بررسی پیوند ۱۲ روز دفاع با میراث ۸ سال مقاومت در نقد کتاب «زور جنگ به زن‌ها نمی‌رسد»

زن تولیدکننده معنا در ویرانه‌های جنگ

کتاب «زور جنگ به زن‌ها نمی‌رسد» مجموعه‌ای از ۱۵روایت است که از قلب ۱۲ روز جنگ سر بلند کرده‌اند؛ روایت‌هایی که هرکدام از زاویه‌ای زنانه، انسانی و گاه شاعرانه به مفهوم «پایداری» می‌نگرند. در این مجموعه، هریک از نویسندگان با انتخاب رویکرد زندگی‌محور نشان می‌دهند که زنان در واپسین روزهای درگیری، نه‌فقط شاهد واقعه، بلکه قهرمانان خاموشی هستند که با ازخودگذشتگی، تدبیر و روح زندگی، در برابر ویرانی پایداری می‌کنند.
کتاب «زور جنگ به زن‌ها نمی‌رسد» مجموعه‌ای از ۱۵روایت است که از قلب ۱۲ روز جنگ سر بلند کرده‌اند؛ روایت‌هایی که هرکدام از زاویه‌ای زنانه، انسانی و گاه شاعرانه به مفهوم «پایداری» می‌نگرند. در این مجموعه، هریک از نویسندگان با انتخاب رویکرد زندگی‌محور نشان می‌دهند که زنان در واپسین روزهای درگیری، نه‌فقط شاهد واقعه، بلکه قهرمانان خاموشی هستند که با ازخودگذشتگی، تدبیر و روح زندگی، در برابر ویرانی پایداری می‌کنند.
کد خبر: ۱۵۵۱۰۰۱
 
به عبارت دیگر، زنان در این کتاب نه صرفا درگیر جنگ، بلکه خود تولیدکنندگان حافظه جنگ هستند. از دیدگاهی دیگر، کتاب مذکور صرفا مجموعه خاطرات نیست، بلکه کوششی هوشیارانه برای بازتعریف جنگ از منظر سوژۀ زنانه به شمار می‌رود؛ کوششی که در برابر گفتمان مسلط مردانه و قهرمان‌محور مقاومت قد علم کرده است.در این رویکرد، جنگ از امری سلحشوری و نظامی به امری زیسته، جسمانی و خانگی تغییر پیدا می‌کند. در واقع این اثر نسبت میان «جنسیت» با ادبیات جنگ را تعیین می‌کند. نسبتی فراجنسی که جغرافیای جنگ را تغییر می‌دهد، چراکه روایت‌های زنان از جنگ، به‌دلیل تجربه زیسته متفاوت، نه تنها خلأ‌های معرفتی جنگ را بلکه خلاهای احساسی و عاطفی آن را نیز پر می‌کنند. 
از همان عنوان کتاب می‌توان جهت‌گیری اصلی اثر را دریافت کرد؛ «زور جنگ به زن‌ها نمی‌رسد» نه شعار است و نه اغراق؛ بلکه یک موضع‌گیری وجودی است که می‌خواهد بگوید نیروی تخریب‌گر جنگ، در برابر نیروی سازنده‌ و زاینده‌ زن، ناتوان است. این تقابل درون‌مایه‌ مرکزی همه‌ روایت‌ها را شکل می‌دهد.
   
تولید یک بیانه نظری 
ازجمله ویژگی‌های مهم اثر، تاکید بر چندصدایی نویسندگان زن است. ویژگی‌ای که برخلاف رویکردهای تک‌صدایی در ادبیات جنگ، عامدانه مخاطب را وارد دنیای متنوع زنان می‌کند؛ زنانی با نقش‌های مختلف از مادر، دختر، پرستار و شاهد تا حتی رزمنده. این تنوع، ساختار روایی را از یکنواختی می‌رهاند و کتاب را از خاطره‌نگاری ساده به مجموعه‌ای از خرده‌روایت‌های انسان‌محور تبدیل می‌کند. در حقیقت مجموعه «زور جنگ به زن‌ها نمی‌رسد» فراتر از یک مجموعه‌ خاطرات، یک بیانیه‌ نظری در باب امکان‌های جدیدِ زبان و زن در مواجهه با فاجعه است.
   
ترسیم متفاوت مکان در ادبیات پایداری
ترسیم متفاوت مکان جنگ، ویژگی دیگر اثر است. مکان «خانه» یا «فضای خصوصی» در این روایات، در تقابل با «فضای عمومی جنگ»، به‌گونه‌ای دیگر ترسیم شده است. در روایت‌هایی مانند «خانه‌اصلی» یا «آرایش غلط جنگی»، مکان به استعاره‌ای از پایداری بدل می‌شود؛ فضاهایی زنانه که به‌رغم تخریب بیرونی، حامل معنای شکل‌گیری دوباره‌ زندگی‌اند. در مقابل، روایت‌هایی نظیر «چیزهای کوچک» و «فهم مثل میوه است»، به تأملات فلسفی‌تری درباره‌ درک، سوگ و تداوم زندگی پس از ویرانی می‌پردازند. این تنوع محتوایی، انسجام کلی مجموعه را حفظ کرده و آن را از تکرار مصون داشته است.
   
فرامتن و پیوند میان جنگ‌ها: استراتژی «همزمانی»

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های این مجموعه، راهبرد ارجاعات فرامتنی است. یعنی نویسنده با مهارت خاصی، «جنگ ۱۲ روزه» را به مثابه یک نقطه کانونی، به دیگر روایت‌های بنیادین جنگ در تاریخ معاصر ایران متصل کرده‌ است. به‌عنوان نمونه در دو روایت «من دختر این خانه‌ام» و «فهم مثل میوه است»، پیوند معناداری میان تجربه ۱۲ روزه و حافظه جنگ هشت ساله و میراث شهید طهرانی مقدم برقرار شده است. این استراتژی، تجربه محدود یک رویداد را به یک الگوی مستمر از مقاومت تعمیم می‌دهد. در نمونه‌ای دیگر، در روایت «زن‌ها و اسب‌ها» این ارجاع بومی‌تر شده و نویسنده با پیوند‌زدن جنگ ۱۲ روزه به زلزله سر پل ذهاب تلاشی دارد برای جغرافیامند ساختن این مقاومت. در مقابل روایت‌هایی در این اثر بودند که از تاریخ معاصر ایران فراتر رفته و در پیوندی گسترده‌تر پای جنگ ۱۲ روزه را به منطقه باز کرده‌اند. به‌عنوان نمونه در روایت «جوان است و میدان بازی» نویسنده با پیوند‌دادن تجربه مذکور به «جنگ سوریه» و در دو روایت «خانه‌بان» و «به سبک کمدی دل‌آرته» نویسندگان با شرح زندگی و الگو گرفتن از ایستادگی زنان و مادران در «جنگ جنوب لبنان» و «جنگ غزه» نشان دادند که امر جنگ و پایداری زنانه، امری سیال و پیوسته است و مرزهای جغرافیایی را درمی‌نوردد. این بازی هوشمندانه با ارجاعات، از یک سو به اثر عمق فلسفی می‌بخشد و از سوی دیگر، نشان می‌دهد که تجربه زن ایرانی در بحران، یک تجربه تکرارشونده و دارای الگوهای مشترک است.
   
ساختار زمانی روایت: گسست و پیوستگی
ویژگی دیگر روایت‌های این مجموعه این است که در مواجهه با زمان، واحد نیستند. این تشتت زمانی، خود یک انتخاب فنی است که بر درک ما از واقعه تأثیر می‌گذارد؛ اکثر روایت‌ها به اشکال مختلف با برهم‌زدن مرز میان حال و گذشته، از تکنیک فلاش‌بک بهره برده‌اند تا نشان دهند چگونه خاطرات جنگ، در زمان حال نیز فعال باقی می‌مانند. این شیوه غیرخطی، به متن بُعد روان‌شناختی عمیق‌تری می‌بخشد. البته روایت‌هایی مانند «خانه اصلی»، «تب و ترکش» و «خانه لوییزلی کجاست؟» نویسنده همچنان به روایت خطی پایبند بوده و در زمان حال روایتگر روزهای پر حادثه جنگ ۱۲ روزه از دیدگاه زنانه خویش است.
   
حضور و غیاب عاملیت مردانه
تحلیل نقش‌های جنسیتی در این روایت‌ها نیز حائز اهمیت است. در اکثر داستان‌ها، بار اصلی سنگر یا تدبیر در برابر حمله‌ دشمن، صرفا بر دوش زن نهاده شده است.  این تمرکز بر عاملیت زنانه در غیاب یا فقدان نیروی مردانه سنتی، ادبیات جنگ را از منظر پدیدارشناختی گسترش می‌دهد؛ زن نه منفعل، بلکه کنشگر اصلی در حفظ کیان خانواده و مکان است. بااین‌حال، حضور مرد در برخی روایت‌ها مثل روایت «گر نگهدار من است که» نوشته معصومه محمودی و روایت «تش‌باد» نوشته لیلا مهدوی به‌مثابه یک عنصر پشتیبان یا عاملی که زن را برای مواجهه آماده می‌سازد، مشهود است. این تفاوت در نوع حضور، به مجموعه تنوع مضمونی می‌بخشد.
ازحیث سبک، نثر کتاب ساده اما تأثیرگذار است. جملات کوتاه، ضرباهنگ تند و پرکشش و استفاده از جزئیات واقع‌گرایانه، فضایی مستند و زنده می‌سازد. زبان در برخی روایت‌ها احساسی است و گاه به مرز شعر نزدیک می‌شود، همین تلفیق واقع‌گرایی و احساس، نقطه‌ قوت اثر است: جنگ در این کتاب نه‌فقط یک واقعه‌ سیاسی، بلکه تجربه‌ای انسانی و زنانه است. در پایان می‌توان گفت این مجموعه پاسخی است به پرسشی اگزیستانسیال: «چگونه می‌توان زن بود، نوشت و زنده ماند در جهانی که با جنگ و مردسالاری همزمان حکم می‌راند.»
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها