گونه‌های «امید» در میان ایرانیان

کد خبر: ۱۵۴۶۳۰۵
نویسنده حجت‌الاسلام دکتر حبیب‌ الله بابایی 

«امید» را در میان ایرانیان می‌توان در سه رویکرد دنبال نمود: 
در رویکرد آمریکایی ـ ایرانی: 
«امید» در پارادایم روان‌شناختی اسنایدری (آنچه که بسیاری از مترجمان «امید» درایران
و جریانات روشنفکری ایران در پی آن هستند) نه یک فضیلت، بلکه یک سازه شناختی است. دراین رویکرد کافی است برای نیل به هدفی، راه حل‌های ممکن یا ناممکن را بدانی و آنگاه در یک محاسبه عقلانی نسبت به وضعیت اسباب و وسایل نیل به هدف امید پیدا بکنی و یا امیدی را از دست بدهی. در این رویکرد که روان‌شناسان مثبت گرا در ایران بدان پافشاری می‌کنند، امید صرفا در وضعیت خوش‌بینانه معنا پیدا می‌کند، اما در وضعیت نابسامان و آنجا که به ظاهر شرایط جور نیست، راهی جز ناامیدی نیست. در این رویکرد «امید» یا «ناامیدی» حاصل یک محاسبۀ عقلایی و عقلانی است. 
در رویکرد اروپایی ـ ایرانی:
 براساس رویکرد اروپایی در میان ایرانیان، «من به یک نتیجه‌ی باز معتقدم، حتی وقتی تمام محاسبات ریاضی و عقلانی می‌گوید من شکست می‌خورم» (گابریل مارسل). 
تری ایگلتون (Terry Eagleton) هم با طرح «امید بدون خوش‌بینی» نقد کوبنده‌ای بر همین جریان اسنایدر و روانشناسی مثبت‌گرا مطرح کرده و امید واقعی را از خوش‌خیالی آمریکایی تفکیک می‌کند. از این منظر، جامعه‌ای که با مدل اسنایدر تربیت شده باشد فوراً فرومی‌ریزد؛ چون یاد نگرفته که امید را می‌توان فراتر از «محاسبات ریاضی و عقلانی» هم پیدا کرد و در وضعیت‌های رنج و ناگواری راهی به گشایش و روشنایی گشود. این گونه از رویکرد در ترجمه‌های ایرانیان و بازار نشر و فضا‌های علمی و آکادمیک چندان شناخته شده و جاافتاده نیست. 
امید در رویکرد ایرانی ـ اسلامی:
 در رویکرد ایرانی و اسلامی، اما امید از جنس باور و ایمان است و نه از جنس مهارت. البته امید در این رویکرد نه برآمده از هرنوع ایمان و اعتقاد، بلکه برخاسته از «ایمان به غیب» است. ایمان به غیب هم در «ایمان به وعده»‌های الهی تجلی پیدا می‌کند (وعده‌های نزدیک و وعده‌های دور)، همچنین امید در «ایمان به اصل و ریشه»‌ی انسان و هستی مصداق می‌یابد. 
امید بدین ترتیب، حاصل یک نوع اعتقاد است، اعتقاد به خدا، اعتقاد به رابطه انسان با خدا، اعتقاد به معاد، اعتقاد به سنت‌های الهی و باور به قاعده‌مندی هستی بویژه اعتقاد به پایان خوش نظام کیهانی. 
در این رویکرد، اساسا جهان رو به اصلاح است، حتی اگر من نبینم. در این نظام معرفتی و ایمانی، امیدواری نه صرفا حاصل یک رویای خوش برای آینده، بلکه برآیند یک ارتباط وجودیِ همین‌جایی و هم‌اکنونی با منبع هستی لایتناهی است 
(یعنی هم‌اکنون و همینجا حس توان بی نهایت داری، چون از یک ارتباط وجودی با منبعی بی‌نهایت برخوردار هستی).
 امیدِ این چنینی اساسا «رجعت به اصل» است و آنچه اصیل است نمی‌میرد، حتی اگر من بمیرم و همه چیز ویران بشود. 
برای حفظ چنین «ایمان» و چنان «امید»‌ی می‌توان راهکار‌هایی را پیش‌کشید که در یادداشت بعدی به آن خواهم پرداخت...

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها