:
امروزه یکی از شاخصهای رشد و توسعه در هر جامعه ای ، میزان سواد بویژه تحصیلات در سطوح عالی است.
کد خبر: ۱۴۵۶۱۹
با توجه به این که در چشم انداز 20 ساله از اهداف مهم آن دانایی محوری است ، باید تمهیداتی اندیشیده شود تا بویژه از طریق توسعه مراکز آموزشی و پژوهشی زمینه برای این مهم فراهم گردد. از آنجا که بافت جمعیتی کشور ما جوان است و جوان ایرانی تحصیل در دانشگاه را از طریق خانواده از سنین کودکی به صورت آرزو در ذهن می پروراند، برای متولیان سطوح آموزش عالی رسالتی ایجاد کرده تا در حد امکان موجبات تحقق این آرزو را فراهم کنند. براین اساس با رهنمودهای رهبر معظم انقلاب و با حمایت مجلس و دولت در سالهای اخیر شاهد رشد کمی قابل توجه دانشگاه های گوناگون بوده ایم ، به گونه ای که در سالهای اخیر تعداد زیادی از پذیرفته شدگان دانشگاه ها از دانشگاه های آزاد، پیام نور، علمی کاربردی ، غیرانتفاعی و... بوده اند. در واقع با گسترش و توسعه کمی این مراکز علمی و قابل دسترس بودن دانشگاه ها در مناطق نزدیک به محل زندگی ، هم عطش تحصیل در دانشگاه تا حدی سیراب شده و هم از نگرانی های خانواده ها و هزینه های گوناگون تحصیل کاسته شده است که همه اینها می تواند به عنوان نکات مثبت برای این توسعه باشد اما از طرفی با توجه به رشد سریع و جلوتر از برنامه برخی از این دانشگاه ها، کیفیت آنها زیر سوال رفته و همین امر نگرانی هایی را برای متخصصان و اهل علم و حتی کارگزاران و تصمیم گیران جامعه به وجود آورده است ، زیرا برخی از این دانشگاه ها به حداقل ها در هیات علمی ، در فضای آموزشی و امکانات تحصیلی برای دانشجویان بسنده کرده اند.پرسش این است ؛ خروجی این گونه دانشگاه ها تا چه حد با مدرکی که همراه دارند و به نوعی برای آنها ایجاد حق کرده ؛ برای رفع نیازمندی های جامعه مفید خواهد بود؛ آیا هدف تنها توجه به ظواهر و گسترش مدرک و به نوعی مدرک گرایی است و یا باید درصدد افزایش میزان معرفت و رشد فکری افراد جامعه برای رویارویی با مسائل و مشکلات گوناگون فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی بود.به عنوان مثال ، در اهداف دانشگاه علمی کاربردی آمده است که این دانشگاه باید موجبات مشارکت سازمان ها و دستگاه های اجرایی دولتی و غیردولتی را در امر تربیت نیروی انسانی متخصص و مورد نیاز کشور فراهم کند به نحوی که فارغ التحصیلان هر یک از این موسسات تحت نظارت این دانشگاه بتوانند برای کاری که به آنها محول شده یا خواهد شد، دانش و مهارت لازم را کسب کنند.همان گونه که ملاحظه می شود، این اهداف بسیار عالی است و همان چیزی است که مطلوب ماست و باید برای آن برنامه ریزی شود،ولی تعجیل در آن به گونه ای که به حداقل ها اکتفا شود، فرسنگ ها ما را از این اهداف مقدس دور خواهد کرد.از سویی ، یکی دیگر از چالشهای مبتلا به این گونه مراکز آموزشی و دانشگاهی این است که برخی از آنها در چارچوب وظایف خود با توجه به نوع نیاز برای تشکیل چنین دانشگاهی حرکت نمی کنند. مثلا دانشگاه پیام نور یک دانشگاه نیمه حضوری است و بویژه برای کسانی طراحی شده است که امکان حضور به طور کامل در دانشگاه را ندارند. بنابر این در انتخاب رشته ها باید این مساله مهم را لحاظ کرد تا دانشجویان با همان تعداد حضور در کلاسها و با خودآموزی بتوانند از عهده تحصیل در آن رشته برآیند به گونه ای که تبحر لازم در رفع نیاز جامعه متناسب با مدرک تحصیلی خود را داشته باشند. اگر قرار است مانند کلاسهای حضوری رشته هایی انتخاب شود که نیاز به آزمایشگاه ، کارگاه ، کتابخانه و... داشته باشد باید این امکانات قبل از پذیرش داوطلب در این دانشگاه فراهم شود، نه این که به طور همزمان و یا بعد از پذیرش اقدام به این کار شود؛ زیرا فارغ التحصیلان آن ، هم در طول تحصیل و هم بعد از آن با مشکل مواجه خواهند شد و خروجی چنین رشته هایی پاسخگوی نیازهای جامعه نخواهد بود. فلذا این نگرانی ها موجب شده تا از مسوولان مربوط خواسته شود که بیش از کمیت به کیفیت توجه کنند و به جای آن که افتخار ما به آمار و ارقام و رشد کمی باشد ، به فارغ التحصیلان توانمند برای حل معضلات گوناگون جامعه باشد.
دکتر هاجر تحریری نیک صفت
نایب رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس