عبدالله موحد، یکی از بزرگترین چهره‌های کشتی و ورزش ایران در ۸۶ سالگی دیده از جهان فرو بست

خداحافظ اسطوره

از بعد از ظهر روز چهارشنبه ۹اردیبهشت، خانه‌ای در ایالت ویرجینیا و در فاصله یک ساعتی جنوب واشنگتن دی‌سی، مردی را از دست داد که سال‌های طولانی دوری از ایران هرگز نتوانست ذره‌ای از حس وطن دوستی‌اش کم کند. صحبت از قهرمان نامداری است که نامش نه تنها در صفحه پر افتخار ورزش کشتی ایران بلکه در تالار افتخارات کشتی‌گیران به‌نام جهان نیز ثبت شده است.
از بعد از ظهر روز چهارشنبه ۹اردیبهشت، خانه‌ای در ایالت ویرجینیا و در فاصله یک ساعتی جنوب واشنگتن دی‌سی، مردی را از دست داد که سال‌های طولانی دوری از ایران هرگز نتوانست ذره‌ای از حس وطن دوستی‌اش کم کند. صحبت از قهرمان نامداری است که نامش نه تنها در صفحه پر افتخار ورزش کشتی ایران بلکه در تالار افتخارات کشتی‌گیران به‌نام جهان نیز ثبت شده است.
کد خبر: ۱۵۵۰۵۳۱
نویسنده حسین خلیلی - گروه ورزش
 
عبدالله موحد که برای بسیاری از کشتی‌ دوستان قدیمی و تاریخ‌نویسان ورزش ایران یادآور مدال‌های متعدد طلا در رقابت‌های مختلف جهانی بود، در ۸۶ سالگی دیده از جهان فرو بست تا ورزش ایران یکی از قله‌های بزرگ و پرافتخار خود را از دست بدهد. 
برای نگاهی کوتاه به زندگی این قهرمان پر آوازه باید به سال ۱۳۱۸ و به بابلسر برگشت. او پنجمین فرزندی خانواده‌ای بود که پدرش به دلیل شغل تدریس از اردبیل به بابلسر مهاجرت کرده بود. پدری که در ۴ سالگی عبدالله از دنیا رفت تا او مجبور شود ‌هم‌زمان درس بخواند و از سنین کودکی، کار کند. به گفته خودش، او بود که شرایط تحصیل بزرگترین برادر خانواده یعنی ابوالفضل و تنها خواهرش را فراهم کرد.
از همان سنین کودکی علاقه زیادی به ورزش داشت و همین علاقه او را به سمت شنا و والیبال کشاند. اما برای ورزشکاری با ۱۷۳ سانت قد، والیبال اصلا نمی‌توانست گزینه خوبی باشد. خودش هم در این مورد به یکی از دوستانش گفته بود: من زیاد بلند قد نیستم و فکر نمی‌کنم به درد باشگاه‌هایی که تیم‌های حرفه‌ای بسکتبال و والیبال دارند بخورم. به همین دلیل باید تصمیم دیگری بگیرم. 
به همین دلیل بود که در ۱۷ سالگی و همزمان با سفر به تهران برای ادامه تحصیل، به رشته کشتی رو آورد. ابتدا عضو باشگاه تهران‌ جوان شد و یک سال بعد به باشگاه دارایی پیوست. اولین حضور او در مسابقات بین‌المللی به جهانی ۱۹۶۳ صوفیه بر می‌گردد که با یک شکست و یک تساوی به مقام ششم رسید. سال بعد و المپیک ۱۹۶۴ توکیو هم برای موحد چندان با موفقیت همراه نبود چرا که او با سه پیروزی و دو تساوی به مقام پنجم رسید. 
سال ۱۹۶۵ و مسابقات جهانی منچستر، آغاز امپراطوری موحد در کشتی جهان بود. در فاصله سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰، او با کسب شش مدال طلای مسابقات جهانی، یک طلای المپیک و دو طلای بازی‌های آسیایی، مرد طلایی ورزش ایران لقب گرفت. تا قبل از افتخار‌آفرینی موحد در وزن ۷۰ کیلوگرم، تمام نگاه‌ها در این وزن به محمود آتلای ترکیه‌ای و زاربگ بریاشویلی، کشتی‌گیر اهل گرجستان شوروی بود. 
دو شکست پیایی از موحد باعث شد تا آتلای برای المپیک ۱۹۶۸ مکزیکو‌سیتی تغییر وزن دهد تا یک شکست دیگر از مرد اول کشتی آن روزهای ایران در کارنامه‌اش ثبت نشود. البته بریاشویلی ماندن در این وزن و سرشاخ شدن دوباره با موحد را ترجیح داد که نتیجه‌اش قبول دوباره شکست از او و دور ماندنش از مدال طلا در مسابقات جهانی بود.  اوج کار عبدالله موحد را باید در المپیک ۱۹۶۸ دید؛ جایی که او موفق شد چهار کشتی را با ضربه فنی و سه کشتی را با امتیاز بالا ببرد و به مدال خوشرنگ طلا برسد. 
مسابقات جهانی ۱۹۷۱ صوفیه و المپیک ۱۹۷۲ مونیخ را باید به نوعی پایان پادشاهی موحد در کشتی دانست. البته بعضی از اتفاقات و ناملایمت‌های سیاسی بر این موضوع سایه سنگینی انداخت. موحد به دلیل مصدومیت دست نتوانست در مونیخ کشتی بگیرد و با وجود گواهی رسمی پزشکی، در بازگشت به کشور متهم شد که نمی‌خواسته برای ایران کشتی بگیرد. خودش در یکی از مصاحبه‌ها اعلام کرد که ساواک با او مشکل داشت و به همین دلیل هم خبرنگاران از ترس اجازه نداشتند واقعیت اتفاقات المپیک مونیخ را روایت کنند. البته این تنها مشکل ایجاد شده برای موحد نبود زیرا او بعد از این مسابقات، از همه ورزش‌ها محروم و ممنوع‌الخروج شد. 
او حتی برای حل این مشکل به دیدار نصرت‌الله معینیان، یکی از مسئولان رژیم پهلوی هم رفت؛ اما وقتی باز هم جواب منفی شنید، جملاتی را خطاب به معینیان گفت که تاریخی شد: « آقای معینیان من اهل شمال هستم. هوای ابری زیاد دیده‌ام اما آفتاب می‌آید و ابر همیشه نمی‌ماند، این حکومت دوام نمی‌آورد».
همزمان با انقلاب اسلامی، ممنوع‌الخروجی او نیز برداشته شد و او برای تحصیل به آمریکا مهاجرت کرد. او در ادامه مدرک فوق لیسانس خود را در رشته تربیت بدنی دریافت کرد. یکی از لحظاتی که مرحوم موحد در خاطراتش با افتخار به آن اشاره می‌کند، درخواست مسئولان کشتی آمریکا برای مربیگری در تیم ملی کشتی آن کشور بود. موحد با رد آن پیشنهاد گفته بود: «دوست نداشتم چیزهایی را که بلدم به کسی یاد بدهم که برود و ایرانی‌ها را زمین بزند».  از لحظه‌ای که خبر درگذشت این اسطوره ورزش ایران اعلام شده، ویدئوهای زیادی از حرف‌ها و اظهارنظرهایش در رسانه‌ها دیده می‌شود. یکی از آن ویدئوها، صحبت‌هایی بود که موحد چند سال پیش و در یکی از سفرهایش به ایران در جمع پیشکوستان کشتی تهران بیان کرده بود. او در آن مراسم، باز هم از عشق و علاقه بی‌حد و اندازه‌اش به ایران گفته بود و به کتاب شعری اشاره کرد که بخش‌هایی از آن در رثای وطن بود. حتما در همان خانه‌ در ویرجینیا که موحد آلاچیق‌هایی به سبک آلاچیق‌های مازندران و سواحل خزر در آن ساخته بود، این چند بیت با تمام عشق و علاقه سروده شد: 
وطنم! ای که پروده ز تو جان و تنم / گرچه دورم ز تو از زادگهم / همچنان زنده به یاد تو در این جایگهم / نیست در سر به جز از مهر تو در دل عشقم 
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها