وقتی ابتذال لباس نقد می پوشد

فیلم «آنتیک» به کارگردانی هادی نائیجی با اتکا به حضور زوج محبوب پیشین پژمان جمشیدی و بیژن بنفشه‌خواه، از همان روز نخست اکران (سوم اردیبهشت ۱۴۰۵) نظر مخاطب عام را به خود جلب کرد و حتی توانست فروش سینمای ایران را به ۱۷میلیارد تومان برساند؛ موفقیتی که در نگاه اول، نوید یک کمدی اجتماعی اثرگذار را می‌داد اما پس از تماشای فیلم مشخص شد رکورد فروش آن ناشی از خلاقیت و تازگی نیست بلکه حاصل اعتماد واهی به ذائقه خریدار بلیت است؛ آماری که معلول نام‌های تبلیغ ‌شده و رونق کاذب پس از یک دوره رکود در گیشه سینما بود. درواقع این فیلم نمایشی آشکار از بحران سینمای کمدی ایران است؛ جایی که کمدی از شمایل یک ژانر هوشمند و رو به رشد با ریشه در تاریخ ادبیات و هنر ایران، به بازار تکرار شوخی‌های جنسی و عوام‌پسندانه تنزل داده شده است. 
فیلم «آنتیک» به کارگردانی هادی نائیجی با اتکا به حضور زوج محبوب پیشین پژمان جمشیدی و بیژن بنفشه‌خواه، از همان روز نخست اکران (سوم اردیبهشت ۱۴۰۵) نظر مخاطب عام را به خود جلب کرد و حتی توانست فروش سینمای ایران را به ۱۷میلیارد تومان برساند؛ موفقیتی که در نگاه اول، نوید یک کمدی اجتماعی اثرگذار را می‌داد اما پس از تماشای فیلم مشخص شد رکورد فروش آن ناشی از خلاقیت و تازگی نیست بلکه حاصل اعتماد واهی به ذائقه خریدار بلیت است؛ آماری که معلول نام‌های تبلیغ ‌شده و رونق کاذب پس از یک دوره رکود در گیشه سینما بود. درواقع این فیلم نمایشی آشکار از بحران سینمای کمدی ایران است؛ جایی که کمدی از شمایل یک ژانر هوشمند و رو به رشد با ریشه در تاریخ ادبیات و هنر ایران، به بازار تکرار شوخی‌های جنسی و عوام‌پسندانه تنزل داده شده است. 
کد خبر: ۱۵۵۴۰۲۹
نویسنده مهدی صالحی/ فارغ‌التحصیل مدرسه نقد جام جم 

هدف فیلم «نقد باورهای غلط و خرافات» اعلام شده اما در عمل فراتر از نقد سالم، به مقدسات مذهبی و باورهای دینی مردم توهین می‌کند. بسیاری عقیده دارند فیلم هر چقدر در پرداخت سینمایی و هنری کم‌توان بوده اما در توهین به مقدسات با قدرت عمل کرده است؛ و ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. سازمان اوقاف و امور خیریه و نمایندگان مجلس در بیانیه‌ای از این فیلم به‌عنوان اثر «توهین به اصالت امامزادگان» یاد کرده و آن را معادل توهین به مقدسات قلمداد کرده‌اند. به‌عبارت دیگر آنچه فیلم در وهله نخست به‌عنوان یک اثر کمدی اجتماعی مطرح می‌کند، از منظر بسیاری از نهادهای رسمی و حتی قشر عامه مردم از جامعه صرفا توهین است؛ توهینی که نه با نیت آگاه‌سازی و روشنگری بلکه صرفا به بهانه جذب مخاطب و خنداندن سخیف، از خطوط قرمز عبور کرده است. 
گذشته از ابعاد اعتقادی، این فیلم از منظر طرح‌ریزی روایی نیز اثری نامنسجم و فارغ از الزامات سینمای حرفه‌ای است. منتقدان یکی از اصلی‌ترین مشکلات فیلم را عدم انسجام فیلمنامه و روایت پراکنده آن دانسته‌اند. فیلم از یک خط سیر داستانی مشخص برخوردار نیست و سکانس‌ها بدون ارتباط ارگانیک با یکدیگر چیده شده‌اند. اساسا نظم علت و معلولی در جانمایی صحنه‌ها وجود ندارد. تنها انگیزه تدوین، کنار هم نشاندن هرچه بیشتر شوخی‌های ناهماهنگ و ارائه یک بسته طنز سرهم‌بندی شده است. روایت نه بر کشمکش شخصیت و پیرنگ و فضاسازی، که بر چند کلیشه تکراری در تکرار موقعیت‌های ناشیانه و شوخی‌هایی از جنس لهجه و ناهنجاری زبانی استوار شده. 
شوخی‌های جنسی که در فیلم به‌وفور یافت می‌شود مخاطب را یک دهه به عقب می‌فرستد؛ روندی که سینمای ایران سال‌هاست از آن عبور کرده و بی‌توجهی به این دوران نشانه‌ای از نادیده گرفتن مخاطب آگاه امروز و فرار از مسئولیت درونمایه‌پردازی است. منتقدانی که سینمای کمدی را دنبال می‌کنند، بارها هشدار داده‌اند که تکیه بر شوخی‌های جنسی و مضامین سطحی، تنها تیشه به ریشه فرهنگ جامعه می‌زند و مخاطب را از سالن سینما بیرون می‌کند. سینمای ایران پیش از این نمونه‌های موفقی از کمدی اجتماعی، معناگرا و دارای طنز سیاه یا کمدی موقعیت (سیتکام) ارائه کرده. شوخی‌های فیلم فقط و فقط از طریق استفاده از اشارات جنسی، مسخره کردن لهجه شهرستانی افراد و تمسخر باورهای مشترک یک جامعه‌ ایرانی_اسلامی عمل می‌کند بدون آن‌که به لحاظ فرم بصری یا نقش‌آفرینی طراحی شده باشند. در نتیجه کمدی فیلم نه در بستر زبان و حرکت، که در متن پیش برده می‌شود و غالبا کلامی و مبتذل است. 
در بخش کارگردانی و نورپردازی شاهد رویکردی بسیار معمولی و تکراری هستیم. طراحی صحنه مناسبتی ندارد و تیم فیلمبرداری به‌ندرت تلاشی برای فراتر رفتن از استانداردهای رایج شبکه نمایش خانگی (سریال‌های وطنی) انجام می‌دهد. بازیگران فیلم_ به‌ویژه پژمان جمشیدی و بیژن بنفشه‌خواه_ پیشتر در آثار کمدی و حضور در نقش‌های مشابه، توانایی‌های کمدی خود را به نمایش گذاشته‌اند. 
توقع می‌رفت آنتیک فصلی تازه در کارنامه این بازیگران باشد اما در عمل تنها تکرار روزمرگی، تیکه‌‌های متداول و تیپ‌های کلیشه‌ای است که در نبود فیلمنامه منسجم، متن و کارگردانی، از آنها بازی‌های ملال‌آوری تحویل می‌گیرد. بارها دیده شدن این دو بازیگر در «رابطه‌های تقریبا مشابه» با بافتی به‌شدت پیش‌بینی‌پذیر سبب شده هر لحظه انگار با نمایشی تکراری از یک اجرای ناموفق صحنه به صحنه روبه‌رو باشیم. 
چنین سینمایی گذشته از توهین به مقدسات، اعتبار سینمای ایران را در عرصه جهانی نیز خدشه‌دار می‌کند. تماشاگر بین‌المللی اگر در جشنواره‌ها شاهد آنتیک باشد، با نوعی پسرفت مواجه می‌شود؛ اثری که هم از تکنیک و نوآوری بهره‌ای نبرده و هم مفهوم سرگرمی را با هرزگی یک کمدی سخیف و پر از شوخی‌های جنسی پیوند زده است. هنگامی که فیلمی مانند «کمدی الهی» علی عسگری در ونیز یا «تاکسیدرمی» در سینمای ایران از مرزهای فرمی عبور می‌کنند، بازگشت به چنین کالای سطحی‌ای عملا نوعی عقب‌گرد در سبک و سیاق فرهنگی و سینمایی محسوب می‌شود. کمدی سینمای ایران سال‌هاست از چنین فرمولی عبور کرده. علاوه بر این تکیه بر پایگاه‌های فکری که قالب‌های فکاهی پیشین داشته، در دوران معاصر دیگر کارایی ندارد. مخاطب هوشمند امروز، کمدی موقعیت و شوخی‌های مبتنی بر زبان بدن و موقعیت‌های اجتماعی را بیش از دیالوگ‌های جنسی و توهین به مقدسات می‌پسندد. 
در نهایت آنتیک فرصتی را که برای خلق یک کمدی اجتماعی درباره آسیب‌های مذهبی‌گری یا حتی کمدی تاریخی وجود داشت از دست می‌دهد؛ اثری که نه‌تنها به لحاظ محتوایی و اخلاقی و کمدی بلکه با معیارهای سینمایی جهانی و استانداردهای اولیه تعریف طنز نیز فاصله‌ای عمیق دارد. صداقت ژانری و بهره‌گیری از طنز ناب و نمایش خلاقانه دقیقا همان چیزی است که در فیلم آنتیک وجود ندارد و این خلأ هر لحظه فرمول فروش چنین فیلم‌هایی را در سینمای کمدی ایران عمیق‌تر می‌کند. 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها