همان گونه که آدامز پیش بینی می کرد قانون جاذبه سیاسی اواخر قرن 19، با موفقیت مواجه شد، مانعی به نام انگلیس از میان برداشته شد و ایالات متحده سال 1898، توانست در کوبا مداخله کند.
کد خبر: ۱۵۲۵۰۰
این بار بهانه ، آزادسازی کوبا از دست اسپانیا اعلام شد. نتیجه این کار، از دست رفتن آزادی کوبا و تبدیل آن به یک مستعمره واقعی بود که تا سال 1959، وضعیت به این شکل باقی ماند. دموکرات های جکسونی بسختی تلاش کردند تا قانون جاذبه سیاسی را تغییر دهند. گدیس می نویسد که اقدامات آنان در دیگر اثر علمی و مهم از سوی توماس هایتالا مورد بحث واقع شده است. گدیس در این خصوص هم مسائل آموزنده را حذف کرده است . هایتالا تلاشهای دموکرات های جکسونی برای به دست آوردن انحصار پنبه را شرح می دهد، شاید بتوان گفت ، نقش پنبه در آن زمان مانند نقش نفت در اقتصادهای صنعتی امروزه است . تایلر، رئیس جمهور وقت ایالات متحده پس از الحاق تگزاس در 1845و تصرف حدود نیمی از مکزیک ، اعلام کرد که «ایالات متحده از طریق تضمین انحصار کاشت پنبه ، نفوذ بیشتری در امور دنیا به دست آورده است ، نفوذی که از طریق ارتش هر قدر هم که قوی و نیروی دریایی هر قدر هم که عظیم ، نمی توان به آن دست یافت». وی تا جایی پیش رفت که اعلام کرد: «انحصاری که هم اکنون درباره پنبه تضمین شده ، تمامی ملتهای دیگر را زیر پای ما قرار داده است... مصیبتی که یک سال تحریم پنبه در اروپا به بار آورد، بیشتر از جنگی 50ساله است. من تردید دارم که بریتانیای کبیر بتواند جلوی آشوب را بگیرد».
وزیر خزانه داری دولت رئیس جمهور پولک ، به کنگره اطلاع داد که این متصرفات ، کنترل تجارت جهانی را تضمین خواهد کرد. یک قدرت انحصاری مشابه ، مقاومت انگلیس در برابر اشغال منطقه ارگون را خنثی کرد، آدامز به کنگره اعلام کرد که مشیت الهی ، این منطقه را اعطاء کرده است ، وی با این کار، عقیده ای را تکرار می کرد که بعدها به حرف کلیشه ای تبدیل شد. شاید جالب باشد که بدانیم منطق اشغال تگزاس ، اساسا همان چیزی بود که به صدام حسین ، زمانی نسبت داده شد که وی کویت را اشغال کرد. البته در این میان ، تفاوت هایی نیز وجود دارد. ادعای عراق درخصوص کویت ، ریشه های عمیقی داشت و از زمانی ریشه می گرفت که انگلیس ، برای تضمین کنترل نفت شمال و ممانعت از دستیابی ترکیه به آن ، مرزهای عراق را به گونه ای ایجاد کرد تا مطمئن شود که مستعمره کویت عملا مانع از دسترسی عراق به دریا خواهد شد. از این گذشته ، صدام حسین از دموکرات های جکسونی تقلید نمی کرد و ترس خود از این مساله را اظهار نمی کرد که کشورهای مستقل مجاور، پدیده بردگی موجود در عراق را با تهدید روبه رو کردند و از سوی دیگر، دست کم وی به این صراحت ، به مشیت الهی استناد نمی کرد.
علاوه بر این ، به نظر نمی رسد که روشنفکران برجسته عراقی ، برای انجام ماموریت بزرگ پر کردن خاورمیانه از نژاد نجیب عراقی ، خواستار کویت ناکارآمد و تیره بخت شده باشند. از سوی دیگر، اینان اعلام نکرده بودند که نژاد قوی عراقی که هم اینک بخشی از منطقه را اشغال کرده ، باید در هر شرایطی و به هر طریق ممکن ، بقیه منطقه و نیز شبه جزیره عربستان را تصرف کند. اینها سخنانی بود که والت ویتمن و رالف والدو امرسون درباره مکزیک و منطقه ارگون گفته بودند (و فقط اسامی مناطق عوض شده است ). هیچ کس نیز ادعا ندارد که صدام حسین ، حتی در وحشیانه ترین رویاهای خود، همانند جاه طلبی های دموکرات های جکسونی (و همیشه با عنوان دفاع مشروع و در جهت دنبال کردن مشیت الهی)، آرزوی سلطه بر کل جهان را داشته است . تصویری که منابع علمی گدیس ارائه داده اند، با پر کردن موارد تاریخی آموزنده ای که حذف شده اند، پشتیبانی قابل توجهی از قضاوت وی درباره ریشه های دکترین بوش و عملی شدن آن از آدامز تا آرمانگرایی ویلسونی و تا به امروز، به عمل آورده است.
برای بسط دادن این پیشینه های تاریخی به کل جهان ، دیگران باید خود قضاوت کنند، چرا که مجبورند. ترس و نفرت از ایالات متحده ، هم اکنون به میزان بی سابقه ای گسترش یافته و خطر ترور و احتمال نابودی نهایی را افزایش داده است . دکترین آدامز با این مضمون که «توسعه طلبی راهی است به سوی امنیت» در عصر فضا، چنین تاثیراتی را پدید آورده است .
انقلاب هنجاری
همان گونه که نشان داده شد، طیف گسترده ای از نظرات صریح درباره توسل به نیروی نظامی وجود دارد. یک سوی این طیف عبارت است از توافق نظر پس از جنگ جهانی دوم که به طور رسمی در منشور ملل متحد بیان شد و بعدها در نشست جنوب و اخیرا از سوی میزگرد عالیرتبه سازمان ملل و اجلاس جهانی سالانه ملل متحد، تکرار شده است. بقیه این طیف با تکرار بر اهداف لیبرال جهانی اش اساسا این اصل را اتخاذ کرده است که ایالات متحده به طور منحصر به فردی از قوانین و صلاحیت قضایی بین المللی معاف بوده و بر این اساس ، برای پاسخگویی به هر چالشی در برابر قدرت ، موقعیت و پرستیژ خود و نیز تضمین دسترسی آزادانه به بازارهای کلیدی ، ذخایر انرژی و منابع استراتژیک ، مجاز است تا از هر وسیله ای که می خواهد استفاده کند.
باید دوباره تاکید کرد که به نظر می رسد مردم امریکا بشدت به اتفاق نظر پس از جنگ پایبند هستند، در حالی که این نوع نگرش از سیستم سیاسی و رسانه های عمومی امریکا، طرد شده است. البته در حاشیه این نظرات ، می توان عقاید گوناگون دیگری درباره توسل به زور را یافت . یکی از مهمترین این نظرات ، پژوهش کمیته بین المللی مستقل بازرسی درباره جنگ کوزووست که ریاست آن را حقوقدان برجسته آفریقای جنوبی ، ریچارد گلدستون به عهده داشت.