پویش جانفدا چگونه روحیه جمعی را در جامعه احیا کرد؟
تهاجم دشمن منجر به ارتقای روحیه جمعی در جامعه شد. این پدیدهای جهانی است؛ یعنی زمانی که تهاجمی از جانب دشمن خارجی صورت میگیرد، حتی در جوامعی که ممکن است نسبت به نظام سیاسی احساس قرابت کمتری داشته باشند یا برخی اقشار دچار بیگانگی سیاسی باشند، شرایطی رقم میخورد که روحیه جمعی تقویت میشود. وقتی روحیه جمعی اوج میگیرد، افراد موقتا منافع، علایق شخصی، ثروت و حتی جان خود را در جهت حفظ جمع و منافع ملی فدا میکنند. این خاصیت ارتقای روحیه جمعی است و ما باید همواره نسبت به این موضوع آگاهباشیم.
در جامعه ما، به دلیل اجرای سیاستهای اقتصادی نئولیبرال که متاسفانه برخی دولتها تاکنون پیشه کردهاند، روحیه جمعی دچار تضعیف شده و از حالت تعادل خارج شده است. انتظار نمیرود در شرایط عادی، همه افراد از روحیه جمعی فوقالعاده بالایی برخوردار باشند؛ چراکه معمولا تعادلی میان روحیه فردی و جمعی وجود دارد اما سیاستهای نئولیبرال باعث شد روحیه فردی بر روحیه جمعی غلبه کند و این وضعیت، جامعه ما را تحتتاثیر قرار داد.
از منظر جامعهشناختی، چه عواملی باعث شد تا واکنش اجتماعی نسبت به این پویش با چنین سرعت و وسعتی شکل بگیرد؟
جنگ اخیر باعث شد تا مجددا روحیه جمعی افزایش یابد. بهویژه شهادت امام قائد ما نقش تعیینکنندهای در این زمینه ایفا کرد. مردم حس کردند که امامشان، به عنوان بالاترین مقام مملکت، خود را فدای جامعه و امتش کرده است؛ بنابراین، آنها نیز خود را در ساحتی دیدند که آمادگی فداکاری بهویژه در پویشهایی همچون پویش جانفدا و گسترش آن داشته باشند. مردم فهمیدند بسیاری از مشکلات کشور، حاصل اقدامات دشمن است. این موضوع زمانی شفافتر شد که مشارکت جدی کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس و واگذاری پایگاههای آنها به آمریکا را مشاهده کردند. این اقدامات نشان داد که دشمنی آنها با ایران، یک رویکرد تضمینشده است. این امر نقش مهمی در درک عمیق مردم از ماهیت دشمن ایفا کرد. مردم متوجه شدند که دشمن از ابزارهای پیچیده و متنوعی استفاده میکند و توطئههای دشمن (بهویژه پس از اتفاقات دیماه) آشکار گردید. درک کامل این دشمنی، زمینهساز گسترش گرایش به پویش «جانفدا» در میان عموم مردم شد.
به این ترتیب آیا این پویش توانست برخی از شکافهای سیاسی بین مردم را کاهش دهد؟
مردم ما در دهههای اخیر تجربیات سختی را پشتسر گذاشتهاند؛ از تحریم و محاصره تا اقدامات دشمنان برای کاهش ارزش پول ملی و ایجاد تورم. بسیاری از این مشکلات ریشه در توطئههای خارجی داشت اما متاسفانه مردم گاهی آنها را ناشی از ضعف مدیریت داخلی یا جریانهای سیاسی داخلی میدانستند. حتی برخی تحلیلگران با ارائه آدرس نادرست، ریشه مشکلات را در داخل کشور جستوجو میکردند و منابع اصلی بیرونی را نادیده میگرفتند. این امر باعث شده بود برخی اقشار نسبت به نظام سیاسی انتقادگر شوند اما وقتی آمریکا مستقیما وارد میدان جنگ شد، مردم دریافتند که منشأ اصلی تمام شرها و مشکلات، همین دشمن بوده است؛ گویی آمریکا خود را به عنوان منشا تمام این گرفتاریها معرفی کرد. این رویداد باعث گسترش بصیرتی فراملی در عموم مردم شد. این بصیرت که پیشتر در بخشی از جامعه وجود داشت، در جنگ رمضان اوج گرفت و به مردم نشان داد که در چه وضعیتی قرار دارند. درگیری با بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان، نوعی اعتمادبهنفس ملی را ایجاد کرد. این اعتمادبهنفس در ساحتهای مختلف موثر بود و باعث شد مردم با قاطعیت اعلام آمادگی کنند و هویت ایرانی-اسلامیشان که ماهها در هالهای از ابهام و تحتتاثیر شبهات رسانهای قرار داشت، شکوفا شود. به عبارت دیگر جنگ باعث شد بسیاری از این ابهامات برطرف شود و اعتمادبهنفس ملی متولد گردد.
برای تداوم پویش جانفدا چه سازوکاری لازم است؟
تداوم پویش جانفدا برای حفظ روحیه جمعی ضروری است، زیرا روحیه جمعی همواره در نوسان است و پس از اوجگیری، ممکن است فروکش کند. طبیعی است که انتظار نداشته باشیم جمعگرایی همیشه بر فردگرایی غلبه داشته باشد اما باید تعادلی برقرار شود که فردگرایی بر جمعگرایی چیره نشود. برای حفظ این تعادل، پویش باید به صورت مردمی دنبال شود. مردمیسازی جنگ، از طریق حضور در تجمعات تضمین میشود اما نیازمند یافتن سازوکارهایی برای مشارکت همه اقشار با سبکها، نگرشها و ظرفیتهای متفاوت است. سازمانهایی مانند بسیج، هلالاحمر و نهادهای مشابه باید برنامههای سازمانیافتهای برای استفاده از ظرفیت مردم داشته باشند. اما نکته کلیدی این است که این نهادها نباید «مدیریت مردم» کنند بلکه باید «شرایطی برای مدیریت مردم» فراهم کنند. مردم خلاقیتها، تواناییها و پیشنهادات خود را دارند و باید فضایی وجود داشته باشد که این دغدغهها شنیده شود و مردم احساس کنند که اثرگذارند.
اما تجمعات شبانه در سراسر کشور چه نقشی در ماندگاری این پویش دارد؟
تجمعات محلی نباید جنبه تشریفاتی و فرمالیته پیدا کنند و باید مردم در آنها نقش فعال داشته باشند. در این تجمعات، مردم باید بتوانند صحبت کنند، افراد محل و استعدادهای جوانان معرفی شوند و نیازی به حضور سخنرانان بسیار مهم نیست. درواقع، مردم در اینجا «مبعوث» شدهاند و باید گرداننده اصلی باشند. البته این مشارکت باید مدیریتشده باشد. این تجمعات و این پویشها نقش بسزایی در «همدلی» و «تابآوری اجتماعی» دارند. وقتی مردم میبینند که دیگران نیز همدرد و همفکر آنها هستند، احساس نیاز و همراهی میکنند که بشارتبخش و مسرتبخش است. این همدلی باید در جامعه نهادینه شود. تجمعات میتواند به مساجد، پایگاههای بسیج یا موکبهای محلی متصل شود تا ساختاری پایدار پیدا کند. موکبهایی که شکل گرفتهاند، باید تداوم یابند و اهالی محل با همان ظرفیتهایی که دارند، در این موکبها حاضر شوند. در این فضا میتوان مشکلات معیشتی و شغلی را مطرح کرد. اگر این تجمعات بهدرستی پیگیری شوند، کارکردهای پایدار پیدا کرده و نیازهای اساسی جامعه را برطرف میکنند و به یک «نهاد اجتماعی» قدرتمند تبدیل خواهندشد.