جمله مهم کسینجر به شهید لاریجانی

پس از شهادت شهید لاریجانی که پیش از هر چیز، نشان محبت الهی به او بود و پاکیزه کردنش از لغزش‌های انسانی و به ملکوت فرا بردنش.
پس از شهادت شهید لاریجانی که پیش از هر چیز، نشان محبت الهی به او بود و پاکیزه کردنش از لغزش‌های انسانی و به ملکوت فرا بردنش.
کد خبر: ۱۵۴۶۷۵۰
نویسنده احمد میراحسان

ویدئویی از ایشان منتشر شد که شرح دیدار خصوصی و غیر رسمی و تصمیم شخصی شان بود با سیاستمدار بسیار موثر آمریکا، هنری کسینجر. 

او تعریف می‌کند:در سفری به آمریکا، کسینجر خواهان دیدار با او شد و ایشان هم مایل به دیدن او بود و پس از صحبت‌های اولیه و تعارفات و بحث هسته‌ای و دیگر مسائل ..، کسینجر از او پرسید، آیا خواهان‌رابطه استراتژیک با آمریکا؟ ماجرا را از زبان خود او بَشنوم:

" یک وقتی رفته بودم آمریکا _ تو مصاحبه‌ای گفتم - که آقای کسینجر گفته بود، میخواهم ببینمت. من هم دلم می‌خواست ببینم شون. اومد و حرف‌هایی چیز‌های مختلف و مسایل هسته‌ای زد و گفت: شما می‌خواهید با ما روابط استراتژیک‌ داشته باشید. 

من گفتم: ما با شما رابطه نداریم. بعد میگویید رابطه استراتژیک... چرا این سوال رو از ما می‌کنید. 
گفت این روی میز، بعد از جنگ جهانی ماخودمون خط خطی کردیم کشور‌ها را، اسمش رو یه جایی گذاشتیم فلسطین، یه جایی گذاشتیم سوریه، یه جایی گذاشتیم ترکیه، یه جا عراق، جز دو کشور یکی ایران و یکی مصر. شما بودید و هستید و خواهید بود. ما چاره‌ای جز این نداریم با شما راه بیاییم؛ و شهید لاریجانی ادامه می‌دهد: یک آدم با فکر وقتی سابقه تاریخی یک ملت را بشناسد، اینجوری حرف می‌زند. نمیگوید تسلیم، این ملت گنده‌تر از شما را نگذاشت تسلیم بکنند. "

☆☆☆☆☆

در این گفت‌و‌گو، کاملا تمایز بین زبان زور آشکار و زبان زور مزورانه هویداست. در ظاهر کسینجر به شیوه اغوا کننده دست روی رگ خواب ایرانی‌ها گذاشته و ظاهرا با تحسین هویت باستانی و حس استقلال طلبی ایرانی دارد باج می‌دهد. از نظر روانی دارد اطمینان می‌بخشد و ایران برتر وانمود می‌کند واین چیزی است که حتی شهید لاریجانی را بدام می‌اندازد و تاییدش را برمی انگیزد و در مقایسه با ترامپ که روش و زبان وحشی و قلدرش سبب انزجار و نفرت می‌شود، کاملا جذاب به نظر می‌آید. 

اما باید بگویم، سخن کسینجر همانقدر قلدر مآبانه است و شاید بیشتر که زبان بازاری و عقده گشای ترامپ فاسد. او دارد دروغ می‌گوید و خاطر جمعی دروغین می‌دهد و به زبان دیپلماتیک می‌گوید تسلیم شوید. دقت کنید: او از دیدگاه خودش ایران و مصر را جدا می‌کند از کشور‌های مختلف فاقد مفهوم ریشه تاریخی به عنوان ملت؛ و فلسطین را نام می‌برد و عراق و سوریه را. هر چند تداوم حیات ملی ایران فرق‌های جدی دارد و ایران هرگز مستعمره یا حذف نشد. لیکن آن کشور‌ها هم هیچگاه با خطکش آمریکا پدیدار نشدند و از تاریخ باستان تا عصر ظهور اسلام و بعد سابقه تاریخی دارند. ندیده گرفتن این تاریخ دقیقا منطبق بر دیدگاه صهیونیسم جهانی است برای اسراییل بزرگ که کسینجر، کارگرار وفادارشان یهودیت جهانی بود.

اما شیطنت دیگر کسینجر در همین جا زبان ایماء اکست. کنار هم نهادن ایران و مصر اتفاقی نیست بلکه دارد به ایران می‌گوید، الگوی مصر و اتحاد برده و برده دار بنام رابطه استراتژیک تنها راه شماست تا به سرنوشت تجزیه و تکه پاره شدگی امپراتوری عثمانی گرفتار نشوید. من نمی‌دانم شهید لاریجانی متوجه لایه حقیقی سخن وقیحانه و تهدید کیسینجر بود یا نه. او هم می‌توانست زبان اشاره بکار گیرد و در باره تاربخی بودن ایران در خصوص قبرستان‌های ایران تاریخی ایران صحبت کند که به قبور مهاجمان یونانی و مقدونی و اموی و خلفای عباسی و مغول‌ها و پرتغالی‌ها و انگلیسی‌ها و روس‌های تزاری در تبریز اختصاص یافته و مردم ایران به مقاومت عادت دارند و...
البته ویرانی ایران و مانع شدن از توسعه و بازگرداندن ایران به خانه اول، امری عجیب در سیاست دشمن نیست، اما ایران صبر دارد و سختی باز سازی و مستقل بودن را می‌پذیرد و ذلت نمی‌پذیرد. 
اگر من بجای شهید لاریجانی بودم، هرگز مرعوب نام کسینجر نمی‌شدم و با زبان دیپلماتیک خود او با او سخن از مقاومت ساز می‌کردم که تنها راه زندگی شرافتمندانه ماست.

شیطان چی در سرشه؟

با ارجاع به خاطره شهید لاریجانی، می‌توان امروز سیاست آمریکا را رمز گشایی کرد و درک کرد شیطان‌ها و اعقاب کسینجر چی در سر دارند و تکلیف بزرگ ما چیست و تزلزلات و موانع پیشبرد مشی درست حفظ ایران کدام است؟
مقصودم از شیطان در راس همه شیاطین، اول ابلیس و دیگر آمریکا و اسراییل است. البته، آن چه توی کله‌ی شیاطین دنباله رو و پیرامونی موج می‌زند، با درک منویات اینان فاش خواهد شد.

آن چه در کله ابلیس برای ایران می‌جوشد سهل و ممتنع است. سهل است برای بندگان خالص خدا که شیطان مس و لمس شان نکرده است. پس قرآن با آنان حرف می‌زند و ابلیس را به آنان عمیق، معرفی می‌کند. آنان می‌دانند کار ابلیس اغوا ما در باره تکالیف مان درخصوص ایران، جمهوری اسلامی، جنگ حق و باطل حاضر و گم کردن حقیقت و در غلتیدن به خطای شناختی و محاسبه و افراط و تفریط و عدم تشخیص درست وظیفه و عمل ضروری و گیج شدن برابر مسایل گوناگون‌و پیچیده داخلی و انتخاب غلط است. بندگان خدا می‌دانند شیاطین با انبیاء و اولیای الهی دست به گریبان بوده و خیلی قوی است و از کوچکترین روزن و خلل نفسانی برای نفوذ در دل ما و اغوا سود می‌جوید.

 پس این کار سهل شناخت قصد شیطان همین جا چنان پیچیده تواند بود و عمل کردکه ما درست آنجا که فکر می‌کنیم از دستش گریخته‌ایم در دامش لاشیم و ندانیم و بجای ادای تکلیف الهی، در حال اجرای فرامین نفس خود و نقشه شیطان باشیم.

مثلا بسیاری از مسئولانی که برخلاف نظر امام راحل و امام شهید، تصور می‌کردند عقل، سازش با شیطان است یا در عمل استقامت ترس بر آنان غالب می‌شد و در پی سازش گام بر می‌داشتند و یا گول وسوسه‌های ابلیس و شیطان بزرگ راخوردند و به شیطان اعتماد کردند و مسحور تمدن پرزرق و برق فرعوتی و مدرنیته و دنبال روی آن شدند و آمریکا را بدوستی گرفتند و به قول و قرارش تن دادند و راه‌های نفوذ آنان را باز گذاشتند و مملکت با بلادفاع کردند و کار اتکال به خدا و تکیه به مردم و عدالت و راه انداختن دانش و فناوری و تولید مستقل را پشت گوش انداختند و چشم به لطف آنریکا دوختند و گوش بفرمانی او را پیشه ساختند و دست از اسلام و رهبری اسلامی کشیدند، با هر ادعای عقل و ایمان و یکتاپرستی و عدالت و توسعه ایران در حقیقت، در واقع به خاطر همین فکر و عمل فوق الذکر خلاف دستورات قرآن و عترت، در خدمت ابلیس و شیطان بزرگ گام برداشتند. آنان در همه طول عمر سپری شده با این وهمیات نتوانستند از دام شیطان برهند و بفهمند در کله او چه می‌گذرد ولو اگر تصور کرده باشند دارند سر شیطان کلاه می‌گذارند در واقع شیطان داشت سر انان کلاه می‌گذاشت و عمر و زمان حرکت مستقل ایران و بسیج ملت برای ادای تکلیف الهی و قدرتمند شدن مستقل ایران را بباد می‌دادند و مدام در چنگ فریبش اسیر بودند. غربگرایان و رفرمیست‌ های مدرن معتمد غرب و شرق و دور از استقلال اسلامی چنین بوده‌اند؛ و کسانی که مدام از یک سوراخ مذاکره بار‌ها گزیده شده و باز بجای اتکا به قدرت و میدان، پیروزی‌های مردم را هدر دادند و از اعمال قدرت، وادار کردن دشمن به پذیرش قدرت ایران چشم پوشیدند، در مسیر خواست و محاسبات و پیش بینی دشمن عمل نمودند.

آنان هیچ گاه نخواستند و نتوانستند بفهمند در سر دشمن چه می‌گذرد و بنده فریب هایش باقی مانده و فرصت‌ها را از کف دادند. دولت‌های غربگر از دولت موقت و دولت بنی صدر تا دولت حضرات هاشمی و خاتمی دولت روحاتی و تاکنون چنین بوده‌اند.

☆☆☆☆

اگر امروز هم ما دست از تعلیمات زنده قرآن بشوییم، در باره حقایق کنونی هم همچنان کور و کر خواهیم بود. انواع آلودگی‌ها از جمله حجاب تخصص‌های غرب محور و فاقد هدایت و تسلط و تفقه اسلامی و سیره اجتهاد و علم دین بر آن، دامی است جهت ناتوانی در فهم آنچه که در کله ابلیس و آمریکا و اسراییل می‌گذرد. 

حال بهتر است اول رها از القائات خود شیاطین و ادعاهاو فریب نقشه هاشان به این پرسش‌ها فکر کنیم:
۱_ آیا آمریکا و صهیونیسم گوش بفرمان شیطان و شیطان پرستان دارای ارتباط سیستماتیک و نزدیک با ابلیس و مرکز فرماندهی جهانی قدرت پشت پرده شیطانی و سرمایه جهانی یهودیت ابلیسی، نقشه تغییر جهانی بزرگ در سر دارند و در حال اجرای مرحله‌ای آن و بازی‌های ضروری مقطعی هستند، یا رفتار ترامپ و نتانیاهو یک جنون اتفاقی و شخصی و خارج از حرکت قدرت ابلیس در زمین و جنگ آخرالزمانی علیه ظهور امام زمان عج و علیه اجرای عصر عدالت موعود جهانی و اجرای اسلام کامل بوسبله آن حضرت (روحی له الفداء) است؟ در کله این دو نماد پلشتی و رجس جامع، ترامپ و‌نتانیاهو و نیروی حامی آنان چه می‌گذرد؟

۲_آیا اعمال و رفتار مختلف نتانیاهو و ترامپ اتفاقی و مقطعی است یا اهداف پنهان و آشکار دنباله داری دارد؟

۳_در ارتباط با ما و انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و خط دوامام و طرح منطقه‌ای و.. طی ۴۸ سال اخیر، اهداف پنهان صهیونیسم جهانی و آمریکا چه بود؟

۴_آیا ولو یک بار در ارتباطات ما و این شیاطین از سر صدق و وفا به پیمان عمل کردند؟

۵_ دستور خدا در ارتباط با کفار محارب و پیمان شکن در قرآن چیست؟ 

۶_ چرخه انواع جنگ و تحریم و سپس مذاکره برای تسلیم چه دستامد حقیقی برای ما داشت؟ آیا هربار با فریب توام نبود؟

۷_ چه جریان درون حکمرانی در ابن ۴۸ سال به سود گسترش نفوذ شیاطین در اذهان مردم مستعد و درون حکمرانی و رفتار‌های منحر به تضعیف اقتصاد و سباست ملی و بلبشو و عدم کنترل و توسعه باند‌ها و مافیای رانتخواری و قدرت فاسد در خدمت آمریکا و اسراییل و رشد فرهنگ سلطه پذیری در بخشی از نسل جدید شد. بخش جبری و اختیاری این جریان انحرافی چه بوده است.

۸_کدام اتفاقات و اعتشاسات تحت رهبری نیرو‌های داخلی و غربگرا و نولیبرالی در مسیر خواست آمریکا و اسراییل و مورد حمایت آنان بود؟.

۹_ مواضع ولی فقیه از زمان امام تا امروز در خصوص مسایل داخلی و منطقه‌ای و توطئه‌ها و روابط جهانی چه بود و چه فرقی بین جریان در خدمت شیاطین و مواضع انقلاب اسلامی وجود دارد و تجربه، صحت کدام راه را به اثبات رسانده است.

۱۰_ برسیم به جنگ کنونی!

از جنگ ۱۲ روزه تا امروز، تک تک مواضع جریان‌های غربگرا و خط اسلام و انقلاب اسلامی ولی فقیه را بررسی کنیم، واقعیت صحت کدام جریان را اثبات و حکم به خیانت خواسته با ناخواسته کدام نقطه نظرات و بیانیه‌ها می‌دهد؟ 
بیایید به این موضوع با دقت و سند و جزییات بپردازیم.

☆☆☆☆☆

☆جریان دارای اصرار بر قابل اعتماد بودن آمریکا چه کسانی بوده‌اند 
☆اکنون که آمریکا و اسراییل آشکارا از نقشه‌های همیشگی بلعیدن و تجزیه ایران و در آب نمک خواباندن سلطنت نوکر و منافقان خود فروش و گروه‌های ظاهرا‌چپ پرده برداشته، کدام جریان این حقایق را بیان کرده و آمادگی جهت مقاومت برابر هر توطئه براندازانه پیچیده بوجود آورده و کرام جریان برعکس در خدمت فریب آمریکا مردم را خواب کرده و خواسته به مسلخ ببرد و نامزد‌های دلخواه آمریکا بوده‌اند؟ 
☆بازگشت به روزنامه‌ها و بیانیه‌ها و اسناد حزبی و اظهارات غربگرایان و بیانیه‌های رهبران شان براحتی ما را از فراموشی نجات می‌دهد.
☆ بعد از ۷ اکتبر در موارد متعدد، از جمله ترور شهید سلیمانی و دانشمندان ما و شهید هنیئه و .. ودر جنگ ۱۲ روزه کدام نگاه علیه پاسخ سخت در خور و تنبیه فراموش نشدنی شروع به ایجاد مانع و جوسازی رسانه‌ای و عملی درون نهاد‌های تصمیم گیرنده و اجرایی نمود و مقابل هدایت ولی فقیه در نفی مذاکره ناشرافتمتدانه و فریبکارانه و. سرکشی نمود و امکان‌پیشروی گام به گام‌به آمریکا و اسراییل داد؟ 
☆، اما امروز و اکنون، چه کسانی، جنگ حق و عملیات ایران را محاسبه پذیر می‌کنند و آلارم عدم واکنش جدی ما به دشمن می‌دهند و او را در اختیار و آزادی عمل برای پیشبرد همه برنامه هایش در جهت براندازی و زدن سران و زیر ساختار‌ها و فلج کردن عملیاتی و غافلگیری‌های نیرو‌های ایرانی و خاطر جمع کردن آمریکا و اسراییل از عدم واکنش مرگبار ایران یاری می‌نمایند و با ترس و تزلزل ما را دچار آینده مرگبار می‌سازند؟ 
☆ از همه مهمتر به این موارد کنونی و موانع پیشرفت بیاندیشیم:
آمریکا و اسراییل چه زمینه‌ای دارند به سود سیاست غربگرایان درون حکمرانی و عدم مقابله جدی و وصایای شهید امام خامنه‌ای در باره جنگ منطقه‌ای جدی بوجود می‌آورند؟ این زمینه‌ها عیان است
 ایجاد رعب به سبب زدن امام ما وفرماندهان و سیاستمردان موثر. این ترسزدگی خلاف مشی امام در سال ۱۳۶۰ و‌مشی رهبر شهید ماست.
موضوع زدن زیر ساخت‌ها موضوع دیگری است. خوب در جنگ دسه گل نمی‌فرستند. باید دید نردن زیر ساخت‌ها چگونه ممکن است؟ مسلما یا عمل متقابل و یا تسلیم. 
هزار بار نتایج ذلت پذیرش بردگی را بر شمردیم. اما مقاومت علیه شیاطین، بی تردید خود یک پیروزی است؛ و البته سختی‌هایی دارد و ما هم می‌توانیم مصائب بزرگ بر دشمن تحمیل کنیم. 
آیا می‌خواهیم مصر شویم یا سلطان خلیج فارس و سرزمین خودمان؟ راه هریک روشن است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها