
مقامات ارشد رژیم صهیونیستی بارها لبنان را بخشی از اسرائیل بزرگ دانسته و خواستار الحاق یا کنترل دائمی بخشهایی از آن شدهاند. پیشتر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این رژیم، در مصاحبه با i۲۴NEWS صراحتا اعلام کرد که به «چشمانداز اسرائیل بزرگ» بسیار وابسته است و خود را در مأموریت تاریخی و معنوی برای تحقق آن میبیند؛ چشماندازی که شامل بخشهایی از لبنان نیز میشود. بتزالل اسموتریچ، وزیر دارایی نیز تأکید کرد که «رود لیتانی باید مرز جدید اسرائیل با لبنان باشد» و خواستار اشغال و الحاق جنوب لبنان شد. دیگر وزیران راست افراطی نیز جنوب لبنان را «شمال اسرائیل» خوانده و آن را سرزمینی تاریخی برای یهودیان دانستهاند که نهایتا باید تحت حاکمیت کامل تلآویو درآید. این اظهارات، نقشه واقعی صهیونیستها برای هضم تدریجی لبنان در چارچوب اسرائیل بزرگ را آشکار و بیهودگی مذاکرات را آشکار میکند.