گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟

در این میان، شناخت ماهیت رفتاری آمریکا و رژیمصهیونیستی بهعنوان بازیگرانی که کنش آنها با مؤلفههایی چون بیتعهدی، تعدی و فریب گره خورده، از اهمیت اساسی برخوردار است. بر این اساس، طرح موضوع آتشبس در لبنان و یمن از ابتدا بهعنوان بخشی از شروط جمهوری اسلامی مطرح شد چرا که نگاه راهبردی ایران، مبتنی بر یکپارچگی جبهه مقاومت و هماهنگی میان اضلاع مختلف آن است.
در چنین چارچوبی، جمهوری اسلامی ایران خود را بخشی از یک منظومه منسجم میداند که در آن، تحولات لبنان و یمن در پیوندی راهبردی با یکدیگر تعریف میشوند. از اینرو، گنجاندن این جبههها در شروط آتشبس، نه یک انتخاب تاکتیکی، بلکه برآمده از یک درک کلان از میدان تقابل است. با این حال، رفتار طرف مقابل از همان ابتدا با نقض تعهدات و تداوم اقدامات تجاوزکارانه همراه بود؛ وضعیتی که ایران را در برابر دو گزینه قرار داد: یا پاسخ متقابل و نقض آتشبس، یا اتخاذ راهبرد خویشتنداری.
انتخاب جمهوری اسلامی در این مقطع، خویشتنداری فعال بود؛ تصمیمی که ریشه در تمایز ماهوی این نظام با الگوی رفتاری رقبای خود دارد. این رویکرد با هدف اثبات پایبندی ایران به تعهدات و نمایش صداقت در عرصه بینالمللی اتخاذ شد. تجربههای پیشین نیز نشان داده بود که حتی در خلال مذاکرات، مواردی از تعدی و تجاوز علیه ایران صورت گرفته اما در این مقطع، تلاش شد تا با حفظ چارچوبهای تعهد، تصویر روشنی از رفتار مسئولانه جمهوری اسلامی به افکار عمومی جهانی ارائه شود.
نکته قابل توجه آن است که این خویشتنداری، بهمعنای انفعال نبوده، بلکه در قالب یک بازدارندگی هوشمند تعریف میشود. جمهوری اسلامی ایران، با وجود برخورداری از توان پاسخگویی نظامی، ازجمله در حوزه موشکی، ترجیح داد بدون توسل مستقیم به این ابزار، طرف مقابل را وادار به پذیرش آتشبس کند. این امر، بهنوعی نشاندهنده سطحی بالاتر از اقتدار است، چراکه واداشتن دشمن به عقبنشینی، بدون استفاده مستقیم از قدرت سخت، بیانگر کارآمدی ترکیبی از قدرت بازدارندگی و مدیریت راهبردی است. در همین راستا، برخی ارزیابیهای رسانهای بینالمللی نیز این وضعیت را بهعنوان یک موفقیت قابل توجه برای جمهوری اسلامی تلقی کردهاند.
با این حال، بیاعتمادی نسبت به طرف مقابل همچنان یک مؤلفه ثابت در این معادله است. احتمال نقض مجدد آتشبس از سوی رژیمصهیونیستی، در هر مقطع زمانی، قابل تصور است. از اینرو، تأکید بر آمادگی برای واکنش قاطع و بازدارنده، بخشی جداییناپذیر از راهبرد ایران محسوب میشود. در صورت تکرار هرگونه خطا، پاسخ جمهوری اسلامی میتواند ماهیتی متفاوت و بهمراتب شدیدتر از گذشته داشته باشد؛ پاسخی که هدف آن، ایجاد بازدارندگی پایدار و پشیمانکننده خواهد بود.
در کنار این آمادگی نظامی، اتکای جمهوری اسلامی به مؤلفههای داخلی نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. انسجام اجتماعی، حضور آگاهانه و همراهی مردم و نیز اقتدار نیروهای مسلح، ازجمله عواملی هستند که پشتوانه این راهبرد را تقویت میکنند. افزون بر این، همسویی نسبی افکار عمومی جهانی با مواضع ایران و درک حقانیت آن، بهعنوان یک سرمایه نرم، در معادلات کنونی نقشآفرین است.
در نهایت، راهبرد جمهوری اسلامی را میتوان مبتنی بر «چندگزینهای هوشمند» دانست. محور اصلی این راهبرد، تأمین منافع ملی و صیانت از حقوق مردم است؛ امری که میتواند از مسیرهای مختلفی محقق شود. در صورتیکه تحقق این اهداف در میدان نظامی مستلزم پاسخ به تجاوز باشد، این گزینه بهکار گرفته خواهد شد و در صورتیکه بسترهای دیپلماتیک بتواند این حقوق را تأمین کند، از ظرفیتهای مذاکره نیز بهرهبرداری خواهد شد. به این ترتیب، جمهوری اسلامی ایران با حفظ آمادگی کامل در تمامی سطوح، تلاش دارد ضمن مدیریت بحران، ابتکار عمل را در هر دو عرصه «میدان» و «دیپلماسی» در اختیار داشته باشد.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد
منوچهر متکی در گفتوگو با روزنامه «جامجم» : آمریکا در موضوع هستهای اهلیت ندارد و صرفا به دنبال پیشبرد اهداف خود است
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمد مرندی عضو هیأت همراه تیم مذاکرهکننده ایران در اسلامآباد مطرح شد
«جامجم» در گفتوگو با رئیس سازمان نظام پزشکی نقش موثر کادر درمان در جنگ رمضان را بررسی کرد