کسی مثل من با نا کسی، چون یزید بیعت نمی‌کند (یورگن هابر ماس، جزیره اپسین، و آقای شکوری راد)

این یادداشت، مستقیماً نه به سخن ابا عبد الله، سیدالشهدا، ذبیح اعظم، بنده‌ای عاشق و ارباً اربا، علیه السلام مقابل یزید فاسد ملعون، عبد ابلیس فرزند معاویه لعنت خدا براو و خاندانش ربط دارد نه به سخن حسینی فرزند صالح او امام خامنه‌ای دامت برکاته در دیدار با مردم قهرمان تبریز به مناسبت ۲۹ بهمن. اما، در تویه و باطن گفتار دقت کنیم، نقطه به نقطه مبین ارتباط متن با همین حقیقت نهفته در سخن معصومانه و صراط مستقیم اوست.
این یادداشت، مستقیماً نه به سخن ابا عبد الله، سیدالشهدا، ذبیح اعظم، بنده‌ای عاشق و ارباً اربا، علیه السلام مقابل یزید فاسد ملعون، عبد ابلیس فرزند معاویه لعنت خدا براو و خاندانش ربط دارد نه به سخن حسینی فرزند صالح او امام خامنه‌ای دامت برکاته در دیدار با مردم قهرمان تبریز به مناسبت ۲۹ بهمن. اما، در تویه و باطن گفتار دقت کنیم، نقطه به نقطه مبین ارتباط متن با همین حقیقت نهفته در سخن معصومانه و صراط مستقیم اوست.
کد خبر: ۱۵۴۳۲۴۹
نویسنده احمد میراحسان

اسلام ناب پیرو اهل البیت علیهم السلام، انقلاب اسلامی، و نظام ولایت فقیه، با تمدنی عفونت بار (که جزیره اپسین اندکی از معنای وجود استکباری و تباهی و جنایاتش علیه انسان است)، با این لیبرال دموکراسی آمریکایی منحوس، بیعت نمی‌کند؛ و فقط در مذاکره از حقش دفاع می‌کند. در پایان متوچه این ربط درونی خواهیم شد.
☆☆☆☆
 اگر خوب دقت کنیم، در می‌یابیم که ربطی وجود دارد بین آقای هابر ماس، فیلسوف پاک باخته و آبرو از کف داده مدافع نظام سیاسی غرب و بحران جزیره اپستین، و موضوع بحران مشروعیت، و با نقش دست افزار‌های مفلوک ایرانی‌ی ارباب جنایت‌ها، شیطان بزرگ، یعنی این فراریان همه چیز باخته مقیم خارج، از پهلوی چی‌ها و ملحدین کمونیست کومله، تامنافقان و غرب پرستان داخلی، همچون سید حسین موسوی و شبیه شکوری راد و کرباسچی و روحانی و آذر منصوری و؛ و امثال اینان و اصلاح طلبان تند روی برانداز، با جان سخن امام حسین صلوات الله علیه و از همه تلخ تر، بلاتکلیفی پاره‌ای از دوستداران امام حسین با این کلام او در حالی که باید دستیار و خدایار امام تمت باشند. چگونه؟ در پایان مقاله هابر ماس، جزیره اپستین و شکوری راد آشکار می‌شود.
☆☆☆☆☆☆☆
اگر خوب دقت کنیم، در خواهیم یافت، نسبتی پیچیده و چند سویه وجود دارد بین آقای هابرماس، فیلسوف پاک باخته و آبرو از کف داده مدافع نظام سیاسی غرب و افتاده بدام صهیونیسم، و جزیره اپستین سرمایه دار یهود و همکار موساد، و موضوع بحران غرب و مشروعیت دموکراسی غرب، و بین نقش دست افزار‌های مفلوک ایرانی‌ی ارباب جنایت‌ها، شیطان بزرگ، یعنی این فراریان همه چیز باخته مقیم خارج، از پهلوی چی‌ها تامنافقان و مواضع غرب پرستان داخلی، با نگرش کسانی مثل انبوه غربگرایان و میرحسین موسوی و شکوری راد و امثال او، و از همه تلخ‌تر بلاتکلیفی 
مشاوران غربگرای دولت آقای پزشکیان، رییس جمهور نظام و این تنها قطب حکومتی مستقل علیه نظام موجود هولناک سلطه گر چنین فاسدی و اداره گران آن، و ارتباط این همه با دو وضعیت نخبگانی کانونی و پیرامونی تابع نظام مرکزی در این صف جنگ جهانی حق و باطل!
در صحنه جنگ خود ویژه‌ی ترکیبی جهانی کنونی، مسایل عجیب و سرنوشت ساز و بی سابقه‌ای می‌گذرد. دامنه مسایل فراگیر و درک فساد جفری اپستین و معنای جزیره سمبولیک فرمانروایی ابلیس، از حد و اندازه یک پرونده تجارت کثیف جنسی می‌گذرد و پله به پله عمیق و سیستمی می‌شو ونیرسد تا نشانه شناسی فرو پاشی تمدنی و حکمرانی دموکراسی غربی و عمیق‌تر تا بروز یک تباهی وجودی و فرا تمدنی هستی شناسانه یهودی و سند فرمات تلمودی فساد سازی در کره ارض، تا وانموده‌های یک تغییر جهانی و بازی استکباری و مقدمات ظهور و رسمیت یک فرماسیون و صورتبندی جدید اقتصادی سیاسی جهانی، یعنی تحول از عصر دولت _ ملت‌های جدا از هم به نظام تمرکزگرای جهانی و دولت واحد الکترونیک که می‌تواند در پشت نظام پسا مدرنیستی، پایان دولت‌ها و آزادی جهانی خود را نهان کند و. امروز دولت آقای پزشکیان رییس جمهور، دولت تنها قطب حکومتی مستقل در جهان است که علیه نظام موجود هولناک سلطه گری چنین فاسد و اداره گران آن ایستادگی اسلامی و انقلابی و عدالتخواهانه پیشه کرده، و در این میان، مقایسه همپوشانی دو وضعیت نخبگانی کانونی و پیرامونی تابع نظام مرکزی در این صف جنگ جهانی حق و باطل مهم است نخبگانی نظیر شکوری راد و غربگرایان که ناخواسته ابزار و خدمتگزار نژام و نخبگان جزیره اپسین از کلینتون تا رئیس سابق دانشگاه هاروارد و وودی آلن این نماد کمدی تلخ هستند.

 این وضعیت پیچیده ترکیبی و بحرانی در تقابل حق و باطل و فتنه آخرالزمانی، برای اذهان کاهل قابلیت فهم ندارد و پس از کنارش می‌گذرند. اما مومنان عاقل و ژرفانگر و هوشمند همراه امام و رهبر فقیه شان در همان حال که تسلیم محض اراده یگانه پروردگار یکتا هستند، دغدغه بزرگشان، انجام تکلیف، و در نتیجه در گام‌نخست، ضرورتاً معرفت و شناخت درست و تشخیص واقعگرایانه‌ی مسیر ابلیس و شیطان بزرگ انسی و تلاش هژمونیک آنان و تکالیف توانفرسای جهاد الهی و معقول و استقامت قرآنی و نخبگان آمریکا و اروپا معنای کنش ارتباطی بین خود و خون آشامی و تجاوز کاری نسبت به ملل ضعیف را آشکار می‌کردند؛ و عفونت تجاوز به بکارت و بی گناهی در جزیره اپستین نماد روح تجاوزکار و عفن سیستم غربی و لیبرالیسم و دموکراسی غربی و صهیونی می‌شد.

 حال ربط تشدید ورشکستگی فلسفی هابر ماس با رخداد اپستین و جزیره نخبگان و رهبران سیاسی مدافع دموکراسی و حقوق و آزادی شهروندان و زنان و کودکان! روشن است. جزیره اپستین سند علیه وانموده هابر ماسی و دروغی بنام شرافت دموکراسی غربی و صحت آن است؛ و مشروعیت بخشی هابر ماس با اوهام کنش ارتباطی در ارتباط با نظام حکمرانی غرب را به پشیزی ساقط می‌کند.
☆☆☆☆
ربط دوم. 
بر باد رفتن رویا‌های تقلیدی غربگرایان و امثال شکوری راد.
اوهام وفاق با آمریکا پس از رحلت امام خمینی ره، بوسیله مرحوم هاشمی رفسنجانی در سطح سیایت حکومتی جاری گشت. رویای وارد کردن آمریکا به داخل نظام جمهوری اسلامی و فایق آمدن به میراث حسینی و سرسختانه امام: من با یزید بیعت نمی‌کنم! و ایجاد وفاق و ارتباط متقابل در حقیقت در قالب عملی نهان روشانه و توام با فریب تدریجی مردم و تغییر ذهن و تفکر و سبک زندگی و اندیشه سیاسی شان کلید خورد و از سرمایه گذاری در میان طبقه متوسط و عقده‌های غربگرایی و بورژوایی شان آغاز نمود و با مانور اشرافیت در داخل و وابسته سازی سیاست مستفل جمهوزی اسلامی به نهاد‌های بین المللی آمریکایی در سیاست خارجی بمثابه چراغ سبز به آمریکا ادامه یافت.

 گفتنی است که هاشمی تحت تاثیر نفوذی‌های نامدار مرکز تحقیقات استراتژیک و هابر ماسی‌های گسسته از امام و‌مخفی کاران جدیدالولاده لیبرالیسم مجاهدین انقلاب اسلامی بود که بعد به دشمنان هاشمی در آغاز اصلاح طلبی و به بیدار شدگان نسبت به اشتباه خود و متحدین هاشمی در پایان اصلاح طلبی و براندازی سبز‌ها بدل شدند، از شاگردان بشیریه گرفته تا چپ‌های مسلمان و هواداران دکتر شریعتی و امت و راه حل سرمایه داری دولتی که تبدیل شدند به مشارکتی‌های لیبرال و انواع و اقسام سازمان‌های اصلاح طلب و اعتدالی ..
این جریان غربگرا بزرگترین سدّ علیه سیاست اصیل استقلال و توسعه تولید گرا و عدالت محور و پیشرفت‌های تکنولوژیک و علمی و نظامی و دفاعی و غرب پرستان مقابل ولی فقیه شدند. آنان بزرگترین اعتماد را به وانموده‌های تمدنی غرب داشتند و دارند. غرب را می‌پرستند؛ و دروغ‌های فساد تمدنی‌ی آمریکا را با همین صورتک دموکراسی آمریکایی به مردم و بویژه طبقه متوسط تزریق کردند؛ و نفوذ جنگ نرم فرهنگی شان را در ایران تضمین کردند و اقشار جوانان را با سوء استفاده از شهوات جوانی و تبلیغات وسیع شبکه‌های مجازی و گسست از طهارت جمهوری اسلامی به موافقان وانموده‌های آمریکایی و آزادی جنسی و زندگی فاسد سوق دادند. آنان در حکومت، رانتخواری و قشر فاسد اقتصادی و سیاسی غربگرا و باند‌های مافیایی و بانکداری حریص خصوصی را براه انداختند و با اشرافیت نوکیسه اختلاس گر مایه بی اعتمادی مردم شدند و کاسه کوزه را سر حکومت مظلوم شکستند و نظام ولایت فقیه را مسئول فساد و بلبشویی وانمود کردند که خود می‌آفریدند و در عوض دموکراسی و تمدن فاسدغرب را همچون نماد خرد ارتباطی ستایش کردند. 

جزیره اپستین برباد دهنده اوهام و دروغ‌های اصلاح طلبی کسانی، چون شکوری راد شد و سرشت سرمایه سالاری و مدرنیت غرب و نحوه اداره شیطان پرستانه اش را افشاکرد و رهروان غرب پرستی و مقلدان غرب را رسوا نمود.

۳_ ربط سوم. 
اما ماجرا در فساد تمدنی متوقف نمی‌شود. بلکه همه جریان غربگرای گسسته از هدایت قرآن را در مقام کوران و کران افشا نمود. آنان بار‌ها به استهزا هدایت فرآن در باره یهودیت سامری و روح کفر آلودش و به سرپرستی نگرفتن کافران پرداختند؛ و منکر نقش سرمایه یهودی و یهودیت استکباری در اداره جهان از طریق فراماسونری و سرمایه داران یهودپشت پرده و دارای سلطه بر کشور‌های قدرتمند شدند. آنان بزرگترین اعتماد را به اینان با تقدیم همه منافع ملی و آمادگی جهت بردگی و سرسپردگی به اجنبی و دادن همه توان موشکی به شیطان نشان دادند و آمریکا را قدرت معتبر و عقلایی و متکی به کنش ارتباطی و خردگرایی ارتباطی معرفی کردند. جزیره اپستین افشای مفسده جویی یهودی فرعونی فراتر از فساد تمدنی آمریکا بود؛ و هدایت قرآن را درباره نقش صهیونیسم جهانی و وجه عصیان فراتمدنی و اتحدش با ابلیس اثبات کرد و مهمار از آن ما را به تامل در باره بازی جزیره اپستین و افشای آن واداشت. این که برای سدّ کردن جلوی رویکرد مردم به سوی خدا و تشنه عدل جهانی و رهبری الهی عج شدن، خود تغییر دجالی جهان و ظلمات حکومت‌جهانی را تدارک ببینند و با شکستن کاسه کوزه جنایات بر سر نظم کهنه دولت _ ملت و نظام‌های ملی و فساد را در این امر خلاصه کردن، راه حکمرانی گلوبال را هموار کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها