این بیان، تصویری روشن از مرحله جدیدی از تقابل دشمن با جمهوری اسلامی ایران ارائه میدهد. هنگامی که دشمن در میدانهای سخت ــ اعم از نظامی و امنیتی ــ به نتیجه مطلوب خود دست نیافته، طبیعی است که تمرکز خود را بر حوزههای نرم و شناختی معطوف کند. در چنین شرایطی، «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی» به یکی از مهمترین ابزارهای جنگ ترکیبی تبدیل میشود.
مفهوم خطای محاسباتی
خطای محاسباتی به معنای آن است که جامعه، نخبگان یا تصمیمگیران، واقعیات صحنه را بهدرستی درک نکنند و براساس تصویری تحریفشده یا ناقص تصمیم بگیرند. دشمن میکوشد با عملیات رسانهای، فشار اقتصادی، فضاسازی سیاسی و تحریف واقعیتهای میدانی، این ادراک را تغییر دهد. در چنین حالتی، ممکن است کشوری که در میدان قدرت دست بالا را دارد، خود را در موضع ضعف تصور کند و امتیازاتی بدهد که ضرورتی برای آن وجود ندارد.
ابعاد خطای محاسباتی در جامعه
ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی تنها محدود به مسئولان نیست، بلکه لایههای مختلف جامعه را دربرمیگیرد:
۱. تحریف واقعیتهای میدانی: بزرگنمایی قدرت دشمن و کوچکنمایی توان داخلی.
۲. ایجاد تردید در دستاوردهای ملی: القای این تصور که مقاومت و ایستادگی هزینهزا و بیثمر است.
۳. ایجاد دوگانگی در افکارعمومی: تبدیل مسائل راهبردی کشور به موضوعات منازعه سیاسی یا جناحی.
۴. تغییر اولویتهای ذهنی جامعه: جایگزینکردن دغدغههای مقطعی بهجای مسائل راهبردی و بلندمدت.
هدف نهایی این روند آن است که اراده ملی برای ادامه مسیر استقلال و پیشرفت تضعیف شود.
مذاکره با آمریکا و اسرائیل
یکی از حوزههایی که احتمال بروز خطای محاسباتی در آن مطرح میشود، موضوع مواجهه با آمریکا و رژیمصهیونیستی و مسأله مذاکرات است. در گفتمان امامخمینی (ره) و امام شهید و نیز در بیانات رهبر معظم انقلاب، همواره بر این نکته تأکید شده است که اعتماد به دشمنی که سابقه طولانی در بدعهدی و فشار دارد، نمیتواند مبنای حل مسائل کشور باشد.
در تجربههای گذشته نیز مشاهده شده است که برخی مذاکرات، بهجای حل ریشهای مشکلات، به ایجاد تعهدات یکطرفه یا گرههای جدید منجر شده است. از این منظر، نگرانی اصلی آن است که دشمن تلاش کند آنچه را در میدانهای دیگر بهدستنیاورده، از طریق فشار سیاسی و مذاکرات تحمیلی و نیرنگ بهدستآورد.
نشانههای این رویکرد در مواضع رسمی آمریکا
بررسی برخی اظهارات و گزارشهای رسمی در نهادهای تصمیمگیری آمریکا ازجمله گزارش و پرسش و پاسخ وزیر خارجه آمریکا در سنا نشان میدهد که فاصله برداشتها و اطلاعات مطرحشده میان دو طرف قابل توجه است. در بسیاری از موارد، مسئولان آمریکایی نهتنها آمادگی ارائه امتیازات اساسی را نشان ندادهاند، بلکه هدف خود را محدودسازی قدرت منطقهای و راهبردی ایران عنوان کردهاند.
در چنین شرایطی، طبیعی است که تحلیل دقیق شرایط و جلوگیری از خطای محاسباتی اهمیت بیشتری پیدا کند.
توازن واقعبینانه میان قدرت و هزینهها
از سوی دیگر، واقعیت آن است که ملت ایران در مسیر مقاومت و استقلال، هزینههای قابلتوجهی نیز پرداخت کرده است؛ ازجمله شهادت قائد و امام عظیمالشان، فرماندهان، دانشمندان، نیروهای فداکار، خسارتهای مادی و آسیب به برخی زیرساختها. اما همین مسیر با جدیت نیروهای مسلح و بعثت مردم موجب تثبیت جایگاه راهبردی کشور و شکلگیری قدرت بازدارندگی شده است.
مدیریت برخی گذرگاههای حیاتی و نقشآفرینی ایران در معادلات امنیتی منطقه، نمونههایی از ظرفیتهایی است که نشان میدهد توازن قدرت صرفا در میدان نظامی خلاصه نمیشود، بلکه در اراده ملی و توان راهبردی کشور نیز ریشه دارد.
*اهمیت تطبیق تصمیمات با خواست عمومی و رهنمودهای رهبری*
درنهایت، جلوگیری از خطای محاسباتی نیازمند چند عامل اساسی است:
ــ تحلیل دقیق واقعیتهای میدانی و پرهیز از روایتهای تحریفشده
ــ حفظ انسجام ملی و تقویت تابآوری اجتماعی
ــ توجه به تجربیات تاریخی در تعامل با دشمنان
ــ و تطبیق تصمیمات کلان با چارچوبها و رهنمودهای راهبردی رهبری
هر تصمیمی که در سطح ملی اتخاذ میشود، باید با درنظرگرفتن این مؤلفهها و با هدف تأمین منافع بلندمدت کشور و خواست عمومی مردم صورت گیرد.
در شرایط جنگ ترکیبی، مهمترین سرمایه هر ملت بصیرت و دقت در تحلیل شرایط است؛ زیرا هرگاه دستگاه محاسباتی جامعه و مسئولان دچار خطا نشود، بسیاری از ابزارهای دشمن عملا کارایی خود را از دست خواهند داد.