دلفین ها دیگر نمی خندند!

کشتی شکستگان ، بر آب مانده ها و گمشدگان دریا، گزارش های عجیبی از فرشتگان نجات خندان داده اند!
کد خبر: ۱۵۰۶۹۲

ماهی های چندمتری براق ، سپید، نقره ای یا سیاه که در واپسین لحظات ، آن موقع که آدمی میان چنگال موج های دریا غوطه ور است و او را هیچ مفری نیست ، آنها چونان فرشتگانی خندان ، شاد و جست و خیزکنان ، مانند آهویی که در زمین می خرامد و یا چون پرنده ای سبکبال که بر آبی آسمان بال می گستراند، از فراز امواج سهمگین فرود آمده اند، آدمیان غوطه ور را بر پشت گرفته اند و بر ساحل امن رهایش کرده اند!
حتی گزارش های مستندی حاکی از حمله دلفین ها به کوسه ها در جهت حمایت از آدمی وجود دارد که حمله گروهی آنها، جان بسیاری از آدمیان غریق را نجات بخشیده است. لیکن اینک گزارش های خبری ، سناریوی تراژیک دیگری از پاسخ آدمیان به محبت این حیوانات رقم زده اند و آن مرگ دسته جمعی 730 دلفین در سواحل جاسک ایرازمین است.
این در حالی است که حدود یک ماه قبل نیز در همین سواحل دهها قطعه دلفین جان سپردند و طومار زندگیشان با طومار محیطزیستی که هر روز در لجنزاری از بی توجهی فرو می رود، در هم پیچید!
جالبتر آن که هنوز هم دلیل مرگ دسته جمعی این دلفین ها در هاله ای از ابهام قرار دارد! و مسوولان مربوط همچنان نمی دانند علت مرگ تور نخی صیادان است! و یا تور سیمی کشتی های صنعتی که پس از بالان کشیدن فقط 30 درصد صید را برمی دارند و بقیه را مرده یا زخم خورده به امواج می سپارند!! و یا هزار و یک عامل دیگر...
اما آنان که باید بدانند، می دانند که دلیل وقوع این فاجعه زیست محیطی خود مسوولان مربوط هستند، چه اگر به وظایف نظارتی خود عمل می کردند، کار به فاجعه اول هم نمی رسید، چه رسید به فاجعه دوم ، آن هم در زمانی اندک!
سرنخ این فاجعه ، اگر به تور نخی صیادان گره بخورد، در ادامه به سازمان محیطزیست هم می رسد که چرا بر نوع و روش صید صیادان نظارت کافی ندارد. اگر به سیم فلزی کشتی ها برسد، در ادامه به وزارتخانه ای هم می رسد که چرا چنین وزارتی ساز و کارهای تعیین شده ای تبیین نکرده و اگر کرده ، چرا سازمان متبوعش اجرا نکرده است؛ و اگر سرنخ به هیچ کجا نرسد و میان زمین و آسمان معلق بماند، آن وقت فقط باید نگریست و گریست و منتظر فاجعه ای دیگر بود.


احسان مرادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها